همشهری آنلاین - مریم سرخوش: عملیات امدادرسانی به مراسم تشییع و بدرقه رهبر شهید، یکی از بزرگترین مأموریتهای تاریخ اورژانس پیشبیمارستانی کشور و استان تهران بود؛ مأموریتی که از زائرشهرها تا مصلی و مسیر تشییع را در برگرفت و با وجود حضور میلیونی مردم، بدون حتی یک فوتی ناشی از ازدحام به پایان رسید.
پشت این موفقیت روزها برنامهریزی، هماهنگی میان دهها دستگاه اجرایی و طراحی چندلایه برای انتقال بیماران در زمین، مترو و آسمان است؛ از استقرار صدها ناوگان امدادی و بیمارستانهای صحرایی گرفته تا اجرای نخستین تجربه انتقال ریلی بیماران و آمادهباش اورژانس هوایی.
اسماعیل فراهانی، قائممقام اورژانس تهران و دبیر کمیته امداد و فوریتهای پزشکی مراسم تشییع و بدرقه رهبر شهید، در گفتوگو با همشهری از پشتصحنه این عملیات، مهمترین چالشها، تدابیر مدیریتی، نقش مردم در موفقیت امدادرسانی و درسآموختههای بزرگترین عملیات درمانی کشور میگوید.
در این ۴ روز (جمعه تا دوشنبه)، بزرگترین چالش غیرمنتظرهای که اورژانس استان تهران با آن روبهرو شد، چه بود؟
بر اساس برنامهریزیها و هماهنگیهای انجامشده، چالش جدی نداشتیم. اما روز یکشنبه و همزمان با برگزاری نماز، قرار بود جمعیت از یک مسیر وارد شود، در مراسم حضور پیدا کند و از همان مسیر خارج شود. در یک نقطه، مسیر ورود و خروج جمعیت با هم تلاقی پیدا کرد که به دلیل گرمای هوا و ازدحام، چالش کوچکی برای ما ایجاد شد. البته نیروهای عملیاتی ما بلافاصله وارد عمل شدند و خدمات بهموقع را به افرادی که دچار بیحالی و گرمازدگی شده بودند، ارائه کردند. در مجموع، در همه محورهای تحت پوشش، از زائرشهرها تا مصلی که کانون اصلی مراسم بود و همچنین در مسیر تشییع روز دوشنبه از دماوند تا اتوبان لشگری، مشکل حادی نداشتیم.
به نظر شما مهمترین تصمیم مدیریتی که باعث موفقیت این عملیات شد، چه بود؟
در ستاد بزرگداشت، برآورد حضور بیش از ۲۰ میلیون نفر اعلام شده بود. البته ما تجربه برگزاری مراسمهای بزرگی مانند تشییع شهید سلیمانی، شهید رئیسی، سایر فرماندهان و همچنین مراسم بزرگداشت امام راحل در مرقد مطهر را داشتیم، اما این مأموریت متفاوت بود. پیشبینی حضور جمعیت قابل توجهی از سراسر کشور را داشتیم و به همین دلیل به هماهنگی و برنامهریزی دقیقتری نیاز بود. با توجه به حساسیتها و نگاه بینالمللی به این مراسم، از ظرفیت تمام نهادها و دستگاههایی که در حوزه فوریتهای پزشکی توان عملیاتی داشتند، استفاده شد.
کارگروههای ویژه تشکیل شد و جلسات مستمری برای بررسی ریزترین جزئیات برگزار کردیم. علاوه بر ظرفیت اورژانس استان تهران، از توان اورژانس پیشبیمارستانی سایر دانشگاههای علوم پزشکی، ستاد کل نیروهای مسلح، بخش خصوصی و حتی شرکتها و سازمانهایی که آمبولانس و مراکز درمانی در اختیار داشتند نیز استفاده شد. مجموعه این تمهیدات باعث شد عملیات با این وسعت، در سطوح مختلف عملیاتی برنامهریزی و اجرا شود.
سطح نخست، امدادرسانی زمینی با استفاده از آمبولانس، موتورلانس و اتوبوسآمبولانس بود، اما از همان ابتدا این احتمال را هم در نظر گرفتیم که به دلیل ازدحام جمعیت، انتقال زمینی بیماران با مشکل مواجه شود. به همین دلیل، سطح دوم را اورژانس ریلی مترو در نظر گرفتیم. بر این اساس، ایستگاههای متروی مصلی، میرزای شیرازی و شهید بهشتی به عنوان مبدأ و ایستگاههای جوانمرد و علیآباد به دلیل همسطح بودن با زمین به عنوان مقصد انتخاب شدند. اتوبوسآمبولانسها و آمبولانسها نیز در مقصد مستقر شدند. هماهنگی برای ورود قطار، انتقال بیماران به سکو و سپس تحویل آنها به ناوگان امدادی نیز از قبل پیشبینی شده بود.
سطح سوم، اورژانس هوایی بود. هفت فروند بالگرد مستقر شدند و ۱۰ پد نشست و برخاست در محدوده مصلی ایجاد شد. ایمنی و دسترسی این پدها بهدقت بررسی شد و همه آمبولانسها نقشه آنها را در اختیار داشتند تا در صورت نیاز، نیروها بتوانند در کوتاهترین زمان خود را به محل برسانند.
در طرح عملیاتی راهور نیز یک مسیر اختصاصی امداد و انتقال در نظر گرفته شده بود و خیابانهای پیرامونی برای تردد آمبولانسها اختصاص یافت. با این حال، با توجه به ازدحام جمعیت، پیشبینی کرده بودیم که بیماران ابتدا بهصورت زمینی از داخل مصلی به حلقه بیرونی و نزدیک درهای خروج منتقل شوند و سپس وارد محدوده امن پلیس راهور شده و تحویل آمبولانسها شوند. البته این پیشبینی را هم کرده بودیم که زمانبر باشد، به همین دلیل بخش عمده انتقال بیماران را به اورژانس هوایی اختصاص دادیم.
علاوه بر این، انتقال ریلی نیز برای نخستین بار در یک عملیات واقعی و همزمان با برگزاری مراسم اجرا شد و بخشی از بیماران از این طریق جابهجا شدند. در مجموع، همافزایی و انسجام میان دستگاههای مختلف و احساس مسئولیت سنگینی که بر عهده اورژانس بود تا کوچکترین خطا یا بیبرنامگی رخ ندهد، زمینهساز موفقیت این عملیات بزرگ شد.
تجربه نخست انتقال ریلی بیماران هم بسیار ارزشمند بود، آیا قرار است در مراسمهای بزرگ آینده هم از آن استفاده شود؟
سالهای قبل به دنبال راهاندازی آمبولانس ریلی بودیم؛ یعنی واگنی که به آمبولانس تبدیل شود تا در صورت بروز اختلال در انتقال زمینی، مانند ترافیک سنگین، بحرانها یا انسداد مسیرها، بیماران از طریق مترو منتقل شوند. این موضوع تا حدی هم پیش رفت، اما به نتیجه نرسید.
اکنون نیز در حوزه پدافند غیرعامل، پیگیر اتصال برخی خطوط مترو به بیمارستانها هستیم که هنوز اجرایی نشده، اما برنامهریزی برای آن ادامه دارد. در مراسم تشییع رهبر شهید، بهصورت جدی از این ظرفیت استفاده کردیم، زیرا انتقال بیماران با آمبولانس در میان ازدحام جمعیت بسیار دشوار بود. ظرفیت شبانهروزی برای اورژانس ریلی در نظر گرفته شد و طبق هماهنگیهای انجامشده، شش بیمار از این طریق منتقل شدند.
تصاویر اولین انتقال ریلی بیماران از طریق مترو در مراسم تشییع و وداع رهبر شهید
به نظر میرسد که حضور نیروهای امدادی میان مردم هم در این باره بسیار موثر بوده است؟
هدف اصلی ما این بود که این مراسم بدون حتی یک فوتی به پایان برسد. یکی از مهمترین تدابیرمان نیز افزایش دسترسی مردم به خدمات درمانی بود؛ بهگونهای که در شعاع حدود ۵۰ متری، یک آمبولانس، تیم پیاده، اتوبوسآمبولانس، ایستگاه سلامت یا یکی از نیروهای امدادی در دسترس مردم باشد تا در صورت بروز هر مشکلی، خدمات در کوتاهترین زمان ارائه شود.
در کانون اصلی مراسم در مصلی نیز در شش نقطه، اتوبوسآمبولانسها مستقر بودند که در هر شیفت پنج کارشناس حضور داشتند و هر کدام نیز به تخت احیای قلبی ـ ریوی مجهز بودند. خدمات بهصورت لایهلایه ارائه میشد؛ برخی بیماران در همان محل درمان میشدند، برخی به بیمارستانهای صحرایی منتقل میشدند و در صورت نیاز، گروهی نیز به بیمارستانهای اصلی شهر اعزام میشدند. کمیته بهداشت و درمان مراسم نیز عملکرد بسیار خوبی داشت و با استقرار ۸۰۰ تخت در بیمارستانهای صحرایی، خدمات درمانی مناسبی به بیماران ارائه شد.
آیا فناوری یا سامانه جدیدی برای رصد لحظهای وضعیت نیروها، آمبولانسها و بیماران در طول این مراسم استفاده شد؟
چند لایه ارتباطی تعریف کرده بودیم؛ از بیسیم دیجیتال و آنالوگ گرفته تا تلفن و شبک PMC . تمام ناوگان عملیاتی مستقر در سطح استان، همراه با اتوماسیون عملیاتی که اطلاعات و پرونده پزشکی بیماران را ثبت میکرد، در قالب یک شبکه یکپارچه فعالیت میکردند و فرماندهان نیز در همین بستر با یکدیگر در ارتباط بودند. ۱۰۰ دستگاه آمبولانس و ۳۰ دستگاه اتوبوسآمبولانس هم از استانهای دیگر در اختیار گرفته شد که همگی به این شبکه متصل بودند. یکپارچه شدن این ناوگان، سرعت و دقت ثبت عملیات و همچنین زمانبندی اعزام و انتقال بیماران را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

همزمان با این مراسم، مأموریتهای عادی اورژانس تهران نیز ادامه داشت. چگونه توانستید بدون اختلال، هر دو مأموریت را مدیریت کنید؟
در اورژانس پیشبیمارستانی، خدمات جاری هیچگاه متوقف نمیشود و مردم بهصورت شبانهروزی با ما تماس میگیرند. از ابتدا دو مأموریت را بهصورت همزمان تعریف کرده بودیم؛ نخست پوشش مراسم تشییع و بدرقه و دوم پاسخگویی به مأموریتهای روزمره اورژانس. به دلیل افزایش ظرفیت و با همراهی همکاران داوطلب، سازمانهای همکار و سایر دانشگاههای علوم پزشکی، ۳۰ درصد توان اورژانس به پوشش مراسم اختصاص یافت و ۷۰ درصد توان عملیاتی پایگاهها نیز بدون هیچ وقفهای برای ارائه خدمات به مادران باردار، بیماران قلبی، موارد مسمومیت، حوادث ترافیکی و غیرترافیکی و سایر مأموریتهای روزمره حفظ شد.
یکی از نکات قابل توجه، پایین بودن نسبت انتقال بیماران به مراکز درمانی بود. این موضوع ناشی از چه برنامهریزی یا اقداماتی بود؟
این موضوع چند عامل داشت؛ نخست، برنامهریزی مناسب برای هدایت جمعیت و خروج آنها از داخل مصلی. نکته دیگر، آموزشها و توصیههایی بود که پیش از برگزاری مراسم درباره مصرف آب، تغذیه، پیشگیری از گرمازدگی و سایر موارد به مردم ارائه شد؛ در این زمینه حدود ۴۰ کلیپ آموزشی منتشر کردیم. عامل مهم دیگر، آمادگی مجموعه حوزه سلامت بود که بسیار پررنگ پای کار آمد. از بخشهای بهداشت و درمان گرفته تا سازمان غذا و دارو، انتقال خون، آزمایشگاهها و سایر ارکان حوزه سلامت، همه حضور فعال داشتند و همین موضوع باعث شد بخش عمده خدمات در همان محل ارائه شود؛ زیرا انتقال بیماران در آن شرایط کار آسانی نبود.
بیمارستانهای صحرایی هم نقش بسیار مؤثری داشتند و هر یک از آنها به بیش از دو هزار نفر خدمات درمانی ارائه دادند. نیروهای عملیاتی اورژانس نیز در همان محل، خدمات اولیه و رسیدگیهای بهموقع را انجام میدادند. ایستگاههای سلامت نیز بهصورت گسترده فعال بودند و تیمهای ایمنی، بهطور مستمر مسیرها و محل برگزاری مراسم را رصد و مخاطرات احتمالی را برطرف میکردند.
همچنین در حوزه حملونقل عمومی نیز برنامهریزی بهگونهای انجام شد که زائران بیشتر از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند؛ موضوعی که به کاهش حوادث ترافیکی کمک کرد. مجموعه این اقدامات باعث شد تعداد بیماران ترومایی یا موارد دارای آسیب شدید بسیار اندک باشد و در نتیجه آمار انتقال بیماران به بیمارستانها نیز بالا نرود.
به نظر شما کدام رفتار و همکاری مردم بیشترین کمک را به نیروهای امدادی کرد؟ حتی تصویری هم از بازگشایی مسیر برای آمبولانس در ازدحام جمعیت از سوی مردم منتشر شده که روایت خوبی از فرهنگ همراهی آنهاست.
مردم در عمل به آموزشها و توصیههای ارائهشده همکاری بسیار خوبی داشتند. تصویری هم که از باز شدن مسیر حرکت آمبولانس در میان ازدحام جمعیت منتشر شد، بهخوبی فرهنگ همکاری مردم با نیروهای امدادی را به تصویر کشید. این تصویر، در کنار سایر جلوههای همراهی مردم، نماد همدلی آنان با سازمان اورژانس و کادر امدادی بود.

اگر بخواهید به عملکرد اورژانس استان تهران در این عملیات از یک تا ۱۰ نمره بدهید، چه نمرهای میدهید و چرا؟
البته قضاوت نهایی با مردم است و آنها باید به عملکرد ما نمره بدهند، اما فکر میکنم نمره ۱۰ را خواهیم گرفت. تمام تلاش ما این بود که این مراسم با چنین وسعتی، بدون حتی یک فوتی به پایان برسد و هر آنچه در توان داشتیم، در حوزه برنامهریزی، عملیات و خدمات به کار گرفتیم. با وجود ازدحام جمعیت، گرمای هوا، حضور اقشار مختلف از کودکان تا سالمندان و حتی افراد دارای بیماریهای زمینهای، به این هدف رسیدیم که دستاورد بسیار ارزشمندی است. همچنین دو بیمار دچار ایست قلبی را با بالگرد منتقل کردیم و هر دو نجات پیدا کردند. این دستاورد بزرگی بود که در آن حجم از جمعیت، بیماران در کوتاهترین زمان ممکن و با هماهنگی کامل به بیمارستان منتقل شدند و جانشان نجات پیدا کرد. اما در نهایت، این مردم بودند که با حضور میلیونی خود حماسه آفریدند و ما نیز تلاش کردیم در قامت خادمان آنان، بهترین خدمات ممکن را ارائه کنیم.








