ژیلا سعیدی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه هویت فردی در نسلهای جدید شکل میگیرد و تفاوتهایی با نسلهای قدیم دارد، گفت: در نسلهای قدیم، هویت بیشتر از مسیر خانواده، مدرسه، محله و طبقه اجتماعی شکل میگرفت و گویی نوجوان خود را با جمع تعریف میکرد؛ مثلاً اینکه «من به چه خانواده، طبقه، شهر یا محلهای تعلق دارم، چه شغلی میخواهم داشته باشم و…»؛ یعنی آن منابع اطلاعاتی و الگوپذیری فرد محدود بود. برعکس نسل Z که امروز براساس دسترسیهایی که به شبکههای اجتماعی دارند و از طریق آن، نسبت به سلیقههای فرهنگی و دغدغههای اجتماعی در مورد سبک و سیاق پوشش، ظاهر، علایق مختلف، مهارتها و مسائل دیگر آگاهیشان بیشتر است. بنابراین، این حد از آگاهی که نسل زدیها در مسئله هویت دارند، آنها را با تعارض مواجه میکند؛ به این معنا که نوجوان امروز بیش از حد در معرض اطلاعات زودهنگامی قرار میگیرد که هنوز برای آنها آماده نیست، یعنی نوجوان یا جوان نسل Z هم زیاد و هم زود میداند و تعارض اینجاست که با اینکه هم زیاد و هم زود میداند، اما هنوز از تجربیاتش استفاده نکرده و آنها را بهکار نگرفته است. این موضوع باعث میشود نوجوانهای نسل Z در هویتیابی عملکرد آزادانهتری داشته باشند، اما به همان اندازه هویتشان شکنندهتر است.
شبکههای اجتماعی؛ آزمایشگاه هویتی نسل زد
سعیدی در ادامه به نقش شبکههای اجتماعی در شکلگیری هویت نوجوانان نسل Z اشاره کرد و افزود: شبکههای اجتماعی برای نوجوان بخشی از محیط رشد روانی و اینترنت محیط روانشناختی است؛ به این معنا که رفتار انسان در آن تغییر میکند و اگر بخواهیم تاثیر دنیای مجازی را در هویت نوجوانان در چند لایه بررسی کنیم، اولین مورد آن این است که نوجوان خود را از نگاه لایک و کامنت و فالوئر و بازدید ارزیابی میکند و این موضوع روی حس ارزشمندی او و حس ارزشمندی روی هویت او اثرگذار باشد. دومین مورد این است که دنیای مجازی برای یک نوجوان شبیه به آزمایشگاه هویتی است، یعنی نوجوان آن سبکها، علایق، ظاهر و زبان و باورها و نقشهای مختلف را امتحان میکند.
وی در ادامه دنیای مجازی را به یک دنیای مقایسه تشبیه کرد و گفت: نوجوان مدام خودِ واقعیاش را با نسخه ویرایش شده یا نسخهای که دیگران به نمایش میگذارند مقایسه میکند و این موضوع طبیعتاً روی هویت و پذیرش خودِ واقعی او اثرگذار خواهد بود. اینکه نوجوان در دنیای مجازی میتواند همان حس تعلقی را که در خانواده یا در مدرسه دارد، پیدا کند و تمام این موارد روی هویت نوجوان تاثیر میگذارد.
فردگرایی در برابر جمعگرایی؛ آیا نسل زدیها فردگراترند؟
این روانشناس با اشاره به تفاوت فردگرایی در برابر جمعگراییِ نسل Z و آلفا، یادآور شد: فردگرایی در نسل Z و احتمالاً در نسل آلفا افزایش پیدا کرده است، اما به معنای بیتوجهی به «جمع» یا به «جمعگرایی» نیست؛ نسلهای جدیدتر نسبت به نسلهای قدیمیتر، فردگراییشان بیشتر است و تمایل دارند خودشان انتخاب کنند و مسیر زندگیشان را بسازند؛ آنها تمایل چندانی ندارند که در زمینه هویتیابی، خانواده برایشان هویت تعیین کند (مثل نسلهای قبل). آنها جمعگرا هستند، اما ترجیح میدهند خودشان انتخاب کنند که وارد چه جمعهایی شوند که البته اکثر این جمعها در دنیای مجازی است. به طور مثال برخی از آنها جمعهای آنلاین، گروههای دوستانه و گروههای بازیهای آنلاین دارند و برخی پویشها و گروههای اجتماعی آنلاین هم دارند که به آن گروهها تعلق دارند. پس نمیتوان گفت جمعگرایی در این نسل حذف شده، بلکه نوعِ اینکه به چه جمعها و گروههایی تعلق داشته باشند، در دنیای واقعی کمتر و در دنیای مجازی بیشتر شده و همچنین فردگرایی آنها نسبت به نسلهای قبلتر بیشتر شده است چراکه آنها خودشان تمایل به تصمیمگیری و انتخاب دارند.
تعریف نسل زد از خوشبختی چیست؟
این روانشناس با بیان اینکه نسلهای جدید تعریف متفاوتی از موفقیت و خوشبختی در زندگی دارند، اظهار کرد: شاخصهای موفقیت اصولا برای نسلهای قبل از نسل Z به شکلی تعریف شده که فرد شغل ثابت، درآمد ثابت و قابل پیشبینی داشته باشد، ازدواج کند، خانه داشته باشد، جایگاه اجتماعی داشته باشد برای داشتن احساس موفقیت و خوشبختی کفایت میکرد، اما برای نسل Z این ثبات بیرونی چندان ارزش محسوب نمیشود؛ نسل Z بیشتر به دنبال سلامت روان، آزادی، معنا، اثرگذاری اجتماعی و دیده شدن است و «سبک زندگی شخصیاش» چیزی است که برای او اهمیت دارد.
ریشه استقلال طلبی نسل زدیها از کجاست؟
طبق اظهارات این روانشناس، نسلهای جدید، بیشتر استقلال عاطفی و تصمیمگیری شخصی میخواهند. نسل Z از کودکی با این پیامها بزرگ شده که «خودت باش»، «خودت انتخاب کن»، «خودت برای زندگیت تصمیم بگیر» و در واقع فرهنگ معاصر، رسانهها و غالب آموزههای جدید به نوجوان میگوید که «انتخاب فردیت مهم است و به رضایت درونیات باید اهمیت بدهی».
او ادامه داد: در واقع اینکه مسیر زندگی نسل زد فقط به دلیل خواسته خانواده، عرف جامعه یا ترس از قضاوت شدن تعیین شود را کمتر میپذیرد و بنابراین استقلالخواهی نسل Z به خاطر بلوغ کامل او نیست؛ بسیاری از مواقع به دلیل اضطراب، فشار یا میل به کنترل زندگی است. نوجوان امروز خواستار استقلال است و نه به این دلیل که آمادگی دارد یا به بلوغ رسیده، بلکه نمیخواهد احساس کند زندگیاش به دست دیگران است.
والدینِ نسل زد باید چه رفتارهایی با فرزندشان داشته باشند؟
وی در ادامه این گفتوگو به تفاوت رابطه فرزندان نسل Z با والدین نسبت به سایر نسلها پرداخت و بیان کرد: نسل Z اولین نسلی بود که برای دریافت اطلاعات به بزرگترها نیاز نداشته است؛ در گذشته رابطه والدین با فرزندان اقتدارمحور بود، اما برای نسل Z، این رابطه به مذاکرهمحور نزدیکتر شده است. به این معنا که در نسلهای قبلتر، والدین دستور میدادند و فرزندان اطاعت میکردند. اما نسل Z بیشتر سوال میپرسد، دلیل میخواهد و به چالش میکشد. نسل Z به دلیل دسترسی به اطلاعات، والدین خود را تنها منبع دانایی نمیداند؛ چه بسا که نوجوانان در بعضی حوزهها به ویژه تکنولوژی، زبان، رسانهها و فرهنگ دیجیتال از والدینشان جلوتر هستند که این امر باعث میشود رابطه والد و فرزند از حالت دستوری و اطاعتپذیری خارج شود. البته این، به معنای این نیست که نسل Z دیگر به والدین نیاز ندارد؛ بلکه حضور عاطفی والدین، گفتوگو با نسل Z و اینکه احساس شنیدهشدن کند، موثر است. بهترین حالت رابطه والدین با فرزندان نسل Z، شنیدن صحبتهای فرزند و مرزگذاریهای درست است.
دنیای مجازی؛ بخش جداییناپذیر زندگی نسل زد
این روانشناس با بیان اینکه زندگی آنلاین و آفلاین در نسل Z درهم ادغام شده، اظهار کرد: برای نسل Z آنلاین و آفلاین دو جهان جدا نیستند؛ آنها در یک پیوستار زندگی میکنند. اتفاقی که در مدرسه میافتد، در شبکههای اجتماعی ادامه پیدا میکند. یک رابطه که در اینستاگرام یا در فضاهای دیگر مجازی شکل میگیرد روی خلق فرد، نیروی بدنی، خواب و تمرکز او تاثیر میگذارد و ممکن است به صورت حضوری با دوستان جروبحث داشته باشد و آن در گروه چت ادامه پیدا کند. پس این ادغام باعث میشود مرز استراحت، تنهایی، خلوت، رابطه و هویت مبهمتر شود. نوجوان ممکن است در اتاقش به نظر برسد که تنهاست ولی از نظر روانی در فضای مجازی فعال باشد. به عبارتی، برای فهم مشکلات به ویژه در حیطه سلامت روان، اضطراب، افسردگی، بیخوابی، مشکل تمرکز و یا موارد دیگر نوجوان، در عین حال باید زندگی دیجیتال او نیز بررسی شود.
چرا دیر جواب دادنِ یا آنفالو کردن برای نسل زد جدی است؟
سعیدی در ادامه درخصوص نقش ارتباط آنلاین در شکلگیری دوستی و روابط عاطفی این نسل نیز به ارائه توضیحاتی پرداخت و گفت: ارتباط آنلاین برای نسل Z بخشی از خودِ رابطه است. دوستی امروز به این شکل نیست که باید یک دیدار حضوری باشد، بلکه نسل Z با پیام دادن، استوری، ریپلای کردن، تماس تصویری، بازیهای آنلاین و حضور مداوم دیجیتال، دوستی و روابط عاطفی دارند؛ به عبارتی شروع رابطه، صمیمیت، حسادت، کنترلگری، خیانت عاطفی، قطع رابطه، همه میتواند در فضای آنلاین اتفاق بیفتد. نکته مهم این است که محیط آنلاین بعضی رفتارها را تشدید میکند، به طور مثال ابهام و سوءبرداشت بیشتر میشود، خودافشایی سریعتر اتفاق میافتد و حتی جرأتِ گفتن بعضی حرفها در فضای آنلاین بیشتر است. برای نسل Z یک پیام سینشده یا حذف از گروههای دوستی، دیر جواب دادن، آنفالو کردن، میتواند بار عاطفی واقعی ایجاد کند و بزرگسالان نباید این موضوعات را مسخره کنند یا جدی نگیرند یا اینطور فکر کنند که مجازی است و واقعی نیست، چراکه اثر روانی این موضوعات برای نوجوان کاملاً واقعی است.
ویژگیهای نسل آلفا و آینده
سعیدی در بخش دیگری از این گفتوگو، به ویژگی نسل آلفا پرداخت و با اشاره به اینکه کودکان نسل آلفا که از ابتدا با تبلت و هوش مصنوعی رشد میکنند ویژگیهای شناختی متفاوتی خواهند داشت، بیان کرد: نسل آلفا احتمالاً از نظر شناختی بسیار سریعتر با تصویر و پاسخ فوری و محیطهای هوشمند سازگار میشوند، زیرا از کودکی با صفحه لمسی، ویدیوی کوتاه و با هوش مصنوعی بزرگ میشوند و انتظار دارند که بسیار سریع پاسخهایشان را دریافت کنند. ممکن است یکسری مشکلاتی برایشان به وجود آید؛ یعنی در تمرکز طولانی و صبر کردن، مسئله پیدا کنند، تحمل تاخیر را نداشته باشند یا مهارتهای حرکتی که در نسلهای قبل بوده آنقدری رشد نکند.
وی با بیان اینکه شکاف نسلی بیشتر از تغییرات فناوری یا فرهنگی و اقتصادی شکل میگیرد، گفت: تغییر نسلها فقط به سن مربوط نمیشود، بلکه هر نسلی در محیط تاریخی خاص رشد میکند. برای نسل Z، محیط شامل گوشی هوشمند، شبکه اجتماعی، والدگری محافظتی، فردگرایی، ناامنی اقتصادی، تغییر ارزشهای خانوادگی، تاخیر در بزرگسالی و حساسیت بیشتر به سلامت روان است. همه این موارد نشان میدهد که اینترنت فقط یک ابزار خنثی نیست؛ بلکه محیطی است که رفتار فرد، هویت، صمیمیت، خودافشایی، پرخاشگری و همه اینها را تغییر میدهد. بنابراین فناوری، موتور مهمی است اما سوخت آن فرهنگ و اقتصاد است. اگر فقط بگوییم همه چیز تقصیر موبایل است، سادهسازی کردهایم؛ اگر هم نقش فناوری را نادیده بگیریم بخش بزرگی از واقعیت روانی نسل Z و آلفا را نمیبینیم. بنابراین هر سه مورد روی ایجاد شکاف نسلی تاثیرگذارند.
این روانشناس در پاسخ به این سوال که نسل Z چگونه میان هویت واقعی و هویت آنلاین تعادل برقرار میکند، تصریح کرد: نسل Z معمولاً با آزمون و خطا بین این دو هویت حرکت میکند، یعنی در فضای آنلاین نسخهای از خودش را میسازد که گاهی واقعی، گاهی آرمانی و گاهی نمایشی است. مشکل زمانی شروع میشود که نوجوان احساس کند فقط همان نسخه آنلاین ارزشمند است. تعادل بین جنبههای مختلف زمانی شکل میگیرد که نوجوان بتواند بین خود زیستهاش و آن خودِ نمایش داده شده در دنیای مجازی فاصله سالم بگذارد؛ یعنی بداند که عکس، استوری، پروفایل یا محتوایی که منتشر میکند فقط بخشی از من است و نه تمامِ من. نوجوان باید تجربه کند که حتی وقتی دیده نمیشود و حتی وقتی لایک نمیگیرد، ارزشمند است.
وی افزود: وظیفه بزرگسالان این است که نسل Z را نباید تحقیر کنند، در عین حال نباید آنها را رها کنند، بلکه باید دوشادوش نسل Z راه بروند؛ باید آنها را باور کنند و در عین حال هم به چالش بکشند، هم کمک کنند که آن شخصیت عمیقتر را شکل بدهند و آن تابآوریشان را تقویت کنند و هویت پایدارتری بسازند.
انتهای پیام









