سروی که افتاد و ملتی که قد کشید +فیلم

ایرنا چهارشنبه 17 تیر 1405 - 08:18
سنندج- ایرنا- از لحظه‌ای که در سیل جمعیت قدم گذاشتم تا وقتی به میدان آزادی رسیدم، فقط راه رفتم؛ در موجی بی‌پایان از اشک، شعار، پرچم و دعا.

به گزارش ایرنا، تهران در آن روز، شهری معمولی نبود؛ خیابان‌هایش به سوگ نشسته بودند و مردمش، در بدرقه رهبر شهید انقلاب، قامتشان را از داغ به حماسه رسانده بودند.

وقتی به خودم آمدم، دیدم مدت‌هاست فقط راه می‌روم؛ راه می‌روم و از میان جمعیتی عبور می‌کنم که ابتدا و انتهایش پیدا نیست. در مسیر، از کنار آن زن رجزخوانی گذشتم که با صدای بلند شعار می‌داد و خداقوت می‌گفت؛ از مردانی با لباس کُردی، از پیرمردی سالخورده با لباسی سبزرنگ و عجیب که قرآن در دست داشت، از زنانی که کنار عکس آقا گل گذاشته بودند و در حاشیه خیابان، بی‌صدا اشک می‌ریختند و از مردی تنها که چفیه سیاهش را مثل نقاب بر صورت کشیده بود و از لرزش شانه‌هایش می‌شد عمق گریه‌اش را فهمید.

تهران در گرمای تیر

مه‌پاش‌ها روشن بودند و آتش‌نشان‌ها هم آب می‌پاشیدند اما گرمای تیرماه تهران امان نمی‌داد. مردم از پشت پنجره‌های خانه‌هایشان با شلنگ‌های باریک، زائران را مهمان خنکای آبی می‌کردند که در آن حرارت سوزان، چند دقیقه بعد خشک خشک می‌شد.

با این همه، هیچ‌کس از حرکت نمی‌ایستاد. انگار شهر، خودش را به دست این جمعیت سپرده بود؛ جمعیتی که فقط راه نمی‌رفت، بلکه سوگ را حمل می‌کرد و وفاداری را فریاد می‌زد.

00:00
00:00
Download

راهی که تمامی نداشت

مسیر تمامی نداشت. ابتدا و انتهای جمعیت دیده نمی‌شد. از محل اسکان زیر پل حافظ تا میدان انقلاب را بی‌آنکه بفهمم همراهانم را کِی و کجا گم کرده‌ام، طی کرده بودم. نگاهم که به مشت‌های گره‌خورده افتاد، بی‌اختیار مشتم را گره کردم. همان‌جا بود که تمام ناباورانه‌هایم از ۹ اسفند پارسال تا عصر دوشنبه، ۱۵ تیر امسال، رنگ باخت. انگار دل، تازه داشت آرام‌آرام باور می‌کرد آنچه چشم می‌بیند، حقیقت است؛ حقیقتی بزرگ، سنگین و بی‌واسطه.

نسلی که تمامی ندارد

دوباره راه افتادم. جمعیت هر لحظه بیشتر می‌شد. کودکی در کالسکه، عکس رهبر انقلاب را بالای سر گرفته بود. این نسل مقاوم و قوی، تمامی ندارد و نخواهد داشت. از هر ۱۰ نفر، هشت نفر پرچم سرخ انتقام در دست داشتند و بقیه هم تمثال شهدا و رهبر معظم انقلاب را بالا گرفته بودند. روی بعضی نوشته‌ها، تصویر ترامپ و نتانیاهو دیده می‌شد و زیرشان، نشانه‌ای از هدف شلیک بودن. شعارها، پرچم‌ها، نگاه‌ها و اشک‌ها در هم تنیده بود؛ خیابان خودش به زبان آمده بود.

سروی که افتاد و ملتی که قد کشید

چهره‌ای که از دل جمعیت دیده می‌شد

اما در میان همه آن تصویرها، چهره رهبر شهید انقلاب بیش از همه در ذهن می‌ماند؛ نه فقط بر پلاکاردها و کتیبه‌ها، که در نگاه مردم. انگار او دیگر تنها بر دوش جمعیت نبود، بلکه در دلشان راه می‌رفت. در چشم آن کودک، در اشک آن زن، در مشت گره‌کرده آن مرد، در سکوت آن پیرمرد و در شانه‌های لرزان آن جوان، همان تصویر تکرار می‌شد؛ مردی که رفت، اما از میان نرفت. سروی که افتاد و ملتی که قد کشید.

او برای این مردم فقط یک نام نبود؛ نشانه‌ای بود از صلابت، از ایستادگی، از روزهایی که باید محکم ماند و عقب ننشست. از همان‌هایی بود که وقتی می‌افتند، تازه قامت دیگران را راست‌تر می‌کنند. انگار این ملت، در بدرقه او، نه فقط سوگوار بود، بلکه خودش را هم بازمی‌شناخت؛ ملتی که از فقدان، قدرت می‌سازد و از داغ، عهد.

موکب‌ها و پرچم‌ها

موکب‌ها از آب و شربت و دوغ و هر آنچه می‌توانست گرمای سنگین ظهر را قابل‌تحمل‌تر کند، دریغ نمی‌کردند. پرچم ایران، «یالثارات الحسین»، «یالثارات‌الخامنه‌ای» و کتیبه‌های مشکی مزین به تصویر شهید، در جای‌جای مسیر دیده می‌شد. تهران آن روز، بیش از همیشه، بوی استقامت و مردانگی می‌داد.

سروی که افتاد و ملتی که قد کشید

شهری که بوی زنده‌ماندن می‌داد

شهری که همیشه از زندگی در آن فراری بودم، آن روز برایم بوی زنده‌ماندن داشت؛ زنده‌ماندنی از جنس حسینی و زینبی. زن‌ها و مردها چه دلاورانه قدم برمی‌داشتند؛ گویی می‌خواستند نیرنگ کاخ سفید را بر سر همان یزیدیان زمان فرو بریزند. آن‌قدر این حضور پرشکوه بود که حتی رئیس‌جمهور خودکامه و شکست‌خورده‌شان هم اگر می‌دید، ناچار به شگفتی می‌افتاد؛ شگفتی از ابراز علاقه یک ملت به رهبرش.

ظهر عاشورا در میدان آزادی

نمی‌دانم چند ساعت در مسیر بودم. با اشک هر مرد و زنی، اشک در چشمم جمع می‌شد و با هر خط نوحه و روضه، دستم بی‌اختیار بر سینه می‌نشست. غمی که از ۹ اسفند شروع شده بود، زیر گرمای سوزان تیر تا مغز استخوانم تیر می‌کشید. همه خستگی چند ساعت راه از کردستان تا تهران و خستگی روز قبل در مصلای امام خمینی(ره)، فدای یک لحظه آقایی شد که تا لحظه آخر خسته نشد. راهم را ادامه می‌دهم؛ سربازان وطن هم پرچم سرخ انتقام دارند.

حوالی ظهر، به میدان آزادی رسیده‌ام. تا صدای اذان آمد، فهمیدم ۶ ساعت پیاده‌روی داشته‌ام. اذان کنار پیکر شهدا، مرا به ظهر عاشورا برد؛ همانجا که لشکر یزید یاران امام حسین(ع) را تیرباران کرد تا دست از راهشان بکشند، اما نتوانست. امروز هم تاریخ، در قامت دیگری تکرار شده بود؛ این‌بار نیز فرزند فاطمه(س) را لب تشنه و با زبان روزه، همراه خانواده‌اش به مسلخ فرستاده بودند؛ اما این مردم آمده بودند تا بگویند: راه، ادامه دارد.

میدانی که به نماز ایستاد

میدان آزادی فراخ‌تر از همیشه به نظر می‌رسید؛ انگار ذره‌ذره سیدعلی در وجود مردان، زنان و کودکانی تکثیر شده بود که ایرانی و مسلمان بودن را افتخار خود می‌دانستند. هرکس در گوشه‌ای مشغول نماز بود. مردی می‌خواست بر سنگی ناهموار سجده کند و زنی آن‌سوتر، با عجله کیفش را گشت، مهر تربت را پیدا کرد و پیش از نماز، آن را روی زمین گذاشت.

در یک سوی میدان، کشتی بزرگی خودنمایی می‌کرد؛ همان سفینه‌النجاتی که هر برگ بادبانش به نام یکی از امامان مزین بود. انگار تا این نام‌ها بر تارک تاریخ می‌درخشند، جوشش خون شهدا از حرکت نخواهد ایستاد.

سروی که افتاد و ملتی که قد کشید

دورِ مردم

ماشین حامل پیکر شهدا آرام‌آرام دور میدان می‌چرخید و به نظر می‌رسید رهبر شهید انقلاب، که همواره بلاگردان این ملت در بحران‌ها بود، هنوز هم در میان مردمش می‌گردد؛ گویی می‌خواهد بگوید: کار بزرگی کرده‌اید و مردم، با همان اشک و همان مشت‌های گره‌کرده، پاسخ می‌دادند: ما فقط آمدیم تا بگوییم این سرو اگرچه افتاد، اما ملتی را راست‌قامت‌تر کرد.

آیین وداع با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) در تهران برگزار شد.

مراسم تشییع پیکر قائد امت، روز دوشنبه ۱۵ تیرماه در تهران برگزار شد. این آیین امروز (سه شنبه، ۱۶ تیرماه) در شهر قم در حال برگزاری است و طبق برنامهریزی های صورت گرفته، قرار است مراسم تشییع پیکر امام شهید، روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه در شهر کربلا برگزار شود.

همچنین روز پنجشنبه، ۱۸ تیرماه، همزمان با شب شهادت امام سجاد (ع)، آیین تشییع پیکر شهید امت در مشهد مقدس برگزار خواهد شد و پیکر پاک آن شهید بزرگوار در جوار حرم ملکوتی ثامن الحجج، حضرت امام رضا (ع)، به خاک سپرده می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، در پی حملات کور و جنایتکارانه آمریکا و رژیم غاصب و منحوس صهیونیستی به مناطقی در محدوده خیابان پاستور و بیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، روز شنبه، ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، به فیض رفیع شهادت نائل آمدند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.