فرارو- داریوش فرضیایی، چهرهای که برای چند نسل از مخاطبان ایرانی با نام «عمو پورنگ» شناخته میشود، مادرش را از دست داد. مادری که او در سالهای طولانی بیماری، بهویژه دوران ابتلا به آلزایمر، شخصا از او مراقبت میکرد.
به گزارش فرارو، در تاریخ تلویزیون ایران، کمتر مجری برنامه کودک توانسته است جایگاهی مشابه عمو پورنگ به دست آورد. او نه فقط یک مجری موفق، بلکه به مرور به یک برند سرگرمی کودک در رسانه تبدیل شد. این شخصیت از اوایل دهه ۱۳۸۰ تاکنون چند نسل از کودکان ایرانی با او بزرگ شدهاند.
فرضیایی، متولد اول مرداد ۱۳۵۲ در تهران، تحصیلات خود را در رشته گرافیک گذراند، اما مسیر حرفهایاش از استودیوهای رادیو آغاز شد. استعداد او در برقراری ارتباط با مخاطبان خردسال خیلی زود مورد توجه قرار گرفت، اما نقطه عطف واقعی کارنامهاش در سال ۱۳۸۱ خورد؛ جایی که عمو پورنگ از یک شخصیت تلویزیونی به پدیده تبدیل شد.
برنامههایی مانند «ما و شما»، «بوستان دوستان پورنگ»، «محله گل و بلبل» و «بچهمحل» تنها مجموعههایی برای سرگرم کردن کودکان نبودند. این آثار تلاش کردند قالب سنتی برنامههای کودک را به ترکیبی از نمایش، موسیقی، آموزش، شخصیتپردازی و روایتهای داستانی تبدیل کنند. این رویکرد در آن زمان در تلویزیون ایران کمتر دیده میشد و از نظر ساختار، بیش از آنکه به الگوهای رایج داخلی شباهت داشته باشد، یادآور فرمتهای بینالمللی سرگرمی خانوادگی بود.
![]()
راز ماندگاری عمو پورنگ تنها به انرژی بالا یا شوخیهای کودکانه خلاصه نمیشد. فرضیایی خیلی زود دریافت که مخاطبان نسلهای جدید، انتظارات متفاوتی دارند. به همین دلیل، دنیای برنامههایش را گسترش داد. شخصیتهای تازه خلق کرد. روایتهای اپیزودیک ساخت و جهانی مستقل پدید آورد که کودکان میتوانستند بارها به آن بازگردند. بعدها بسیاری تلاش کردند همین فرمول را تکرار کنند اما کمتر پروژهای توانست همان میزان ارتباط عاطفی و محبوبیت را به دست آورد.
همزمان او موفق شد نام «عمو پورنگ» را از یک شخصیت تلویزیونی به یک برند تبدیل کند. این برند برای میلیونها ایرانی بخشی از خاطرات کودکی است. از متولدان دهه ۱۳۷۰ گرفته تا کودکانی که در دهه ۱۴۰۰ پای نمایشگر نشستند، هر نسل نسخهای از عمو پورنگ را تجربه کرده است.
البته این مسیر بدون چالش نبود. با گسترش اینترنت، ظهور یوتیوب و شبکههای اجتماعی و کاهش مخاطبان تلویزیون، فرضیایی نیز مانند بسیاری از چهرههای تلویزیونی ناچار شد مسیر حرفهای خود را بازتعریف کند. حضور در شبکه نمایش خانگی، تلاشی برای حفظ ارتباط با نسلی بود که دیگر رسانه ملی، انتخاب اولش محسوب نمیشد.
![]()
در کنار این کارنامه حرفهای، وجه دیگری از زندگی فرضیایی نیز طی سالهای اخیر بیش از گذشته دیده شد؛ رابطه عمیق او با مادرش. او بارها از خاطرات کودکی، علاقهاش به فیلمهای هندی و نمایش بازی کردن برای خواهر و برادرهایش گفته بود اما روایت سالهای پرستاری از مادر مبتلا به آلزایمر، تصویری متفاوت از او ارائه داد. این تصویر دور از نور استودیوها و صحنههای رنگارنگ تلویزیون، در فضای آرام خانه و کنار مادری که بخش مهمی از زندگیاش را شکل داده بود.
اکنون، با درگذشت مادرش، یکی از شخصیترین فصلهای زندگی داریوش فرضیایی نیز به پایان رسیده است. با این حال عمو پورنگ بیش از آنکه یک مجری کودک باشد، بخشی از حافظه جمعی کودکان از دهه 80 تا به حال بوده است.
ما و شما، 1376
کودک و نوجوان، 1380
ویژه ماه رمضان، 1381
شبکه بیطرف، 1382
یکی و تکی، 1384
باز باران با طراوت، 1385
شبکه کودک شبکه کوچک، 1387
فوق برنامه عمو پورنگ، 1388
بوستان دوستان پورنگ، 1389
هزار و شصت و شونزده، 1391
کتابخانه عمو پورنگ، 1392
عیدانه عمو پورنگ، 1399–1394
محله گل و بلبل 1398–1394
بچهمحل، 1399
کلبه عمو پورنگ، 1400