تشییع تاریخی رهبر شهید؛ از بعثت عمومی تا بازتعریف موازنه قدرت تمدنی

خبرگزاری مهر سه شنبه 23 تیر 1405 - 16:16
نشست علمی «واکاوی ابعاد راهبردی و تمدنی تشییع تاریخی رهبر شهید» به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست علمی «واکاوی ابعاد راهبردی و تمدنی تشییع تاریخی رهبر شهید؛ پیام‌ها، کارکردها و دستاوردها» به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و با حضور محمدعلی فتح‌اللهی (دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، حمیدرضا جلایی‌پور (استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران)، محمدکاظم انبارلویی (روزنامه‌نگار و فعال سیاسی)، مجتبی سلطانی احمدی (تاریخ‌پژوه و دانشیار دانشگاه پیام نور) برگزار شد.

محمدعلی فتح‌اللهی: تحلیل ماهیت «مؤسس» تشییع تاریخی و بازتعریف نقش مردم در مدیریت کلان کشور

محمدعلی فتح‌اللهی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به عنوان نخستین سخنران این نشست علمی، بحث خود را با یک تمایز مفهومی و ساختاری آغاز کرد و اظهار داشت:

«نکته اساسی که باید به آن توجه عمیق داشته باشیم این است که جنس تشییع جنازه اخیر رهبر شهید، با تمام نمونه‌های مشابهی که در گذشته شاهد بودیم، تفاوت ماهوی و جوهری داشت. این حرکت عظیم حتی با تشییع باشکوه و بی‌نظیر پیکر مطهر شهید حاج قاسم سلیمانی یا تشییع تاریخی پیکر امام راحل (ره) نیز تفاوت‌های ساختاری فراوانی داشت.»

فتح‌اللهی با ارائه یک شبیه‌سازی تاریخی افزود: «من فکر می‌کنم جنس این تشییع و پویایی درون آن، بیش از هر چیز شبیه به راهپیمایی‌های بزرگ، سرنوشت‌ساز و تاریخی دوران انقلاب در سال ۱۳۵۷ بود؛ رویدادهایی مانند راهپیمایی‌های عظیم تاسوعا، عاشورا و اربعین حسینی که ویژگی بارز همگی آن‌ها "مؤسس" بودن بود. این تشییع نیز یک مراسم "مؤسس"، گذاردهنده و پایه‌گذار یک نظم جدید است.»

ویژگی‌های مراسم مؤسس؛ مدیریت خودجوش مردمی و مدنیت سیاسی

این دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی با یادآوری خاطرات و تحلیل راهپیمایی عاشورا و تاسوعای سال ۵۷ خاطرنشان کرد: در آن دوران، تمام تحلیل‌گران و صاحبان اندیشه با دیدن آن حجم از حضور، سقوط قطعی رژیم پهلوی را درک کردند. آن راهپیمایی، نقطه پایان رژیم گذشته را رقم زد و اساس نظام جدید را تأسیس نمود؛ هرچند نهضت از یک سال قبل با قیام مردم قم و تبریز آغاز شده بود، اما آن واقعه تجلی نهایی اراده ملت بود.

تشییع تاریخی رهبر شهید؛ از بعثت عمومی تا بازتعریف موازنه قدرت تمدنیتشییع تاریخی رهبر شهید؛ از بعثت عمومی تا بازتعریف موازنه قدرت تمدنی

وی ویژگی بارز این‌گونه پدیده‌ها را جامعیت و همه‌جانبه بودن دانست و افزود:

«در آن حرکت همه‌چیز یافت می‌شد؛ هم حزن و عزاداری بود، هم نشاط مذهبی و پویایی، هم موضع‌گیری صریح سیاسی و هم حماسه‌آفرینی ملی. اما فراتر از همه این‌ها، عنصر بی‌نظیر "مدیریت جمعی" در آن موج می‌زد.»

فتح‌اللهی با مطرح کردن این پرسش که چگونه میلیون‌ها نفر بدون کمترین حادثه ناگوار هدایت شدند، به نقش برجسته شهید آیت‌الله بهشتی به عنوان مدیر طراح آن جریان اشاره کرد و گفت: «این رویدادها توانمندی، متانت و مدنیت والای یک ملت را نشان می‌دهند که در کمال نظم حرف سیاسی خود را به کرسی می‌نشانند. این وجه تأسیسی، امروز نیز با قدرت تمام احیا شده و رفتارهای تهاجمی یا انفعالی چهره‌هایی نظیر ترامپ، ناشی از درک همین پدیده جدید و تفاوت آشکار آن با محاسبات قبلی‌شان است.»

گذار از دوگانه «خادم و مخدوم» به سمت حضور مستقیم مردم در صحنه مدیریت

فتح‌اللهی در تبیین دقیق ماهیت این «تأسیس‌گری» به کالبدشکافی یک انحراف تاریخی در فهم رابطه دولت و ملت پرداخت و یادآور شد: پس از پیروزی انقلاب، تفکری در ساختار اجرایی کشور شکل گرفت که نماد اولیه آن سخنرانی مهندس بازرگان در تلویزیون بود؛ این‌که مردم کار خود را با بیرون کردن شاه انجام داده‌اند و حالا باید به خانه‌هایشان بروند تا دولت‌مردان به عنوان خادم به آن‌ها خدمت کنند.

این فعال فرهنگی تصریح کرد: «این نگاهِ شبه‌کارفرمایی که رابطه دولت و ملت را به ارائه خدمات مادی مانند تعداد خطوط تلفن یا کیلومترهای راه‌سازی فرو می‌کاست، مطلوب نظر امام خمینی (ره) و هویت واقعی انقلاب نبود. هدف اصلی امام، حضور مستقیم و مداوم خود مردم در صحنه مدیریت کلان و حساس‌ترین ارکان کشور بود. امام حتی در امنیتی‌ترین حوزه‌ها می‌فرمود خود مردم باید "سازمان اطلاعات" باشند. در دفاع مقدس نیز برخلاف نگاه کلاسیک برخی نظامیان که جنگ را امری صرفاً تخصصی می‌دانستند، این حضور و جان‌فشانی توده‌های مردم بود که سرنوشت جنگ را تغییر داد.»

نفوذ فرهنگ لیبرالی و معضل دیپلماسی مبهم و دور از مردم

این استاد پژوهشگاه علوم انسانی با تحلیل آسیب‌شناسانه دوران پس از انقلاب اشاره کرد که امام خمینی (ره) تنها یک‌بار به صراحت از اشتباه سخن گفت و آن سپردن کار به دست لیبرال‌ها در دولت موقت بود؛ اشتباهی که جبران فرهنگی آن دهه‌ها به طول انجامید. به باور فتح‌اللهی، این جریان یک فرهنگ اداری و حاکمیتی را پایه‌گذاری کرد که بر اساس آن، مردم صرفاً حق عزل و نصب آدم‌ها را دارند و پس از انتخابات باید نظاره‌گر باشند.

وی با انتقاد شدید از رویکرد غالب دستگاه سیاست خارجی در دهه‌های گذشته تصریح کرد: «متاسفانه در این سال‌ها، فضای غالب وزارت خارجه به گونه‌ای تنظیم شده بود که گویی دیپلماسی یک فن کاملاً تخصصی، مبهم و مجزا از اراده عمومی است. مسئولان سفر می‌کردند و گزارش‌های مبهم و تشریفاتی ارائه می‌دادند و مردم همواره اخبار دقیق سیاست خارجی کشورشان را از رسانه‌های بیگانه راحت‌تر دریافت می‌کردند. این پنهان‌کاری و مبهم‌گویی که به اشتباه به عنوان هنر دیپلماتیک تلقی می‌شد، آسیب بزرگی به همبستگی ملی وارد ساخت.»

شهادت رهبر، تشییع باشکوه و درهم‌شکستن ابهت پوشالی آمریکا

فتح‌اللهی تحول بزرگ ناشی از شهادت رهبر انقلاب و تشییع تاریخی ایشان را در هم شکستن این الگوی قدیمی و مبهم دانست و تأکید کرد: این واقعه سهمگین اراده‌ای قوی در توده‌های مردم شکل داده است که دیگر به گزارش‌های کلی و وعده‌های مبهم مسئولان قانع نمی‌شوند. مردم امروز می‌خواهند در جزئیات تصمیم‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های کلان کشور دخالت مستقیم داشته باشند و خود تعیین‌کننده سیاست‌ها باشند.

این دانشیار پژوهشگاه با تحلیل ابعاد بین‌المللی این حضور پرشور تصریح کرد:

«هر معاهده یا قراردادی که در عرصه بین‌المللی به امضا می‌رسد، متکی بر یک "انرژی پشت‌صحنه" است. این تشییع بی‌نظیر، تمام انرژی پشت‌صحنه‌ای را که آمریکایی‌ها و ترامپ برای فشار بر ایران تدارک دیده بودند، به طور کامل تخلیه کرد. حجم عظیم تنفر ابرازشده از ترامپ و استکبار در این مراسم، موازنه قدرت را تغییر داد و در مقابل، انرژی بی‌پایان و اقتداری جدید برای جبهه خودی خلق کرد تا با ادبیاتی شجاعانه‌تر وارد میدان شود.»

از «شخصیت‌محوری» تا «بعثت ملت»

فتح‌اللهی در ادامه تحلیل خود، به تغییر پارادایم اساسی در ساختار سیاسی کشور پرداخت. وی معتقد است که حضور حماسی مردم عملاً نقش و وزن مسئولین اجرایی را به رده دوم کاهش داده و آنان را به «کارمندان عالی‌رتبه» نظام تبدیل کرده است.

وی افزود: «پیش از این مراسم، تمام دغدغه و نگرانی جامعه معطوف به توانایی یا وفاداری مذاکره‌کنندگان بود؛ اما اکنون با این حجم از انرژی خلق‌شده، دیگر فرقی نمی‌کند چه کسی در میز مذاکره بنشیند. حتی اگر مذاکره‌کننده‌ای اراده عبور از خطوط قرمز را داشته باشد، دیگر توان و جایگاه این کار را ندارد، زیرا طرف مقابل متوجه شده است که تصمیم‌گیر اصلی، اراده مقتدر توده‌های مردم در کف خیابان است. ما از دوران تمرکز بر "شخصیت افراد" عبور کرده و به دوران "بعثت ملت" قدم گذاشته‌ایم؛ دورانی که در آن خود ملت امور را به دست گرفته است.»

تعیین‌کنندگی «انرژی پشت صحنه»، مطالبه‌گری طبقات محروم و الگوی مذاکره حسینی در برابر دیپلماسی محتاط

این دانشیار پژوهشگاه برای فهم بهتر مفهوم «عقبه مقتدر»، به ماجرای سفر تاریخی مک‌فارلین (مشاور امنیت ملی آمریکا) به تهران در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: «زمانی که مک‌فارلین در فرودگاه تهران نادیده گرفته شد، با عصبانیت گفت که اگر به شوروی رفته بود، گورباچف شخصاً به استقبالش می‌آمد. این نشان می‌دهد که در دیپلماسی انقلابی، وزن و عنوان افراد در برابر اراده و هویت یک ملت مقتدر رنگ می‌بازد. مسئولان ما نیز باید متوجه باشند که دیگر حق مصلحت‌اندازی‌های شخصی و اتخاذ تصمیمات در پشت درهای بسته را ندارند.»

فتح‌اللهی با تحلیل موشکافانه ترکیب جمعیتی تشییع‌کنندگان اظهار داشت:«هرچند تمام اقشار و طبقات در این مراسم تاریخی حضور داشته‌اند، اما واقعیت این است که "محرومین جامعه" که بیشترین فشارهای معیشتی و اقتصادی را تحمل می‌کنند، میدان‌دار اصلی و صاحبان این حماسه بودند. این رویداد در واقع یک "انقلاب مجدد از سوی محرومین" بود که به بدنه جامعه جرئتی بی‌سابقه بخشید.»

وی با انتقاد صریح از لحن منفعلانه و محتاطانه برخی اعضای تیم مذاکره‌کننده کنونی، اظهار داشت که آنان تحت تأثیر آداب دیپلماتیک غربی، از بازتاب دادن خشم و اراده واقعی مردم کف خیابان در جلسات خود واهمه دارند. وی با رد این نگاه، به یک الگوی عالی تاریخی اشاره کرد:

«امام حسین (ع) در جریان مذاکره با حر بن یزید ریاحی که فرستاده عبیدالله بن زیاد بود، با صراحت و صلابت به او فرمود "ثکلتک امک" (مادرت به عزایت بنشیند). این یعنی مرگ بر تو و خرد کردن ابهت طرف مقابل در همان ابتدای گفت‌وگو. عظمت و اقتدار امام به قدری بود که حر با وجود فرماندهی لشکر، جرئت پاسخگویی به این کلام صریح را پیدا نکرد و با احترام از نام حضرت زهرا (س) یاد کرد. دیپلماسی ما نیز باید واجد چنین عظمتی باشد.»

ضرورت خلق «عظمت ملی»، بی‌اثر شدن مذاکرات بدون پشتوانه مردمی و لزوم تنظیم مسئولین با واقعیت جدید

فتح‌اللهی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد که مشکل اصلی دیپلماسی ما در تنظیم متون حقوقی نیست، بلکه در «خلق عظمت ملی» است. ترامپ و جبهه استکبار به خوبی متوجه شدند که عظمتی در ایران خلق شده که تمام معادلات قبلی آن‌ها را بی‌اثر کرده است؛ لذا روند مذاکرات بی‌پشتوانه و سناریوی آتش‌بس‌های یک‌طرفه و باطل را پایان‌یافته دیدند.

وی با لحنی هشدارآمیز گفت: «متأسفانه برخی از مسئولان ما به دلیل عادت به روش‌های سنتی و تکنوکراتیک، قادر به درک و استفاده از این انرژی عظیم پشت‌صحنه نیستند. این مراسم تشییع تاریخی، یک واقعیت جدید و سنگین را پایه‌گذاری کرده است؛ واقعیتی که تمامی کارگزاران نظام، بدون توجه به جناح‌بندی‌های سیاسی، ملزم به هماهنگ کردن خود با آن هستند. در غیر این صورت، هر جریان یا مسئولی که نتواند خود را با خواست و اراده متن جامعه و این عظمت خلق‌شده تنظیم کند، به تدریج مشروعیت و اهمیت خود را از دست داده و از صحنه حذف خواهد شد.»

حمیدرضا جلایی‌پور: تشییع رهبر شهید بزرگ‌ترین اجتماع تاریخ معاصر ایران بود

دومین سخنران این نشست علمی، حمیدرضا جلایی‌پور، استاد برجسته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بود. وی ضمن تسلیت شهادت مظلومانه رهبر انقلاب و اعضای خانواده ایشان، از منظر روش‌شناختی و جامعه‌شناختی به کالبدشکافی ابعاد مادی و معنوی این رویداد عظیم پرداخت.

جلایی‌پور با تأکید بر شکوه و عظمت بی‌نظیر این مراسم در تهران و سایر کلان‌شهرها اظهار داشت: «شواهد متقن و عینی نشان می‌دهند که این تشییع نه تنها در تاریخ ایران، بلکه در مقیاس جهانی رویدادی کم‌نظیر و بهت‌آور بوده است. حتی رسانه‌های خارجی و معاند که همواره عادت به کوچک‌نمایی اجتماعات انقلابی داشته و آمارها را در حد چند ده هزار نفر گزارش می‌کردند، این‌بار نتوانستند چشم خود را بر واقعیت ببندند و صراحتاً به حضور "میلیونی" مردم اعتراف کردند. با یک تخمین علمی و جامعه‌شناختی می‌توان گفت ده‌ها میلیون نفر در سراسر کشور در این آیین شرکت کردند.»

تشییع تاریخی رهبر شهید؛ از بعثت عمومی تا بازتعریف موازنه قدرت تمدنی

مقایسه عینی با اجتماعات سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر ایران

این استاد جامعه‌شناسی با استناد به تجربه زیسته و مشاهدات میدانی خود طی دهه‌های گذشته، به مقایسه این رویداد با سایر نقاط عطف تاریخ معاصر پرداخت. وی خاطرنشان کرد:

«من به عنوان یک جامعه‌شناس و شاهد عینی، در روز فرار شاه از کشور، لحظه ورود تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به بهشت زهرا، مراسم تشییع پیکر مطهر بنیان‌گذار کبیر انقلاب در سال ۱۳۶۸ و همچنین تشییع باشکوه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در تهران، اهواز و کرمان حضور داشته‌ام. بر اساس پیاده‌روی‌های طولانی در میان جمعیت و پایش میدانی دقیقی که طی آن سه روز در تهران انجام دادم، با اطمینان اعلام می‌کنم که اجتماع اخیر از تمامی آن رویدادهای بزرگ تاریخی، وسیع‌تر، متراکم‌تر و گسترده‌تر بود.»

پدیده بعثت؛ واکنش توده‌ها به شهادت مرجع تقلید در سنگر خدمت

جلایی‌پور در تبیین علل شکل‌گیری این واقعه شگرف، به تشریح بسترها و زمینه‌های اجتماعی آن پرداخت. وی توضیح داد که توده‌های مردم ایران و ملل منطقه، به مدت بیش از ۱۱۰ تا ۱۲۰ روز متوالی شاهد حملات وحشیانه و مستمر آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور بودند. در این میان، شهادت مظلومانه رهبر انقلاب که یک مرجع تقلید برجسته نیز بودند، به همراه اعضای خانواده‌شان در محل کار و خانه‌شان، خط بطلانی بر تمامی شایعه‌پراکنی‌ها و تبلیغات مسموم دشمن کشید و جامعه را دچار یک برانگیختگی عمیق و وجدانی کرد.

وی افزود: «این واقعه در حقیقت حکم یک "بعثت دوباره" و خیزش عمومی را داشت. برانگیختگی مردم به قدری بالا بود که از همان شب اول، توده‌ها بدون هماهنگی قبلی، زیر بارش شدید باران و برف و حتی با وجود تهدید مستقیم پهپادهای دشمن به خیابان‌ها آمدند. این حرکت خودجوش پیش از تشییع رسمی، در قالب تجمعات مستمر در ۴۰۰ تا ۶۰۰ شهر کشور و بیش از ۷۰ میدان اصلی تهران تجلی یافته بود؛ لذا با ورود پیکر مطهر، این پتانسیل‌های انباشته به یکدیگر پیوستند و آن سیل خروشان بی‌نظیر را پدید آوردند.»

فروریختن دو دهه تبلیغات مسموم رسانه‌های بیگانه

این استاد دانشگاه تهران با تحلیل ابعاد جنگ شناختی دشمن علیه افکار عمومی جامعه ایران در دو دهه گذشته گفت: رسانه‌های ماهواره‌ای و جریان‌های معاند در شبکه‌های اجتماعی سال‌ها تلاش کردند تا با تکرار مداوم کلیدواژه‌هایی چون رانت‌خواری، خروج فرزندان مسئولان از کشور و فساد سیستماتیک، شکاف عمیقی میان مردم و حاکمیت ایجاد کنند.

اما شهادت ساده‌زیستانه رهبر انقلاب در کنار خانواده‌شان در قلب تهران و استقبال بی‌نظیر توده‌ها در کشورهای مختلف اسلامی نظیر عراق، کشمیر و پاکستان نشان داد که این امپراتوری تبلیغاتی در برابر «حقیقت میدانی» کاملاً ناتوان است. این حضور فرامرزی و داوطلبانه، نمادی عینی از شکل‌گیری یک حرکت تمدنی اصیل در جهان اسلام بود.

مدیریت بی‌نظیر جمعیت، نقش موکب‌ها و پیروزی بزرگ قدرت نرم در عرصه منطقه‌ای

جلایی‌پور با تمجید از سطح بالای مدیریت و انضباط سازمانی در این مراسم یادآور شد: «در مراسم تشییع سردار سلیمانی در کرمان، به دلیل برخی ناهماهنگی‌ها متأسفانه شاهد جان باختن ۸۰ نفر از هموطنان عزیزمان بودیم. اما در این رویداد عظیم، به ویژه طی دو روز برگزاری مراسم در مصلای بزرگ تهران، برنامه‌ریزی لجیستیکی به قدری دقیق و علمی بود که جمعیت انبوه بین ۶ تا ۸ مرتبه به طور چرخشی و بدون کمترین گره یا تراکم خطرناکی تخلیه و جایگزین شد و هیچ حادثه ناگواری ثبت نگردید. این امر گویای بلوغ تشکیلاتی کشور و بطلان فرضیه‌سازی‌های رسانه‌های غربی برای ناامن جلوه دادن این تجمعات بود.»

وی عامل کلیدی دیگر در مدیریت این توده چندمیلیونی را نقش‌آفرینی بی‌بدیل «موکب‌های مردمی» دانست و اظهار داشت: حمل‌ونقل، تغذیه، اسکان و خدمات بهداشتی و درمانی میلیون‌ها زائر از سراسر کشور، کار اداری و دولتی نبود. خوشبختانه جامعه ایران در سال‌های اخیر این شیوه مدیریت مردمی را از شیعیان عراق در پیاده‌روی اربعین آموخته، در شهرهایی چون خرم‌آباد تمرین کرده و در این بحران ملی به زیباترین شکل ممکن به کار بست.

وی همچنین استقبال بی‌نظیر مردم و جریان‌های عراقی از پیکر مطهر رهبر شهید در شهرهای نجف و کربلا را یک شگفتی تاریخی و جامعه‌شناختی توصیف کرد و گفت: «ما سال‌ها با رژیم بعث عراق در جنگ بودیم و شهدای بسیاری تقدیم کردیم. با این حال، استقبال مردم عراق از پیکر مطهر ایشان به قدری پرشور و خودجوش بود که حتی فراتر از خواست و برنامه‌ریزی اولیه دولت ایران رقم خورد. این واقعه یک "پیروزی نرم و قلبی" بزرگ میان دو ملت بود و نشان داد که رهبر شهید با شبکه‌سازی تمدنی موفق شده است قلب‌ها را فراتر از مرزها فتح کند.»

جلایی‌پور در پایان خاطرنشان ساخت که این انسجام ملی و تمدنی در شرایطی رخ داد که کشور حدود یک سال در وضعیت نیمه‌جنگی به سر می‌برد. پایداری جامعه و نظام سیاسی طی ۴۰ روز پس از حمله سنگین نهم اسفند و ناکامی دشمن در فروپاشی ساختارهای داخلی، نشان‌دهنده استحکام سازمان دفاعی و میراث نهادی ارزشمندی است که از مدیریت راهبردی رهبر شهید به یادگار مانده است.

محمدکاظم انبارلویی: نقش محوری رهبر شهید در ساختار قدرت، شکست کودتای نرم و تداوم راهبرد مقاومت در مذاکرات

سومین سخنران این نشست علمی، محمدکاظم انبارلویی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و فعال سیاسی برجسته بود. وی با ترسیم یک دوقطبی اخلاقی و سیاسی در جهان امروز، گفت:

«واقعیت امروز جهان، صحنه نبرد آشکار میان "اشرار عالم" به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل، و "احرار عالم" به محوریت ولایت فقیه در ایران است که برای تحقق عدالت و اهداف انبیای الهی مجاهدت می‌کنند.»

انبارلویی با مرور تاریخی تهدیدات نظامی علیه کشور پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشت که اگرچه کشور وارد جنگ کلاسیک جدیدی نشد، اما سایه تهدید همواره بر سر ملت سنگینی می‌کرد. مدیریت هوشمندانه این تهدیدات بر عهده رهبری نظام بود. وی با اشاره به روند مذاکرات برجام تصریح کرد که طرف غربی همواره به دنبال خلع سلاح گام‌به‌گام ایران و دخالت در ارکان حاکمیتی بود و گزینه نظامی را به عنوان اهرم فشار واقعی زیر سقف مذاکرات حفظ کرده بود؛ تفسیری که روشنگری‌های مداوم رهبر شهید همواره بر صحت آن مهر تایید می‌زد.

کالبدشکافی پروژه ترور؛ از فتنه ۸۸ تا مقاله عملیاتی «مجتبی را بکشید»

تشییع تاریخی رهبر شهید؛ از بعثت عمومی تا بازتعریف موازنه قدرت تمدنی

این تحلیل‌گر ارشد سیاسی با افشای ابعاد طراحی‌های اندیشکده‌ها و طراحان نظامی پنتاگون نظیر مایکل لدین و مایکل روبین، گفت این افراد که تحت عنوان پژوهشگر فعالیت می‌کنند، طراحان اصلی کودتاهای نرم و جریان‌های براندازی در فضای آشوب‌های داخلی مانند فتنه سال ۱۳۸۸ بوده‌اند.

وی با اشاره به یک سند مکتوب بسیار مهم فاش کرد:

«مایکل روبین در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵ (حدود سه ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه) مقاله‌ای را به صراحت با عنوان عملیاتی "مجتبی را بکشید" منتشر کرد. این عنوان، نه یک تحلیل رسانه‌ای، بلکه یک فتوای تروریستی و دستور کار نظامی برای پنتاگون و دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی بود.»

انبارلویی در تحلیل دکترین دفاعی دشمن افزود: از آنجا که آمریکا و رژیم صهیونیستی فاقد عمق استراتژیک جغرافیایی و مزیت ژئوپلیتیک در منطقه ما هستند، همواره دکترین نظامی خود را بر پایه "ترور فیزیکی رهبران موثر" بنا نهاده‌اند. هدف اصلی حمله وحشیانه ۹ اسفندماه نیز از ابتدا حذف فیزیکی شخص رهبر انقلاب بود؛ زیرا ایشان به عنوان سد راه اصلی پروژه‌های نفوذ و تسلیم عمل می‌کردند.

مدیریت همه‌جانبه رهبر شهید و تداوم راه مقاومت

این فعال سیاسی پیشکسوت در پایان سخنان خود، به تشریح جایگاه محوری و همه‌جانبه رهبر شهید در ساختار قدرت و امنیت ملی پرداخت و تأکید کرد:

«ایشان مسئولیت خطیر و بی‌بدیل تعامل با نیروهای مسلح، نظارت مستقیم بر پیشرفت‌های شگرف صنایع موشکی و دفاعی کشور، هدایت مجاری ارتباطی رهبری با جبهه مقتدر مقاومت در منطقه و کنترل و هماهنگی ارشدترین ساختارهای امنیتی کشور را بر عهده داشتند.»

انبارلویی خاطرنشان کرد که دشمن با آگاهی از این نقش‌های کلیدی، گمان می‌کرد با حذف فیزیکی ایشان، زنجیره فرماندهی و مقاومت دچار فروپاشی خواهد شد؛ اما حضور حماسی و ده‌ها میلیونی مردم در این تشییع تاریخی، نه تنها این محاسبات را در هم ریخت، بلکه پیامی قاطع به داخل و خارج مخابره کرد مبنی بر اینکه راهبرد مقاومت فعال، با پشتوانه پولادین ملت، پرقدرت‌تر از گذشته ادامه خواهد یافت و کارگزاران کشور نیز باید با اتکا به همین اقتدار بی‌پایان، در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن ایستادگی نمایند.

مجتبی سلطانی احمدی: ریشه‌های تاریخی تشییع‌های مؤسس و بازتولید هویت تمدنی تشیع

مجتبی سلطانی احمدی، تاریخ‌پژوه و دانشیار دانشگاه پیام نور، به عنوان آخرین سخنران این نشست علمی، با نگاهی به پیشینه تاریخی ایران به تحلیل این پدیده پرداخت. وی اظهار داشت:

«در تاریخ‌نگاری معاصر ایران، مراسم‌های تشییع پیکر رهبران دینی و ملی، هیچ‌گاه صرفاً یک آیین مذهبی یا مراسم سوگواری ساده نبوده‌اند؛ بلکه همواره به عنوان یک "کنش سیاسی فعال" و بستری برای بازتعریف موازنه قدرت میان مردم و حاکمان یا مداخله‌گران خارجی عمل کرده‌اند.»

سلطانی احمدی با اشاره به نمونه‌های تاریخی پیش از انقلاب مشروطه و دوران پس از آن خاطرنشان کرد: از تشییع تاریخی مراجع بزرگ تقلید در دوران قاجار تا مراسم تشییع شهدای نهضت ملی شدن صنعت نفت و هفدهم شهریور، هر بار که پیکر پاک رهبران یا مبارزان بر دوش مردم قرار گرفته، تاریخ ایران وارد چرخش‌های بزرگی شده است. تشییع اخیر رهبر شهید نیز دقیقاً در تداوم همین سنت تاریخی و به عنوان یک نقطه عطف تمدنی قابل تحلیل است.

ابطال نظریه «گسست نسلی» و تجلی پیوستگی فرهنگی

این دانشیار دانشگاه پیام نور با نقد نظریاتی که در سال‌های اخیر بر طبل «گسست نسلی» و فاصله گرفتن نسل‌های جدید از آرمان‌های اصیل انقلاب می‌کوبیدند، تصریح کرد:

«دشمن در اتاق‌های فکر خود با اتکا به تحلیل‌های سطحی از شبکه‌های اجتماعی، این‌گونه برآورد کرده بود که بدنه جوان جامعه ایران هیچ نسبتی با مفاهیم جهاد، شهادت و مقاومت ندارد. اما حضور میلیونی نوجوانان و جوانان نسل‌های جدید در این تشییع تاریخی، خط بطلانی بر این فرضیات کشید.»

وی افزود: این رویداد نشان داد که "حافظه تاریخی و تمدنی" یک ملت با پروپاگاندای رسانه‌ای پاک نمی‌شود. مردم با حضور بی‌نظیر خود ثابت کردند که پیوستگی فرهنگی عمیقی میان نسل اول انقلاب و نسل‌های امروزی وجود دارد و شهادت یک رهبر صادق، همان تپش قلبی را در جوان امروزی ایجاد می‌کند که در بهمن ۵۷ یا دوران دفاع مقدس شاهد بودیم.

تجلی هویت فراملی و تمدنی تشیع در تشییع فرامرزی

این تاریخ‌پژوه با تمرکز بر ابعاد فرامرزی تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در عتبات عالیات، این رویداد را یک تجلی کامل از «جغرافیای تمدنی تشیع» دانست و توضیح داد:

«برگزاری هم‌زمان و پرشور این مراسم در ایران و عراق، مرزهای قراردادی ناشی از توافقات استعماری گذشته را در نوردید. این تشییع نشان داد که هویت تمدنی و مذهبی مشترک، قدرتی بسیار فراتر از مرزهای سیاسی تصنعی دارد.»

سلطانی احمدی در پایان سخنان خود تأکید کرد: رهبر شهید با مجاهدت‌های خود نه تنها امنیت ملی کشور را تضمین کرد، بلکه عملاً به بازسازی روابط تمدنی میان ملت‌های منطقه یاری رساند. این هم‌گرایی بی‌نظیر مذهبی و فراملی، سرمایه تاریخی جدیدی را برای دیپلماسی مقاومت خلق کرده است که تا دهه‌ها به عنوان یک لایه بازدارندگی تمدنی در برابر طمع‌ورزی دشمنان عمل خواهد کرد.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.