به گزارش ایسنا، این شیء که حدود سه هزار سال پیش در کوهستانهای زاگرس ساخته شده، تنها یکی از صدها اثری است که امروزه با عنوان «مفرغهای لرستان» در موزههای بزرگ جهان نگهداری میشوند؛ آثاری که نهتنها به دلیل زیبایی و ظرافت، بلکه به سبب فناوری پیشرفته ساخت و رمز و راز پیرامون سازندگانشان، از مشهورترین دستاوردهای فلزکاری ایران باستان به شمار میآیند.
در توضیح این اثر آمده است: «سرِ علم (پایانهٔ علم) به شکل «سالار جانوران» از آلیاژ مس، که به صورت یکپارچه با روش ریختهگری مومِ گمشده ساخته شده است. این اثر پیکرهای دوچهره را با بینی، چشمها، ابروها و دهانی برجسته و گوشهایی بلند نشان میدهد که دو شیرِ سبکپردازیشده را، مطابق با شیوهٔ رایج هنر مفرغهای لرستان، در چنگ گرفته است. بخش پایینی آن لولهای توخالی است که درون آن آثاری از موادی دیده میشود که احتمالاً بقایای محتویات اصلی این شیء هستند.»
جزئیاتی از مفرغهای لرستان
«مفرغهای لرستان» به مجموعهای از اشیای فلزی گفته میشود که بیشتر در دامنههای زاگرس مرکزی، بهویژه در استان کنونی لرستان، کشف شدهاند و تاریخ ساخت بیشتر آنها به عصر آهن، حدود سدههای دوازدهم تا هفتم پیش از میلاد، بازمیگردد. این آثار طیف گستردهای از اشیای کاربردی و آیینی را دربرمیگیرند؛ از دهنه اسب، تبر، خنجر، شمشیر و سرنیزه گرفته تا سنجاقهای لباس، جامها، پیکرههای جانوری و سرِ علمهایی که با نقشهای اسطورهای و موجودات ترکیبی تزئین شدهاند.
آنچه «مفرغهای لرستان» را از دیگر آثار فلزی جهان باستان متمایز میکند، تنها تنوع آنها نیست، بلکه کیفیت چشمگیر ریختهگری و جسارت هنری سازندگانشان است. صنعتگران این منطقه توانسته بودند با استفاده از آلیاژ مس و قلع، آثاری خلق کنند که در عین استحکام، سرشار از ظرافت و پیچیدگی بصری هستند.
این آثار در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
نمادهای به کار رفته در مفرغهای لرستان نیز به همان اندازه شگفتانگیزند. بز کوهی با شاخهای بلند، شیر، اسب، پرندگان شکاری، مار و موجودات ترکیبی، بارها در این آثار تکرار میشوند. یکی از شناختهشدهترین این نقشها، «ارباب حیوانات» است؛ پیکره انسانی که دو حیوان درنده را در دو سوی خود مهار کرده است. این نقش نهتنها در هنر ایران، بلکه در سراسر «خاور نزدیک باستان» (مجموعه تمدنهای کهن غرب آسیا شامل ایران، بینالنهرین، آناتولی و سرزمین شام) سابقهای طولانی دارد، اما صنعتگران لرستان آن را با زبانی کاملاً متفاوت و سبکی منحصر به فرد اجرا کردهاند. سبکی که امروز به عنوان یکی از شاخصترین جلوههای هنر عصر آهن ایران شناخته میشود.
پرسشی بیپاسخ درباره مفرغهای لرستان
با وجود شهرت جهانی این آثار، هنوز پرسشهای بسیاری درباره سازندگان آنها بیپاسخ مانده است. باستانشناسان درباره اینکه مفرغهای لرستان دقیقاً به دست کدام قوم ساخته شدهاند، اتفاق نظر ندارند. برخی آنها را به جوامع بومی زاگرس نسبت میدهند و برخی دیگر احتمال میدهند اقوامی چون کاسیها یا گروههای دیگری که در غرب ایران میزیستند، در تولید این آثار نقش داشته باشند. آنچه مسلم است، این است که کارگاههای فلزکاری این منطقه در هزاره نخست پیش از میلاد به چنان مهارتی دست یافته بودند که آثارشان امروز در کنار برجستهترین نمونههای هنر فلزکاری جهان باستان مطالعه و نمایش داده میشود.
راز ماندگاری این مفرغها
اگر راز ماندگاری مفرغهای لرستان را تنها در قدمت سههزارساله آنها جستوجو کنیم، از مهمترین ویژگی این آثار غافل ماندهایم. آنچه این اشیا را به یکی از برجستهترین نمونههای فلزکاری جهان باستان تبدیل کرده، تسلط صنعتگران زاگرس بر فناوری ریختهگری و توانایی آنها در تبدیل فلز به آثاری است که مرز میان صنعت، هنر و باورهای آیینی را از میان برمیدارند.
بیشتر مفرغهای لرستان با استفاده از روش ریختهگری به شیوه مومِ گمشده ساخته شدهاند؛ روشی که هنوز هم از پیچیدهترین فنون فلزکاری به شمار میرود. در این شیوه، هنرمند ابتدا شکل نهایی اثر را با موم میساخت، سپس آن را با لایهای از گِل یا مواد نسوز میپوشاند. با حرارت دادن قالب، موم ذوب و خارج میشد و فضای خالی ایجاد شده با مفرغ مذاب پر میشد. پس از شکستن قالب، هنرمند پرداخت نهایی را انجام میداد؛ فرآیندی که باعث میشد هر اثر، نمونهای منحصربهفرد باشد و امکان تولید کاملاً مشابه آن وجود نداشته باشد. پژوهشگران معتقدند اجرای چنین آثاری بدون شناخت دقیق رفتار فلزات، کنترل دمای کوره و مهارت بالا در قالبسازی امکانپذیر نبوده است.
همین فناوری، به صنعتگران لرستان اجازه میداد آثاری خلق کنند که در بسیاری از نقاط دیگر جهان باستان سابقه نداشت. دستههای توخالی، پیکرههای کاملاً متقارن، شاخهای بلند و پیچیده بزهای کوهی، بدنهای درهمتنیده جانوران و ترکیب چند موجود در یک اثر، همگی نشان میدهد هدف سازندگان تنها ساخت ابزارهای کاربردی نبوده، بلکه آنها نگاه هنرمندانهای به فلز داشتهاند و از مفرغ بهعنوان مادهای برای آفرینش آثار هنری استفاده میکردند.
شاهکارهایی از مفرغهای لرستان
یکی از شناختهشدهترین گروههای مفرغهای لرستان، دهنههای اسب است. این آثار که برای مهار اسب به کار میرفتند، بیشتر با سر جانوران، موجودات افسانهای یا پیکرههای انسانی تزئین شدهاند. در برخی نمونهها، دو بز کوهی با شاخهای بلند در دو سوی دهنه قرار گرفتهاند و در برخی دیگر، پرندگان شکاری یا موجودات ترکیبی دیده میشوند. این میزان توجه به زیبایی در وسیلهای کاربردی، نشان میدهد هنر در زندگی روزمره مردمان زاگرس جایگاهی فراتر از تزیین صرف داشته است.
سرِ علمها یا استانداردهای مفرغی نیز از دیگر شاهکارهای این مجموعه هستند. این آثار احتمالاً در آیینهای مذهبی، تشریفاتی یا بهعنوان نماد قدرت استفاده میشدند. مشهورترین آنها، نقش «ارباب حیوانات» را به نمایش میگذارد؛ شخصیتی که دو حیوان را در دو سوی خود مهار کرده است. این نقش در هنر «خاور نزدیک باستان» نمادی از قدرت، نظم و تسلط بر نیروهای طبیعت به شمار میرفت، اما صنعتگران لرستان با حذف جزئیات اضافی و تأکید بر فرمهای کشیده و هندسی، آن را به سبکی کاملاً متمایز تبدیل کردند؛ سبکی که امروز بهراحتی از میان آثار فلزی دیگر تمدنهای همدوره قابل تشخیص است.
در توضیح اثر آمده است: «سرِ علم از آلیاژ مس با نقش «سالار جانوران»، که به صورت یکپارچه ریختهگری شده است. این اثر، پیکرهای را به تصویر میکشد که دو شیرِ سبکپردازیشده را، در شیوهٔ رایج هنر مفرغهای لرستان، در چنگ گرفته است.»
در کنار این آثار، تبرها، خنجرها، شمشیرها، سنجاقهای لباس، پیکرههای حیوانی، جامها و ظروف مفرغی نیز نشان میدهند که فلزکاری در لرستان تنها به ساخت ابزار جنگی محدود نبوده است.
بسیاری از این اشیا به اندازهای ظریف و پرکار هستند که احتمال میرود جنبه آیینی یا تشریفاتی داشته باشند و صرفاً برای استفاده روزمره ساخته نشده باشند. همین تنوع، مفرغهای لرستان را به یکی از کاملترین مجموعههای فلزکاری عصر آهن در جهان تبدیل کرده است.
چنین سنجاقهایی احتمالاً برای بستن لباس و نیز بهعنوان زیورآلات مستقل مورد استفاده قرار میگرفتند. نمونههای بسیاری از این نوع سنجاقها به لرستان نسبت داده شدهاند، اما این اثر یکی از معدود نمونههایی است که در جریان یک کاوش باستانشناسی علمی کشف شده است.
این اثر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.
شاهکارهای عصر آهن ایران در کدام موزهها دیده شدهاند؟
امروزه برجستهترین نمونههای این آثار در موزههایی مانند بریتانیا، لوور، متروپولیتن نیویورک، موزه هنرهای زیبای بوستون و موزه ملی ایران نگهداری میشوند. هر یک از این موزهها بخشی از توانایی صنعتگران ایرانی را به نمایش گذاشتهاند؛ صنعتگرانی که نزدیک به سه هزار سال پیش، بدون ابزارهای مدرن، آثاری آفریدند که هنوز هم از نظر فنی و هنری الهامبخش پژوهشگران و فلزکاران هستند.
شاید مهمترین ویژگی مفرغهای لرستان این باشد که در آنها، مرزی میان صنعت و هنر دیده نمیشود. ابزار، همزمان یک اثر هنری است؛ شیء آیینی، در عین حال شاهکاری از مهندسی فلز. هر نقش، افزون بر زیبایی، حامل مفهومی نمادین است. همین ویژگی سبب شده است که مفرغهای لرستان، نهتنها بهعنوان مجموعهای از اشیای باستانی، بلکه بهعنوان یکی از درخشانترین جلوههای نبوغ صنعتگران ایران در تاریخ فلزکاری جهان شناخته شوند.
مفرغهای لرستان چگونه از ایران خارج شدهاند؟
تا اوایل قرن بیستم میلادی، مفرغهای لرستان برای جهان باستانشناسی تقریباً ناشناخته بود. هرچند مردم محلی گاه اشیای مفرغی را هنگام کشاورزی یا حفاریهای اتفاقی پیدا میکردند، اما هیچکس نمیدانست که این منطقه یکی از مهمترین مراکز فلزکاری جهان باستان را در دل خود پنهان کرده است. این وضعیت در دهه ۱۹۲۰ میلادی تغییر کرد؛ زمانی که شماری از اشیای مفرغی لرستان از طریق بازار عتیقه به اروپا راه یافتند و نگاه مجموعهداران، موزهها و باستانشناسان را به خود جلب کردند.
وقتی باستانشناسان کنجکاو شدند
ورود ناگهانی این آثار به بازار هنر، پرسشهای فراوانی را به وجود آورد. این اشیا از کجا آمده بودند؟ چه کسانی آنها را ساخته بودند؟ چرا سبک آنها با دیگر آثار شناختهشده خاور نزدیک تفاوت داشت؟ همین پرسشها موجب شد پژوهشگران و مؤسسات علمی توجه خود را به لرستان معطوف کنند و در دهههای بعد، کاوشهای باستانشناسی در این منطقه آغاز شود. بررسیها نشان داد که بسیاری از این اشیا از گورستانهای عصر آهن به دست آمدهاند؛ گورستانهایی که در آنها جنگجویان، بزرگان و افراد صاحبمنصب همراه با سلاح، زیورآلات، دهنه اسب و اشیای آیینی به خاک سپرده میشدند. این یافتهها، تصویری روشنتر از زندگی، باورها و مهارتهای فنی جوامع ساکن زاگرس در هزاره نخست پیش از میلاد ارائه کرد.
با گسترش پژوهشها، روشن شد که مفرغهای لرستان تنها مجموعهای از اشیای زیبا نیستند، بلکه یکی از کاملترین اسناد برای مطالعه فناوری فلزکاری در ایران باستان به شمار میروند.
بررسیهای متالورژیکی نشان داده است که صنعتگران لرستان، علاوهبر تسلط بر آلیاژسازی و ریختهگری، شناخت دقیقی از خواص فلزات و رفتار آنها در کوره داشتند. این دانش به آنها امکان میداد آثاری بسازند که هم از نظر استحکام و هم از نظر پیچیدگی هنری، در میان نمونههای همدوره خود کمنظیر باشند.
اکنون، مفرغهای لرستان در معتبرترین موزههای جهان نگهداری میشوند. موزه بریتانیا یکی از غنیترین مجموعههای این آثار را در اختیار دارد و نمونههایی از دهنههای اسب، سرِ علمها، تبرها و پیکرههای مشهور «ارباب حیوانات» را به نمایش گذاشته است. موزه متروپولیتن نیویورک نیز مجموعهای ارزشمند از اشیای مفرغی لرستان را در بخش هنر ایران باستان نگهداری میکند. در موزه لوور فرانسه، موزه هنرهای زیبای بوستون و شماری دیگر از موزههای اروپا و آمریکا نیز آثار شاخصی از این مجموعه دیده میشود؛ آثاری که هر سال هزاران بازدیدکننده و پژوهشگر را با بخشی از تاریخ فلزکاری ایران آشنا میکنند.
با وجود آنکه به دلیل وضعیت حفاظتی اثر و شیوهٔ سبکپردازی، شناسایی دقیق این جانوران دشوار است، مقایسه با دیگر دستبندها و اشیای فلزی منسوب به لرستان نشان میدهد که احتمالاً این جانوران شیر هستند.
این اثر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.
در داخل ایران نیز، موزه ملی ایران مهمترین مجموعه مفرغهای لرستان را در خود جای داده است. در کنار آن، قلعه فلکالافلاک در خرمآباد، که در سالهای اخیر بخشی از آثار مرتبط با لرستان را به نمایش گذاشته، نقش مهمی در معرفی این میراث به بازدیدکنندگان دارد. گردهم آمدن این آثار در موزههای ایران، فرصتی برای روایت تاریخ فلزکاری سرزمینی است که هزاران سال پیش، یکی از پیشرفتهترین مراکز تولید اشیای مفرغی جهان بود.
با وجود دههها پژوهش، مفرغهای لرستان همچنان رازهای بسیاری را در خود پنهان کردهاند. هنوز درباره هویت دقیق برخی کارگاهها، روند و شیوه تولید، مسیرهای مبادله و حتی کارکرد شماری از اشیای آیینی میان پژوهشگران اتفاقنظر وجود ندارد. همین ابهام، در کنار کیفیت خیرهکننده آثار، سبب شده است که مفرغهای لرستان همچنان موضوع پژوهشهای دانشگاهی و نمایشگاههای بینالمللی باشند.
شاید بزرگترین میراث صنعتگران لرستان، نه فقط صدها شیء مفرغی برجایمانده، بلکه اثبات این واقعیت باشد که سه هزار سال پیش، در دامنههای زاگرس، هنرمندانی میزیستند که فلز را تنها مادهای برای ساخت ابزار نمیدیدند؛ آن را به زبانی برای بیان اندیشه، باور و زیبایی تبدیل کرده بودند. امروز، هر یک از این آثار در ویترین موزههای جهان، روایتی از همین نبوغ را برای میلیونها بازدیدکننده بازگو میکند؛ نبوغی که نام لرستان را در تاریخ فلزکاری جهان ماندگار کرده است.
انتهای پیام










