به گزارش رکنا، این عمل، یه میدی را فلج کرد و در سختترین مراحل بهبودی، آنقدر درمانده شد که از همسرش التماس کرد اجازه دهد تسلیم شود؛ اما دِنگ به جای تسلیم، تصمیمی گرفت که سرنوشتساز شد. او شغل خود را رها کرد و تمام وقت خود را به مراقبت از همسرش و رقص در برابر او اختصاص داد.
دِنگ در کنار کمکهای پزشکی و توانبخشی، برای همسرش آواز میخواند، میرقصید و شوخی میکرد تا روحیهاش را زنده نگه دارد. او حتی وقتی پیشرفت غیرممکن به نظر میرسید، اجازه نداد امید از بین برود. خانوادهشان نیز تمام پسانداز خود را صرف درمان کردند و هر فرصتی را که میتوانست وضعیت او را بهتر کند، دنبال کردند.
پس از ماهها مراقبت فشرده و توانبخشی، یه بهتدریج هوشیاری خود را به دست آورد و پیشرفت پیوستهای به سمت بهبودی آغاز کرد. امروز، این زوج میتوانند دوباره زندگی روزمره را در کنار دخترشان تقسیم کنند؛ سفری که بسیاری زمانی باور نداشتند هرگز ممکن شود.
این داستان با میلیونها نفر همزادپنداری کرده است، زیرا نه فقط درباره بهبودی پزشکی، بلکه درباره پشتکار، حمایت بیقید و شرط و تفاوت فوقالعادهای است که اراده یک نفر میتواند در تاریکترین فصل زندگی دیگری ایجاد کند.