اکونومیست در یادداشتی کمسابقه میپذیرد که پیشبینیاش درباره قیمت نفت اشتباه از آب درآمده است. این مجله که پیشتر تصور میکرد بازار نفت خطر بحران ایران، آمریکا و تنگه هرمز را دستکم گرفته، حالا میگوید بازار بهتر از تحلیلگران عمل کرد.
به گزارش نفتخبر، اکونومیست این بار نه با لحن قاطع همیشگی، بلکه با نوعی اعتراف تحلیلی وارد بحث میشود: پیشبینی ما درباره نفت غلط بود. این مجله در پایان آوریل هشدار داده بود معاملهگران نفت در “دنیای خیال” زندگی میکنند اگر فکر کنند قیمت نفت تا پایان سال به ۸۸ دلار میرسد یا پایینتر میآید. اما امروز نفت برنت کمی بالاتر از ۷۰ دلار معامله میشود.
این یادداشت فقط درباره یک خطای تحلیلی نیست؛ درباره محدودیت پیشبینی، قدرت بازار، نقش چین در کنترل تقاضای نفت و این پرسش بزرگ است که چرا رسانهای مثل اکونومیست، با وجود احتمال اشتباه، همچنان باید نظر بدهد و پیشبینی کند.
اکونومیست میپذیرد که پیشبینیاش درباره قیمت نفت اشتباه بوده است.
این مجله تصور میکرد بحران ایران، آمریکا و تنگه هرمز قیمت نفت را بالا نگه میدارد، اما بازار مسیر دیگری رفت.
یکی از دلایل خطا، برآورد نادرست از توان آمریکا و ایران برای رسیدن به توافق موقت درباره تنگه هرمز بود.
دلیل دوم، نادیده گرفتن توان چین در کاهش شدید واردات نفت و استفاده از ذخایر پنهان و رسمی بود.
اکونومیست میگوید بازارها کامل نیستند، اما قیمت بازار یکی از نزدیکترین ابزارها به «قضاوت جمعی بشر» است.
یکی از سردبیران سابق اکونومیست زمانی گفته بود: “ما روزنامهای هستیم اهل نظر و موضع. گردن خود را جلو میآوریم و طبیعی است که گاهی هم ضربه بخورد.”
قیمت نفت دقیقاً چنین ضربهای به این مجله زده است. در پایان آوریل، تقریباً دو ماه پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، این مجله نوشته بود معاملهگران نفت در “لا-لا لند” هستند (اینجا)؛ یعنی در دنیایی خیالی زندگی میکنند، اگر فکر کنند قیمت نفت تا پایان سال به ۸۸ دلار کاهش مییابد.
اما امروز نفت خام برنت کمی بیش از ۷۰ دلار قیمت دارد. به تعبیر خود اکونومیست، پیشبینی این مجله تقریباً به همان خوبی پیش رفت که جنگ پیش رفت؛ یعنی چندان خوب پیش نرفت.
اکونومیست میگوید این خطا دو دلیل اصلی داشت.
نخست، این مجله تصور میکرد آمریکا و ایران در برابر توافق برای بازگشایی تنگه هرمز مقاومت خواهند کرد. از نگاه اکونومیست، آمریکا ممکن بود به این دلیل عقب ننشیند که دونالد ترامپ با توهم برتری مطلق تصور میکرد دست بالا را دارد. ایران هم ممکن بود مقاومت کند، چون حکومت میدانست مردمش را میتواند وادار به تحمل درد و فشار بیشتر کند.
اما واقعیت مسیر دیگری رفت. ترامپ، زیر فشار خشم رانندگان آمریکایی و نگرانی از افزایش قیمت سوخت، تا حد زیادی عقب نشست و از یک فاجعه جلوگیری کرد. پس از آنکه دو طرف در ماه ژوئن به یک توافق موقت رسیدند، نفت به اندازهای از خلیج فارس خارج شد که بازارها مطمئن شوند عرضه دوباره در حال بازگشت است؛ حتی اگر آینده تنگه هرمز هنوز نامطمئن باقی مانده باشد.
دومین غفلت اکونومیست، مانند بسیاری از تحلیلگران دیگر، این بود که میزان توان چین برای کاهش واردات نفت را دستکم گرفت. واردات نفت خام چین اکنون روزانه ۵ میلیون بشکه کمتر از یک سال قبل است؛ آن هم با وجود کاهش قیمتها. چین هم تقاضای خود را کاهش داده و هم عرضه و ذخایر خود را تقویت کرده است.
اکونومیست تأکید میکند که ذخایر نفت چین شفاف نیست. بسیاری از بشکهها زیر زمین پنهاناند و از دید ماهوارهها دور میمانند. همچنین مرز روشنی میان ذخایر رسمی دولت و موجودی شرکتها وجود ندارد. اما همین ذخایر نشان دادهاند که میتوانند ضربهگیر قدرتمندی برای بازار نفت باشند.
اکونومیست با لحنی خودانتقادی یادآوری میکند که منتقدانش هنوز هم اشتباه سال ۱۹۹۹ را به رخ این مجله میکشند؛ زمانی که اکونومیست بهغلط پیشبینی کرده بود قیمت نفت ممکن است به ۵ دلار در هر بشکه برسد.
آن زمان هم اشتباه کردیم.
اما اکونومیست در دفاع از کارنامه خود میگوید سرمایهگذارانی که ادعا میکنند این مجله راهنمای خوبی برای شرطبستن در جهت مخالف است، فقط شکستها را گلچین میکنند. این مجله با کمک هوش مصنوعی، ۷ هزار سرمقاله این قرن را بررسی کرده و نتیجه گرفته است وقتی موضع این مجله فقط تا حدی خلاف اجماع بازار بوده، کارنامهاش خوب بوده است. اما پیشبینیهای بسیار غیرمتعارف و دور از اجماع، طبیعتاً بیشتر احتمال داشته اشتباه از آب دربیایند.
اکونومیست از زاویهای جالب به شکست خود نگاه میکند. چون ما طرفدار تجارت آزاد هستیم، از اینکه بازارها ما را شکست دادهاند، نوعی رضایت عجیب داریم.
این ماجرا یادآوری میکند که قیمت یک دارایی در بازاری نقدشونده، نزدیکترین چیز به “عصاره قضاوت جمعی بشر” است. قیمتها اطلاعاتی را در خود جمع میکنند که بهصورت نابرابر میان افراد بیشمار پراکنده شده است؛ از سرمایهگذار آماتور گرفته تا معاملهگران بزرگ نفت در اروپا.
البته بازار همیشه درست نمیگوید. همین بازار هم انتظار نداشت قیمت نفت تا این اندازه کاهش پیدا کند. اما اینکه کسی فکر کند با شانس معمولی میتواند بهطور پیوسته بهتر از بازار عمل کند، از نگاه اکونومیست شبیه همان خطایی است که برنامهریزان مرکزی مرتکب میشوند؛ کسانی که گمان میکنند میتوانند منابع را بهتر از سازوکار قیمت تخصیص دهند.
اگر بازار نظر دارد، چرا اکونومیست پیشبینی میکند؟
اگر بازارها چنین قدرتی در جمعآوری اطلاعات دارند، اصلاً چرا باید نظر داد؟
امروز بازارهای پیشبینی دامنه گستردهتری از رویدادها را پوشش میدهند و دیدن نگاه بازار به آینده آسانتر از همیشه شده است. اما کسی که بهطور غریزی نظر بازار را جایگزین نظر خودش کند، در نهایت نمیداند چرا به چیزی باور دارد.
از نگاه اکونومیست، دفاع از پیشبینی شبیه دفاع از آزادی بیان است. دیدگاههای خوباستدلالشده، حتی وقتی غلط باشند، ذهن خواننده را تیزتر میکنند. بدون چنین دیدگاههایی، اصلاً چیزی وجود نخواهد داشت که در نهایت در قیمت بازار تجمیع شود.
اکونومیست میگوید به پیشبینی ادامه خواهد داد. دلیلش فقط علاقه به نظر دادن نیست؛ این مجله میخواهد خوانندگانش را از کار طاقتفرسای خواندن گزارشهای خشک و بوروکراتیک نجات دهد.
آسانترین راه برای اشتباه نکردن این است که هیچ نظر مشخصی نداشته باشی؛ رویکردی که بسیاری از گزارشهای اداری را به متنهایی بیروح، خستهکننده و بیلذت تبدیل میکند. ما آن گزارشها را میخوانیم تا شما مجبور نباشید بخوانید؛ خدمتی که امیدواریم گاهگاهی خطا کردن، هزینه قابل قبولی برای آن باشد.
در نهایت این را باید گفت که بابت اشتباه خود متأسفیم. دوباره هم اتفاق خواهد افتاد. (منبع Economist)
این یادداشت در ظاهر اعترافی درباره نفت است، اما پیام عمیقتر آن درباره قدرت بازار در برابر اعتمادبهنفس تحلیلگران است. اکونومیست عملاً میگوید حتی یک رسانه جدی با دسترسی به داده، تحلیلگر و تجربه تاریخی هم میتواند در برابر پیچیدگی بازار نفت اشتباه کند.
سیگنال مهم این مقاله برای بازار انرژی این است: قیمت نفت فقط تابع جنگ، ایران، هرمز یا تیترهای ژئوپلیتیک نیست. اگر سمت تقاضا، مخصوصاً چین، ناگهان تغییر کند یا ذخایر پنهان وارد بازی شوند، حتی بحرانهای بزرگ هم ممکن است نتوانند قیمت را بالا نگه دارند.
برای فعالان اقتصادی، نکته مهمتر این است که بازار گاهی زودتر از تحلیلهای سیاسی، واقعیت را هضم میکند. حمله، تهدید، تنگه هرمز و ریسک ژئوپلیتیک مهماند؛ اما اگر عرضه به اندازه کافی برقرار بماند و تقاضای چین افت کند، قیمت میتواند برخلاف انتظار عمومی پایین بیاید.
تحلیل خوب لزوماً تحلیلی نیست که همیشه درست از آب دربیاید؛ تحلیل خوب باید مفروضاتش را روشن کند، خطایش را بپذیرد و اجازه دهد خواننده بفهمد کدام بخش از مدل ذهنی شکست خورده است.