سیصدوهفتادوهشتمین شماره روزنامه اینترنتی «صدای ایران» رسانۀ KHAMENEI.IR با عنوان «وداعی به وسعت یک ملت» منتشر شد.
نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
سرمقاله:
«بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران / کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران...». روزی که سعدی این بیت را میسرود، هرگز گمان نمیکرد قرنها بعد، این چند واژه، روایتگر حال و هوای مردمی باشد که در میانه تلخترینِ روزهای تاریخ خود، برای وداع با رهبر شهیدشان گرد هم آمدهاند. گویی این بیت، نه فقط وصف اندوه یک جدایی، که تصویر تمامنمای مردمی است که پس از ماهها ایستادگی، مقاومت و حماسهآفرینی، اکنون فرصت یافتهاند بغض فروخورده خود را رها کنند و در سوگ بزرگمردی بنشینند که نزدیک به چهار دهه، سکان هدایت انقلاب اسلامی را بر عهده داشت.
در بیش از ۱۲۰ شبانهروز گذشته، مردم ایران در میدان و خیابان، درس مقاومت و ایستادگی به دنیا دادند. روزهایی که فرصت اشک ریختن نبود، روزهایی که میدان، مجال سوگواری نمیداد و مسئولیت دفاع از عزت و اقتدار کشور، بر هر احساس دیگری پیشی گرفته بود. در همه آن روزها، بغضها در سینه ماند، اشکها پشت پلکها خشک شد و مردم، اندوه خود را به صبر و استقامت تبدیل کردند. اکنون اما، پس از گذشت آن روزها، زمان آن رسیده که این بغض، راهی برای رهایی پیدا کند.
صبح سیزدهم تیرماه، نخستین روز از آیین دو روزه وداع مردمی با رهبر شهید انقلاب اسلامی در مصلای امام خمینی(ره) تهران آغاز شد؛ مراسمی که از همان ساعات اولیه نشان داد قرار نیست صرفا یک آیین رسمی یا یک وداع معمول باشد. آنچه در مصلی تهران شکل گرفت، بیش از آنکه شبیه مراسمهای مرسوم بدرقه یک شخصیت سیاسی باشد، به خروش احساسات ملتی شباهت داشت که پس از ماهها خویشتنداری، آمده بودند تا هم اشکهای خود را نثار کنند و هم پیمانی دوباره با آرمانهای آقای شهیدشان ببندند.
شاید بهترین گواه این ادعا، ساعتها انتظار مردمی بود که پیش از آغاز رسمی مراسم، خود را به مصلی امام خمینی(ره) رسانده بودند. در حالی که اعلام شده بود دربهای مصلی ساعت شش صبح باز خواهد شد، از شامگاه روز قبل، خیابانهای اطراف مصلی آرام آرام مملو از جمعیتی شد که نمیخواست حتی یک لحظه از این وداع تاریخی را از دست بدهد. نیمههای شب، شمار جمعیت لحظه به لحظه افزایش یافت، پیر و جوان، زن و مرد، خود را به مصلی رسانده بودند و ساعتها ایستادن را به جان خریده بودند تا در نخستین لحظات، چشمشان به پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی بیافتد.
همین اشتیاق بود که مسئولان برگزاری مراسم را واداشت تا زمان بازگشایی دربهای مصلی را تغییر دهند و به جای ساعت شش، از حدود ساعت سه و نیم بامداد، دربها را به روی عزاداران باز کنند.
مردم آمده بودند تا علاوه بر نشان دادن داغی که بیش از چهار ماه بر دلشان نشسته بود، پیام دیگری را نیز با خود به همراه بیاورند؛ پیام خونخواهی، ایستادگی و ادامه راه قائد شهید امت. این پیام را میشد در پرچمهای سرخی دید که در میان جمعیت به اهتزاز درآمده بود؛ پرچمهایی که در فرهنگ شیعی، نماد خونخواهی و انتقام از ظلم به شمار میروند. این پیام را میشد در شعارهایی شنید که بارها از میان جمعیت طنینانداز شد و در پلاکاردهایی خواند که عزاداران با خود حمل میکردند.
با این همه، اگر قرار باشد وداع دو روزه مردم ایران با رهبر شهیدشان را تنها در قاب اندوه و سوگواری تعریف کنیم، بیتردید بخش بزرگی از حقیقت نادیده گرفته خواهد شد. این حضور گسترده، در کنار همه اشکها و مرثیهها، جلوهای از قدردانی یک ملت نیز بود. قدردانی از رهبری که نزدیک به چهار دهه از عمر مبارک خود را در جایگاه هدایت انقلاب اسلامی، با مجاهدت و مقاومت، وقف اعتلای ایران و عزت و استقلال ملت ایران کردند.
انتهای پیام/