مروری بر یک هفته وداع/ روایت آخرین سفر رهبر شهید انقلاب

خبرگزاری میزان شنبه 20 تیر 1405 - 08:40
روایتی از آخرین سفر مردی که سال‌ها در رأس یک سرزمین ایستاده بود. سفری که از تهران آغاز می‌شود، از شهرهای مقدس می‌گذرد و در میان اشک، دعا و سکوت به پایان می‌رسد؛ سفری که بیش از آنکه درباره یک پیکر باشد، روایتگر احساسات مردمانی است که هر یک با نگاه و خاطره‌ای متفاوت، بدرقه‌کننده آخرین منزل او هستند.
خبرگزاری میزان -

یک هفته گذشته، ایران و شهرهای مقدس منطقه صحنه بدرقه‌ای تاریخی بودند؛ بدرقه‌ای که از تهران آغاز شد، از قم، کربلا و نجف گذشت و در مشهد به پایان رسید. این یادداشت، مروری است بر روزهای وداع با رهبر شهید انقلاب؛ سفری که در حافظه جمعی ایرانیان، فراتر از یک آیین تشییع، به روایتی ماندگار از همدلی، سوگواری و ثبت یک برهه تاریخی بدل شد.

فصل اول: یک روز پیش از وداع؛ تهران در انتظار

یک روز مانده به آغاز مراسم، تهران چهره‌ای دیگر به خود گرفته بود. خیابان‌های اطراف مصلای امام خمینی (ره) آرام‌آرام مملو از جمعیتی می‌شد که از شهرهای دور و نزدیک آمده بودند. پرچم‌های سیاه و قرمز در باد تکان می‌خورد و صدای تلاوت قرآن از بلندگوها در فضای مصلی می‌پیچید.

از همان ساعات نخست، شخصیت‌های سیاسی، فرماندهان، علما و مهمانانی از سرزمین‌های مختلف وارد پایتخت شدند. همه می‌دانستند که فردا، روزی متفاوت در تاریخ این سرزمین خواهد بود.

فصل دوم: مصلی؛ آغاز آخرین بدرقه

صبح، هنوز آفتاب کاملاً بر فراز تهران ننشسته بود که سیل جمعیت، مصلی را در آغوش گرفت. صدای تکبیر، اشک‌های بی‌صدا و زمزمه دعا در هم آمیخته بود.

هنگام حرکت تابوت نگاه هزاران نفر آن را بدرقه می‌کرد؛ گویی هر قدم، برگ دیگری از تاریخ را ورق می‌زد.

فصل سوم: تهران؛ خیابان‌هایی که به رودخانه انسان تبدیل شدند

کاروان تشییع از میان خیابان‌های پایتخت عبور کرد؛ خیابان‌هایی که دیگر تنها مسیر عبور خودروها نبودند، بلکه رودخانه‌ای از انسان شده بودند.

گل‌ها بر تابوت می‌نشستند، دست‌ها برای آخرین سلام بالا می‌رفت و صدای «الله اکبر» و نوحه‌خوانی در میان ساختمان‌های شهر طنین‌انداز بود.

فصل چهارم: قم؛ وداع در سایه گنبدها

با غروب خورشید، کاروان به قم رسید؛ شهری که قرن‌ها مأمن دانش، عبادت و معنویت بوده است. زائران در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) و مسجد مقدس جمکران گرد آمده بودند. صحن‌های نورانی، زمزمه دعاها و اشک‌هایی که بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری می‌شد، حال و هوایی متفاوت به شهر بخشیده بود.

در مسجد جمکران، سکوتی آمیخته با نیایش حکم‌فرما بود. بسیاری دست به دعا برداشته بودند و شمع‌های خیال، شب قم را روشن‌تر از همیشه جلوه می‌داد.

فصل پنجم: کربلا و نجف؛ جایی که دل‌ها به هم رسیدند

کاروان، در ادامه مسیر، راهی عتبات شد. در کربلا، پرچم‌های سیاه در کنار گنبدهای طلایی به اهتزاز درآمده بودند و در نجف، سکوت حرم با زمزمه زیارت شکسته می‌شد.

در این دو شهر مقدس، مرزها رنگ باختند و تنها زبان مشترک مردم، دعا، اشک و احترام بود.

فصل ششم: پایان سفر

آخرین منزل، آرام‌تر از تمام مسیر بود. در تمام کشور هنوز هیاهوی خیابان‌ها برقرار بود؛ اما در مشهد تنها سکوت، دعا و صدای آرام تلاوت قرآن به گوش می‌رسید.

فصل هفتم: روایتی که ادامه یافت

با پایان مراسم، شهرها آرام‌آرام به زندگی روزمره باز می‌گردند؛ اما روایت این روزها در خاطره مردم باقی می‌ماند. هر کس داستانی از آن سفر نقل می‌کند؛ سفری که از دل تهران آغاز شد، از قم، مسجد جمکران، کربلا و نجف گذشت و در نهایت خاک مقدس مشهد، به پایان رسید؛ 

تابوت آرام در دل خاک آرام گرفت؛ اما خاطره این سفر، در ذهن کسانی که آن را دیده بودند، همچنان زنده ماند.

پایانی که برای بسیاری، آغاز فصل تازه‌ای از روایت تاریخ بود.

انتهای پیام/

منبع خبر "خبرگزاری میزان" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.