به گزارش ایرنا، در آیینه اشعار شاعران این مرز و بوم، همواره تجلیگاه باورهای بلند و آرمانهای قدسی بوده است، این بار اما واژگان در کالبد رهبر شهید، رنگ و بویی دیگر به خود گرفتهاند، نه تنها در ساحت سوگ، که در قامت ترسیم مکتبی که عابدانه زیستن و مجاهدانه رفتن را به جان هنر این سرزمین تزریق کرد و در این میان، سهم شاعران استان مرکزی، سرودن این سلوک سرخ در غزلوارههای بصیرت است.
شعر، این رسانهی همیشه ماندگار، در رثای رهبر شهید، فراتر از مرثیهسراییهای معمول، به تبیین خط فکری ایشان بدل شده است و هنرمندان اراکی با درک دقیق این حقیقت که سیره آن عزیز، نقشه راه نسلهای بالنده است تلاش کردهاند تا با واژهآرایی ابعاد مختلف این مکتب، چراغ راهی برای مخاطبان امروز روشن کنند، روایتی که در آن هر بیت، گواهی بر استمرار آن مکتب زیستی است.
مناظره با امام زمان(عج) در شب شهادت، روایت شاعر جوان از مکتب رهبر شهید
محمدجواد براتعلی، شاعر جوان و انقلابی استان مرکزی، یکی از این دلباختگان مکتب رهبر شهید است که در شب اعلام خبر عروج ملکوتی ایشان، قلم به دست گرفت و شعری سرود که نه مرثیهای صرف، که مناظرهای عارفانه با امام زمان(عج) بود، گفتگویی که حکایت از عمق ارادت و درک مکتب رهبر شهید داشت.
براتعلی، با لحنی آمیخته به اندوه و ارادت، از آن شب فراموشنشدنی، گفت: همین که خبر شهادت آقا اعلام شد، دیگر آرام و قرار نداشتم، همان شب، حس کردم باید با امام زمان (عج) حرف بزنم، شعری که آمد، در واقع گفتگویی بود با ایشان از حال این روزهای امت و از آنچه از مکتب آقا جان رهبر شهید در یادمان مانده است.
وی مهمترین بیتی را که در آن حال و هوا بر دلش نشسته و مدام در ذهنش تکرار میشده، را با صدایی که گویی بغض، گلویش را میشکست، خواند:
ما روزگار درهمی داریم آقا جان / و بهار پرمی داریم آقا جان بی تو بهار پرغمداریم اقا جان
این شاعر جوان با صلابتی که از عمق ارادتش نشات میگرفت در ادامه ابیاتی را خواند که بیش از سایر ابیات به دلش نشسته است و حس و حال تاکید و دغدغههای رهبر شهید را به او منتقل میکند.
تا آخرین برگ گل این باغ میمانیم/ در دستمان تا پرچمی داریم آقا جان
ایران همیشه مانده پابرجا و میماند / ما ریشههای محکمی داریم آقاجان
براتعلی، ضمن ابراز تاسف از اینکه فرصت دیدار رهبر شهید را نداشته است، در خصوص تاثیر آموزهها و مکتب رهبر شهید بر زندگی و فعالیتهای ادبیاش گفت: آقا، خودشان یک ادیب تمامعیار بودند، نقدها و تحلیلهایشان در حوزه شعر و ادبیات، چنان عمیق و زیرکانه بود که گاهی برای ما که در این رشته تحصیل کرده بودیم، شگفتانگیز بود، رشته تحصیلیشان ادبیات نبود، اما دانش و بینش ایشان در این حوزه، بینظیر بود.
وی با اشاره به توصیههای کلیدی رهبر شهید، به ویژه در حوزه ادبیات، ادامه داد: ایشان همواره تاکید داشتند که زبان ادبیات باید به زبان علمی تبدیل شود و این تلاشی است که سرلوحه جمعیت ادیب و شاعر قرار دارد و به این معنا است، علمی که تولید میشود، با همین زبان غنی فارسی توضیح داده شود.
این شاعر افزود: خود ایشان نیز در گفتگوها و سخنرانیهایشان، هر جا فرصتی بود، با زبان فارسی فاخر سخن میگفتند و این برای ما یک الگو بود.
براتعلی خطاب به نسل جوان انقلابی و اهل قلم، توصیهای تاثیرگذار را مورد اشاره قرار داد و گفت: اکنون وقت هنر است، وقت عرضه اندیشه با هنر، شعر در فرهنگ ایرانی بیشترین پتانسیل را برای انتقال تفکر دارد و رهبر شهید نیز بارها بر این موضوع تاکید داشتند و امروز نسل جوان نیز باید با نوآوری، دور از سنتهای دستوپاگیر، با اندیشههای جدید، خود را عرضه کند و جوانان نویسنده، شاعر، بازیگر و کارگردان و باید بدانند امروز وقت کار است و کار جهادی و عالمانه همیشه مورد توجه و تاکید رهبر شهیدمان بوده و مهمترین دلدادگی ما عمل به توصیههای ایشان و ادامه راه است.
از گلزار شهدا تا غزل حسرت
علی حسینی اصیل، از شاعران جوان استان مرکزی است که در سوگ شهادت رهبر شهید، نجوایی شاعرانه سر داده است، نجوایی که بیش از آنکه مرثیه باشد، گویای حسرت جاماندگان و عهدی برای تداوم مسیر مجاهدانه است.
حسینی اصیل در خصوص حالوهوای سرایش این غزل و بیت پایانیاش که گویی زمزمهی جان بسیاری از دلباختگان است، گفت: آن بیت آخر، با توفیق الهی بر زبانم جاری شد، بیتی که در آن، حسرت وداع نکرده با آقا را فریاد زدم و این بیت، خود روایت درونی من از آن لحظات سنگین است.
منو ببخش ندیدم تو را زمان وداع / منو ببخش نگفتم خدا نگهدار
این شاعر جوان در ادامه با اشاره به تاثیر فضای معنوی گلزار شهدا بر شکلگیری این سروده، افزود: پیش از آن، در نشستی در گلزار شهدا، شعری شنیدم که همراه با نوایی حزنانگیز بود، آن زیرصدا و آن حالوهوا چنان مرا در خود غرق کرد که گویی سنگ بنای این غزل در همان فضا در جانم گذاشته شد و در نهایت، آن بیت پایانی به ثمر نشست.
حسینی اصیل در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه سبک زندگی و آموزههای رهبر شهید را در مسیر شاعری و زیست شخصیاش چراغ راه قرار داده است، بیان کرد: به باور من، مکتب رهبر شهید در یک جمله خلاصه میشود زیستِ عابدانه، مخلصانه، مجاهدانه، انقلابی و عالمانه و این همان سبک زندگیای است که ایشان انتظار داشتند و خود نیز مظهر آن بودند.
وی در تبیین رسالت امروز شاعر مقاومت تصریح کرد: شاعر متعهد در دنیای امروز نمیتواند نسبت به وقایع جهان اسلام بیتفاوت باشد، مهمترین درس مکتب ایشان برای ما، حضور مؤثر و اثرگذار در صحنه است و شعر باید تریبون دفاع از مظلوم و بازتابدهندهی حقیقت مقاومت باشد.
این شاعر با تاکید بر لزوم گام برداشتن در مسیر ولایت، خاطرنشان کرد: آنچه به عنوان شاعر مقاومت بنا دارم، تداوم این مسیر است، اینکه با تلاش مضاعف و درک رسالتهای بزرگتر، زندگی و شعرمان را بهگونهای سامان دهیم که مورد رضایت امام زمان(عج) و امام جامعه باشد، چراکه مهمترین دلدادگی، عمل به آموزههای رهبر شهید و ثابتقدم ماندن در این سیر و سلوک مجاهدانه است.
کلام آخر:
سخن پایانی در این مجال، نه پایان یک روایت، که گشایش دریچهای نو به سوی تداوم آرمانهای آن رهبر شهید است، شاعران اراکی با پیوند میان ذوق هنری و تعهد ایمانی، به خوبی دریافتهاند که شهادت، نقطه پایان نیست، بلکه آغاز جوشش اندیشهای است که در رگهای جامعه جاری میماند و این اشعار، در واقع منشورهایی هستند که ابعاد گوناگون مکتب زیستی رهبر شهید را برای نسلهای نو ترجمه میکنند تا چراغ راهی برای استمرار مسیر عزت و سربلندی باشند.
در نهایت، آنچه از طنین شعر این دیار در سوگ رهبر شهید به گوش میرسد، نویدبخش رویش دوباره گفتمان بیداری در ادبیات متعهد است.
این آثار ادبی، فراتر از مرثیهسرایی، به مثابه سندی از پیوند ناگسستنی هنر با آرمانهای انقلاب، گواهی میدهند که یاد آن رهبر فرزانه در حافظه تاریخی ملت باقی خواهد ماند و واژگان متعهد شاعران، تضمینکننده زنده نگه داشتن سیره روشن ایشان در امتداد تاریخ پرافتخار ایران اسلامی خواهد بود.












