به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، اتوبوسها یکی پس از دیگری از مقابل دانشگاهها حرکت میکنند؛ کولههایی که تا دیروز کتاب، جزوه و لپتاپ را در خود جای داده بودند، امروز پر از پرچم، چفیه و دلنوشتههایی شدهاند که مقصدشان تنها یک نقطه است؛ حضور در مراسم تشییع رهبر شهید آیتالله خامنهای. دانشجویانی که از شهرها و دانشگاههای مختلف راهی این مراسم شدهاند، هر کدام روایت متفاوتی از این سفر دارند؛ سفری که برای بسیاری از آنان تنها یک اعزام دانشجویی نیست، بلکه ادای احترام به شخصیتی است که سالها او را در قاب سخنرانیها، کتابها و خاطرات سیاسی و اجتماعی کشور شناختهاند. محوطه دانشگاه آرامآرام از سکوت خارج میشود.
دانشجویان با چهرههایی متفاوت اما احساسی مشترک، کنار اتوبوسهایی ایستادهاند که قرار است آنان را به مراسم تشییع برساند. برخی در سکوت به پرچمهای نصبشده بر شیشه اتوبوسها نگاه میکنند، برخی آخرین تماس را با خانواده میگیرند و گروهی نیز مشغول خواندن دعا یا مرور دلنوشتههایی هستند که قرار است در این سفر همراهشان باشد.
اعزام دانشجویان از دانشگاههای مختلف کشور، تنها یک برنامه تشکیلاتی نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن احساسات نسل جوان با روایتهای شخصی، دغدغههای اجتماعی و نگاه آنان به آینده درهم میآمیزد. هر دانشجو دلیلی برای حضور دارد؛ یکی از سر ارادت، دیگری برای ثبت لحظهای تاریخی و فردی دیگر برای آنکه احساس میکند باید در کنار میلیونها ایرانی برای عزت ایران و ایرانی در این بدرقه حضور داشته باشد.
نمیتوانستم در خوابگاه بمانم
محمد، دانشجوی مهندسی، از نخستین کسانی است که سوار اتوبوس میشود. میگوید: شب گذشته اصلاً خوابم نبرد. احساس کردم اگر امروز در دانشگاه بمانم، بعدها خودم را سرزنش میکنم. بعضی لحظهها فقط یکبار در تاریخ تکرار میشوند و دوست داشتم شاهد یکی از آن اجتماعات میلیونی ایرانیهای عزتمند در تشییع رهبر عظیم الشان انقلاب باشم.
کنارش دوستش بطری آب و پرچمی کوچک در دست دارد. هر دو میگویند این سفر برایشان بیشتر از یک حضور است؛ سفری برای ثبت خاطرهای که سالها بعد بتوانند درباره آن سخن بگویند. از مردی که شجاعت را برای ایران به ارمغان آورد.
اشکهای یک دانشجوی پزشکی
در گوشه دیگری از محوطه، زهرا، دانشجوی پزشکی، با چشمانی اشکآلود میان دوستانش ایستاده است. میگوید: وقتی اولین بار خبر را شنیدم، باورم نمیشد. احساس کردم یکی از ستونهای زندگی سیاسی و اجتماعی کشور فرو ریخته است. دوست داشتم در این مراسم حضور داشته باشم تا سهم کوچکی در این بدرقه داشته باشم.
او میگوید خانوادهاش نیز از حضورش استقبال کردهاند و معتقدند این مراسم بخشی از حافظه تاریخی کشور خواهد شد.
دانشگاههایی که رنگ دیگری گرفتند
در روزهای اعزام، فضای دانشگاهها با روزهای عادی تفاوت دارد. پرچمهای سیاه، بنرهای تسلیت، ایستگاههای صلواتی و حلقههای گفتوگوی دانشجویی، جلوهای متفاوت به محیطهای علمی داده است.
در بسیاری از دانشگاهها، تشکلهای دانشجویی و گروههای فرهنگی، مسئولیت هماهنگی اعزام را برعهده گرفتهاند.
ثبتنامها در مدت کوتاهی تکمیل شده و بسیاری از دانشجویان حتی در فهرست ذخیره قرار گرفتهاند.
سفری که با همدلی آغاز شد
اتوبوسها آرامآرام از دانشگاه فاصله میگیرند. در طول مسیر، سکوت جای خود را به زمزمه دعا، خواندن سرودهای حماسی و مرور خاطرات میدهد. برخی دانشجویان از نخستین دیدار خود با رهبر انقلاب در دیدارهای دانشجویی سخن میگویند و برخی دیگر از توصیههایی که در سالهای گذشته از سخنان ایشان الهام گرفتهاند.
در میان صندلیها، گفتوگوها بیشتر حول آینده کشور، مسئولیت نسل جوان و نقش دانشگاه در ساخت ایران میچرخد.
برای نسل بعد روایت خواهیم کرد
امیر، دانشجوی تاریخ، میگوید: شاید سالها بعد فرزندان ما بپرسند آن روز کجا بودید. دوست دارم بگویم من هم در میان جمعیتی بودم که برای بدرقه و تشییع آمده بودند.
او معتقد است بسیاری از رخدادهای بزرگ تاریخی، تنها در کتابها معنا پیدا نمیکنند؛ بلکه حضور مردم است که به آنها جان میبخشد.
دخترانی که با دلنوشته آمدهاند
گروهی از دانشجویان دختر، دفترچههای کوچکی در دست دارند. هر کدام جملهای نوشتهاند؛ یادداشتهایی که برای خودشان ارزش بسیاری دارد.
یکی از آنان میگوید:خواستم حرفهایی را که هیچوقت فرصت گفتنش نبود، روی کاغذ بنویسم. شاید این نوشتهها هیچوقت خوانده نشود، اما برای خودم آرامشبخش است.
دانشگاه؛ فقط محل آموزش نیست
کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند دانشگاه همواره یکی از مهمترین بسترهای بروز احساسات و مشارکت اجتماعی نسل جوان بوده است. حضور دانشجویان در رخدادهای مهم کشور، نشان میدهد دانشگاه صرفاً محل آموزش علمی نیست، بلکه فضایی برای تجربه مسئولیت اجتماعی نیز به شمار میآید.
این حضور، فارغ از نگاههای مختلف، بیانگر آن است که نسل جوان نسبت به رخدادهای ملی بیتفاوت نیست و میکوشد در بزنگاههای تاریخی نقش خود را ایفا کند.
بدرقهای به وسعت تاریخ جاودان
هرچه اتوبوسها به مقصد نزدیکتر میشوند، هیجان و احساسات دانشجویان نیز بیشتر میشود. بسیاری تلفنهای همراه خود را آماده کردهاند تا لحظههای این سفر را ثبت کنند؛ نه فقط برای انتشار در فضای مجازی، بلکه برای آنکه سالها بعد، تصویری از حضور خود در این روز تاریخی داشته باشند.
در میان جمع، دانشجویی آرام زیر لب میگوید:«گاهی تاریخ را فقط نمیخوانند؛ آن را زندگی میکنند.
آغاز یک روایت
این اعزام شاید تنها چند ساعت یا چند روز به طول انجامد، اما این ثبت تاریخی دلدادگی مردم ایران برای بسیاری از دانشجویان ماندگار خواهد بود. آنان پس از بازگشت به کلاسهای درس، دوباره پشت نیمکتهای دانشگاه خواهند نشست، اما تجربه حضور در این مراسم، بخشی از حافظه شخصی و جمعی آنان خواهد شد.
روایتهای این سفر، سالها بعد در خوابگاهها، کلاسهای درس، جمعهای خانوادگی و خاطرات دانشجویی بازگو خواهد شد؛ روایت نسلی که از میان کتابها و کلاسها برخاست تا در یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر کشور، حضوری از سر باور، احساس و مسئولیت را تجربه کند.
شاید مهمترین دستاورد این سفر، نه مسیر طیشده و نه ساعتهای حضور در مراسم، بلکه پیوندی باشد که میان نسل دانشگاهی و حافظه تاریخی جامعه شکل گرفت؛ پیوندی که در قاب اشکها، پرچمها، دعاها و نگاههای دانشجویان ثبت شد و برای سالهای آینده به یادگار خواهد ماند.
انتهای پیام/