محمد شیری در شصتوهشتمین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که امروز ۱۸ تیر به صورت مجازی و به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم با همکاری اداره مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم و کانون روان شناسان استان قم برگزار شد، گفت:در شرایط بحران، رویکرد کلاسیک «درمان اعتیاد» و تمرکز بر ترک مواد، به دلیل اولویت یافتن اصل «بقا»، دچار تغییر بنیادین میشود و هدف اصلی از درمان قطعی به سمت «کاهش آسیب» (Harm Reduction) و مدیریت بحران تغییر مییابد.
این درمانگر بیان کرد: علت بحرانیتر شدن اعتیاد در شرایط بحرانی، ناشی از عواملی همچون فروپاشی سیستمهای حمایتی و تخلیه مراکز درمانی و کمپها به دلیل ناامنی، افزایش شدید اضطراب و استرس ناشی از ناامنی فیزیکی و روانی که منجر به افزایش میل به مصرف برای فرار از درد یا کسب لذت لحظهای میشود. تغییر الگوی مصرف از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان ارزانتر و پرریسک، و همچنین فقدان حمایت خانوادگی به دلیل درگیری اعضای خانواده است.
وی تصریح کرد: پروتکل ارزیابی و مداخله سریع باید در بازهای بسیار کوتاه، یعنی ۳ تا ۵ دقیقه، شامل ارزیابی خطر جانی (مانند احتمال اوردوز و وضعیت تنفسی)، ارزیابی خشونت (شناسایی مراحل خشم و احتمال آسیب به خود یا دیگران)، ارزیابی وضعیت مصرف (نوع ماده، میزان مصرف و علائم محرومیت) و اولویتبندی برای شناسایی آسیبپذیرترین عضو خانواده (مانند مادری با حمله پنیک یا کودکی با تروما) انجام شود.
شیری در مدیریت اوردوز و محرومیت در فقدان امکانات، اظهار کرد: اقدامات لازم شامل تحریک جناغ سینه، باز کردن مجاری تنفسی، استفاده از وضعیت ریکاوری (خواباندن فرد به پهلو) و در صورت دسترسی، استفاده از نالوکسان است؛ در حالی که مواردی نظیر وادار کردن فرد به استفراغ، خوراندن مایعات یا ضربه زدن به صورت، در مدیریت اوردوز ممنوع است. همچنین در مدیریت محرومیت، استفاده از روشهای هیدراتاسیون (آبرسانی)، کنترل محیطی از طریق کاهش نور و صدا، و حفظ قند خون برای جلوگیری از پرخاشگری ضرورت دارد.
مداخلات خانواده محور
وی در ادامه با اشاره به اینکه در حوزه مداخلات خانوادهمحور و تابآوری نیز باید ستون خانواده (فردی که قدرت تصمیمگیری دارد) شناسایی و آموزش داده شود، بیان کرد: از تکنیکهای آرامسازی مانند تنفس مربعی و تکنیکهای مایندفولنس (۵-۴-۳) استفاده گردد، نگاه از «جرمانگارانه» به «بیماریمحور» تغییر یابد. همچنین در تشخیص افتراقی، باید توجه داشت که علائم محرومیت با گذشت زمان یا مصرف مجدد کاهش مییابد، اما PTSD جنگی با مصرف مواد بهبود نمییابد و فرد به محرکهای محیطی مانند صداهای بلند واکنشهای پنیک نشان میدهد.
شیری افزود: در بحث اصول برقراری ارتباط و حمایت عاطفی، اهمیت حمایت غیرکلامی، ارتباط چشمی، نشستن در کنار فرد به جای حالت تقابلی و در صورت همجنس بودن، لمس حمایتی، بسیار بالاست؛ همچنین پرهیز از قضاوت و عجولانه وارد شدن به فاز درمانی، حفظ صداقت در رفتار و پرهیز از نقشبازی کردن برای جلب اعتماد فرد مصرفکننده ضروری است، چرا که این افراد در صورت دریافت حمایت و مشاهده معرفت از سوی مددکار، تمایل زیادی به جبران آن دارند و ارائه خدمات اجتماعی و رفع نیازهای اولیه، راه را برای پذیرش پروتکلهای درمانی هموار میکند.
ضرورت مدیریت بحران و کاهش آسیب
این روانشناس اظهار کرد: در مدیریت بحران و کاهش آسیب نیز باید اولویت را بر «زنده ماندن» قرار داد و توزیع سرنگهای استریل و وسایل مراقبتی با هدف جلوگیری از انتقال بیماریهایی نظیر HIV و هپاتیت را یک ضرورت دانست؛ علاوه بر این، رعایت اصول ایمنی در مداخلات میدانی و انجام آنها به صورت تیمی (حداقل سه نفر شامل دو نفر برای امنیت محیط و یک نفر برای ارتباط) و پذیرش اجتماعی این افراد به عنوان تنها نقطه اتصال آنها به دنیای سلامت، از الزامات کار است.
وی در ادامه اضافه کرد: در نهایت، ضرورت برنامهریزی و سناریونویسی برای بحرانها، از طریق درسآموزی از تجربیات گذشته مانند تجربه تعطیلی کمپها که بدون جایگزینهای اجتماعمحور منجر به افزایش جرم شد، آمادگی پیشدستانه برای طراحی پروتکلهای جایگزین در صورت عدم امکان نگهداری در کمپ، و آموزش خانوادهها برای مدیریت شرایط بحرانی، احساس میشود.
این روانشناس اظهار کرد: در شرایط بحرانی نقش روانشناس از یک درمانگر در اتاق درمان به یک مدیر بحران در کف میدان تبدیل میشود و نوعی «قرارداد بقا» میان درمانگر و فرد مصرفکننده برای کاهش خطرات، از جمله تعیین مکانهای ممنوعه برای مصرف جهت حفظ امنیت خانواده و جلوگیری از آسیب به کودکان، شکل میگیرد که در نهایت، حفظ جان فرد و اطرافیان در اولویت نخست قرار میگیرد.
این درمانگر در پایان با اشاره به اینکه در نگاه تخصصی به این حوزه، باید تاکید کرد که کار در حوزه اعتیاد به دلیل پیچیدگیهای روانی و اجتماعی، یکی از سختترین حوزههای روانشناسی است، بیان کرد: نیازمند ترکیبی از دانش آکادمیک و تجربه میدانی است و موفقیت در آن مستلزم عبور از فضای صرفاً دانشگاهی و حضور در میدان (پاتوقها و مناطق حاشیهنشین) است تا درمانگر بتواند با پوست و گوش و استخوان، درد و رنج فرد مصرفکننده را درک کند.
انتهای پیام












