خداحافظ آقای کشوردوست...

ایرنا دوشنبه 15 تیر 1405 - 09:48
خرم‌آباد - ایرنا - امروز آخرین دیدار مردمی با شما قائد امت در قلب پایتخت، کارت حضور در مراسم برای همه صادر شده است، شهری که سالها در سایه نگاه پدرانه‌ات نفس می‌کشید، حالا با میهمانانش بغض‌کرده، اشک در چشم و داغ بر دل در برابر تابوتت ایستاده و چقدر بدون بودن شما نفس کم آورده است.

به گزارش ایرنا همه آمده اند، پرازدحام‌ ترین و باشکوه ‌ترین دیداری که یک ملت با پدر خود داشته رقم خورده است، آقای کشوردوست! شما فقط حاکم نبودی، پدری دلسوز و صبور بودی که قامتت سپر بلای فرزندانت شد و حالا خیابان و کوچه های شهر از شما تهی و یتیم ترین های روزگار شده اند.

صبح امروز، آخرین وعده دیدار ما با شما، خورشید غروب کرده است، هیچ چیز سر جای خودش نیست، چرا سبک نمی شود این دل، چرا اشک ها کفاف داغ خروشان سینه را نمی دهند، چرا دست ها برای وداع با شما همچنان رو به آسمان است و انگار آدم ها خست می کنند جرعه ای از هوای آسمانی دیدارت را از دست بدهند.

امروز یک جهان از وجود پر صلابتت تهی شده است، یاد دستان نوازشگر، چشمان امید باران و طنین صدای مهربان شما دلها را چنگ می زند، هرگاه که بلندگوهای شهر صدای شما را پخش می کنند سوز دل و اشک چشم تلاقی می یابند و دست هایمان ناخودآگاه از درد فراق مشت می شود، چقدر وقت کم آورده ایم برای شاگرد مکتب شما بودن.

خداحافظ آقای کشوردوست

مهربانی ‌های بی ‌دریغ شما حالا در خاک این وطن جاریست، تابوت یارای نگه داشت قلب بزرگ شما را ندارد، انگار در این روزها جان شما نه در تابوت، که در جان‌ های ما و نبض این سرزمین متبلور شده است.

ای دلیر تنها، رد اشک در نگاهمان جا مانده است، چون کودکان گمشده به آسمانی می نگریم که ستاره هایش برای همدردی با ما به زمین آمده اند، انگار بساط عمرمان با رفتن شما برچیده شده است، دیوارهای شهر نه روی زمین، که در سینه ما نفس می کشند، پرنده ها از آسمانش پر کشیده اند و چند صباحیست خورشید از نبودتان خجلت زده سر بالا می آورد.

آقای کشوردوست! شما راهی سفری شده اید که آرزویش را داشتید، اما آرزوی ما چه می شود؟ کوه استوار ایمان را از دست داده ایم، یتیم دوران شده ایم، جای خالی تکیه گاه پدری را ماههاست در بغل گرفته ایم و حالا داغی سوزناکتر از آتش خورشید را با خود داریم اما باید شما را به خدا بسپاریم.

این داغ، غم فراق یک حاکم نیست، بلکه اندوه و سوگ پدری است که حالا عکسش را بر سینه می فشاریم، به یادش چفیه بر گردن انداخته ایم و در سوگش اشک چشم را بدرقه پهنای صورت کرده ایم، همه کار می کنیم تا بلکه اندکی سبک شویم، اما انگار این داغ خیال سرد شدن ندارد.

هرچند امروز غمگین ترین مردمان روی زمین هستیم اما اینها پایان داستان ما و شما نیست، فرزندانت در ایران زخم خورده بازو در بازوی یکدیگر عهد می‌ بندند راه شما را تا آخرین تنی که نفس می کشد ادامه دهند، پاره‌ ای از جانمان را برای همیشه از دست داده ایم، خلا حضور شما برای همیشه در جانمان رخنه کرده است اما همچنان مصمم ترین انسان های عالم هستیم.

میراث شما را که نه تاج و تخت، بلکه عزمی راسخ، ایمانی شکست‌ ناپذیر، عدالت، استقامات، شجاعت و فداکاری است چون گوهر جان مراقبت می کنیم چراکه باور داریم، غروب پایان خورشید نیست، آرمان شما را چون جان شیرین پاسداری می کنیم و مسیر را با گام های استوار و دعای خیر شما طی می کنیم.

خداحافظ آقای کشوردوست

آقای کشوردوست! شما ما را اینگونه پرورش دادی که اکنون در نبودت، استوارترین سوگواران جهان باشیم، میراث شما انسانیت ناب، عشقی بی ‌کران، وطن ‌دوستی است که با هیچ گنجی در جهان قابل مذاکره نیست.

عشق شما به این خاک و این مردم، ماندنی و در تاریخ جاری شد، شما زیرکانه راه ماندن را نه در حکومت، نه در مرزهای جغرافیایی و نه درسقف بلند کاخ ها یافتید بلکه جاودانگی را در قلب مردم جستجو کردید و امروز که دست ما از داشتن شما خالی شده است معنای عشق را با تعریف شما بلد شده ایم، مفهوم وطن دوستی و جان فدایی را با روش شما درک کرده و وارثان پرافتخار میراث ماندگار شما شده ایم.

آقای کشوردوست! رفتن شما مانند آرمیدن کوه در سینه خاک است، قلبمان ترک برداشته اما سربلندیم، دست های وداعمان می لرزد اما مشت های گره کرده مان به یاد شما حواله استکبار می شود، از غمتان ناله سر می دهیم اما پیمانی دوباره را در فلک طنین انداز می کنیم، بر سر این عهد می‌ مانیم و رفتنت را نه پایان، که آغازی دوباره برای طلوع خورشید حقیقت می ‌دانیم.

بیچاره تاریخ؛ چگونه می تواند این میراث را برای آینده شرح دهد، چگونه باید از این همه سخن بگوید؟ ما میلیون ها فرزند مکتب شما، دفتر زندگیمان را با خط شما می نویسیم، صفحات تاریخ را می نگاریم و با هر خون و نسبی، گواهی خواهیم داد که شما بهترین بندگان خدا در زمان خود بوده اید و همچون امام تشنه لب، به دست شقی ترین ها به شهادت رسیدید.

آری روایت ما، روایت تداوم است، پایان این قصه نه با رفتن شما که با برخاستن آغاز شد،

میراث ماندگارتان انسان‌ هایی از جنس شما هستند که سخنانتان را در دل زمزمه می کنند با اشک دیدگان و امید در دل، هم پیمان شده و در مسیری گام نهاده اند که شما هموار کردید و با هر نسل و هر نفس روشن تر خواهد شد.

خداحافظ آقای کشوردوست...

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.