محمدرضا طالبینژاد روز پنجشنبه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، با بیان اینکه پیگیری همزمان مذاکره و جنگ برای رسیدن به منافع ملی منعی ندارد، گفت: هیچ مغایرتی بین مذاکره و البته مذاکره عزتمندانه و اقتدارآمیز، همراه با آمادهبودن برای جنگ و پشت لانچر قرار گرفتن، وجود ندارد. مذاکره و جنگ هرکدام الزامات خاص خود را دارند.
آنچه قرار است تأمین شود، منفعت ملی و مصالح ملی است. البته اگر بتوان بدون جنگ منفعت ملی و مصالح ملی را به دست آورد ــ بهصورت عزتمندانه، مقتدرانه و با به رسمیت شناختن حقوق ــ فکر نمیکنم کسی جنگ را به گفتوگوو مذاکره ترجیح دهد.
دشمن نباید احساس کند در جنگیدن تردید داریم
وی افزود: اما در عین حال، در جایی که دیگر ابزار مذاکره کارایی و اثر خود را از دست بدهد و طرف مقابل بدعهدی و پیمانشکنی کند، بخواهد قواعد بازی را بر هم بزند و یک فرایند فرسایشی را آغاز کند، در آن صورت دیگر طبیعتاً مذاکره بلاموضوع و بلافایده است. اگر دشمن این حس را داشته باشد که ما برای جنگ تردید داریم و یا اراده ضعیفی داریم، حتماً سوءاستفاده خواهد کرد. بنابراین باید هم دست بر ماشه باشیم و هم به ابزار منطق، گفتوگو و مذاکره مسلح باشیم.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در خصوص نحوه پاسخ ایران به نقض عهد و کارشکنیهای آمریکا اظهار کرد: در مواجهه با یک جنگ ترکیبی و چندوجهی با آمریکا، نباید دچار سادهانگاری شویم؛ در عین حال، در نقطه مقابل هم نباید به وادادگی و تسلیم تن دهیم. ما باید قواعد این بازی پیچیده را بشناسیم و تنها به ظاهر اتفاقات بسنده نکنیم و در این میان، اعتماد متقابل ــ اعتماد به مسئولان، فرماندهان میدان و تیم دیپلماسی ــ یک اصل اساسی است.
زمان تشتت آرا و دوقطبیسازی نیست
طالبینژاد با تبیین پیش شرطهای راهبرد مواجهه با دشمن آمریکایی صهیونیستی، گفت: نخستین مسئله اعتماد متقابل است، باید بدانیم که اعتماد به مسئولان و سردمداران دیپلماسی برای پیشبرد امور ضروری است. دوم انسجام و همبستگی ملی؛ اگرچه تضارب آرا در جامعه امری طبیعی است، اما شرایط فعلی کشور، زمان تشتت آرا، برهمزدن انسجام یا دوقطبیسازی نیست. اگر دشمن تصور کند فضای داخلی ما متشتت است و نیروهای خودی بهجای متمرکز شدن بر دشمن، درگیر تقابلهای بیهوده و حاشیهای شدهاند، قطعاً از این فرصت سوءاستفاده خواهد کرد.
وی، حفظ توان نظامی را به عنوان راهبرد سوم برشمرد و ادامه داد: ما نباید از توان دفاعیمان غافل شویم؛ یعنی باید بازسازی و ارتقای آمادگی نیروهای مسلح، براساس تجارب گذشته همچنان در دستور کار باشد. راهبرد چهارم، پرهیز از اختلافافکنی است؛ ما نباید اجازه دهیم در میان مسئولان، فاصله، دوگانگی و عدم توافق بر سر اصول و مبانیِ تبعیت از مقام معظم رهبری ایجاد شود. اقتضائات جنگ ایجاب میکند که برابر دشمن بیرونی، مانند یک خانواده مستحکم و واحد عمل کنیم.
دبیر جمعیت پیشرفت و عدالت استان تهران با طرح این پرسش که در وضعیت فعلی که آمریکا عهدشکنی میکند، ما باید چه واکنشی داشته باشیم؟ بیان کرد: این دست اقدامات آمریکا سابقهدار است و ما نباید اجازه دهیم دشمن به این رویه عادت کند که تفاهمنامه یا مفاد آن را از حیز انتفاع خارج کرده و بیاثر کند، در حالی که ما همچنان به آن وفادار بمانیم. منطق گفتوگو و مذاکره تا زمانی اعتبار دارد که دستاوردی به همراه داشته باشد و مفاد آن رعایت شود؛ بهویژه در این تفاهمنامه که تعهدات کمّی مشخصی وجود دارد و ما و طرف مقابل، هر دو متعهد به اجرای آن هستیم.
طالبینژاد گفت: در حال حاضر و تا این لحظه، بهجز موارد معدودی، تقریباً در سایر بخشها با تناقضگویی و نقض عهد دشمن مواجه هستیم. این بخشی است که باید پاسخش را در میدان داد و در برابر هر کنشی، واکنشی متناسب نشان داد.
وی اظهار کرد: هیچکس در کشور ما از جنگ استقبال نمیکند، اما دشمن هم نباید تصور کند که در صورت هر اقدامی، ما در موضع انفعال و تسلیم قرار داریم. نباید به این رویه عادت کنیم که دشمن عهدشکنی کند و ما با زبان نرم و دیپلماتیک سخن بگوییم؛ خیر، اینگونه نیست. اگر دشمن عهدشکنی کرد، ما هم موارد نقض عهد را رصد و ارزیابی کنیم و بر اساس آن تصمیم بگیریم. گاهی ممکن است دشمن پشیمانی خود را نشان داده و به تفاهم پایبند شود، و گاهی هم ممکن است مسیر تقابل و جنگ را در پیش بگیرد که در آن صورت، رویکرد ما نیز باید متقابلاً همان باشد.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس خاطرنشان کرد: تنگه هرمز جایگاه ژئوپلیتیک، استراتژیک و حیاتیِ غیرقابلانکاری برای کشور ما دارد و یک مزیت بزرگ سیاسی، نظامی و اقتصادی محسوب میشود. ظاهرا دشمن بهتازگی دریافته است که چه تعهدی در تفاهمنامه پذیرفته است.
طالبینژاد تصریح کرد: وقتی در متن توافق قید شده که طرف مقابل باید ترتیبات مدنظرِ ایران و نظام حقوقی، سیاسی و اقتصادی تعیینشده از سوی ما را بپذیرد، بهانهجویی میکند؛ چرا که تصور میکند امتیاز بزرگی به ما واگذار کرده و مزیت راهبردی خود را از دست داده است. در واقع، دشمن نمیخواهد این مزیت به نام ایران ثبت شود و آوردههای اقتصادی، سیاسی و قدرت بازدارندگیِ تنگه هرمز برای ما حفظ شود. اهمیت فوقالعاده این تنگه، دلیل اصلی مقاومت آمریکا در برابر پذیرش این واقعیت است.
وی تاکید کرد: در این ارتباط چند سناریو محتمل است؛ نخست آنکه با کمک طرف عمانی، طرف آمریکایی ترتیبات ذکرشده در تفاهمنامه را بپذیرد و مفاد آن اجرایی شود؛ این سناریو بسیار مطلوب است، زیرا موجب کاهش تنش و تضمین امنیت تردد کشتیها در این شاهراه اقتصادی میشود.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفت: راه دیگر این است که دشمن دوباره به همان حرفها و ادعاهای گذشته بازگردد و به اصطلاح گره را کورتر کند و در عمل، این حق ایران را به رسمیت نشناسد. ما باید واقعیتهای روابط بینالملل را بپذیریم.
طالبینژاد ادامه داد: طرف عمانی هم تحت فشار است و اگر عمان بگوید تنگه باید باز باشد، هیچ پولی گرفته نشود و هیچ ترتیبات ایرانی اعمال نشود، و ما هم بگوییم باید باشد، اصرار دو طرف بر مواضع خودشان میتواند به همین وضعیتی منجر شود که در چند روز اخیر دیدیم؛ یعنی حملات کورِ دشمن و پاسخهای متقابل ما. این وضعیت میتواند زمینهساز درگیری گستردهتر و فراگیرتر شود.
وی اظهار کرد: حالت سوم هم متصور است؛ فرضاً عمانیها بگویند به مسیر ما کاری نداشته باشید، ما نمیخواهیم پولی بگیریم، ما میخواهیم تنگه هرمز آزاد باشد و شما مسیر خودتان را هر طور که میخواهید تعیین کنید؛ فقط اجازه بدهید مرزبندی مسیر شمالی ـ جنوبی رعایت شود. این هم پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. اگر قرار باشد اتفاق مثبتی در این حوزه بیفتد، باید از طریق مذاکره، دیپلماسی و گفتوگو با طرف عمانی صورت بگیرد. ظاهراً گفتوگوهایی هم انجام شده، اما به دلیل فشار آمریکا و اصرار و زیادهخواهیهای این کشور در به رسمیت نشناختن حقوق ایران، مذاکرات با عمان هم تا این لحظه نتیجه ای نداشته است.
اجازه ندهیم ائتلاف بینالمللی علیه ما احیا شود
این فعال سیاسی عنوان کرد: طبیعتاً ما ملاحظاتی داریم. اولاً میخواهیم این آبراه باز باشد؛ دوم اینکه حقوق ایران به رسمیت شناخته شود و ادا شود؛ سوم اینکه ترتیبات ایرانی، طبق تفاهمی که رئیسجمهور آمریکا امضا کرده، اجرا شود اما نباید به گونهای عمل کنیم که آنچه ترامپ موفق نشد در جنگ ۴۰ روزه علیه ما انجام دهد، احیا شود و ائتلاف بینالمللی علیه ما شکل بگیرد.
طالبینژاد خاطرنشان کرد: کشورهای اروپایی، برخی کشورهای دیگر و حتی در آسیا نیز مواضعی درباره نحوه تردد در تنگه هرمز دارند. اصرار بر مواضع درست ما و عدم بازگشت تنگه هرمز به وضعیت ماقبل جنگ، که مطالبه مقام معظم رهبری است و مسئولان هم آن را در تفاهمنامه گنجاندهاند و پیگیری کردهاند و در حال پیگیری آن هستند، باید با این حساسیت همراه باشد که با جامعاندیشی عمل کنیم و بهانه و زمینه ائتلاف بینالمللی علیه خودمان را فراهم نکنیم.
وی افزود: ظاهراً فعلاً دو طرف بر موضع خود اصرار دارند. تنگه اکنون بسته شده است و آمریکا شاید به برگها و کارتهای دیگری روی بیاورد؛ ایران و نیروهای مسلح نیز اعلام کردهاند کشتیهایی که این ترتیبات را رعایت نکنند، اجازه عبور نخواهند داشت و با آنها برخورد خواهد شد. این وضعیت واقعاً پیچیده است و باید منتظر بود و دید در میدان و در دیپلماسی، سرانجام این کار به کجا خواهد انجامید.
طالبی نژاد در پاسخ به این پرسش که جریاناتی که مخالف مذاکره و دیپلماسی هستند، چه بدیل و جایگزینی دارند، گفت: اگر صادقانه بخواهم به این سوال شما پاسخ بدهم، راه بدیلی ندارند. اقلیتی که هرگونه مذاکره، حتی از نوع عزتمندانهاش را، حتی اگر مجوز رهبر انقلاب را هم داشته باشد، زیر سوال میبرند، خیابان را تهییج میکنند و شعار مرگ بر این و مرگ بر آن میدهند، من حتی با برخی از اینها هم بهصورت رودررو و هم از طریق فضای مجازی گفتوگو کردهام، واقعاً راهحل جایگزینی ندارند.
مخالفان مذاکره میگویند، بجنگینم ببینم چه میشود
وی ادامه داد: ما به آنها میگوییم: قبول، اصلاً مذاکره چیز بدی است؛ جایگزین شما چیست؟ آنها فقط میگویند: حالا بجنگیم ببینیم چه میشود! مشخص است که از جنگ، خیر و برکتی برنمیخیزد.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس اظهار کرد: درست است که آمادگی برای دفاع و نشاندن دشمن سر جایش وجود دارد، اما اینکه فکر کنیم این گروهها نسخه عملیاتی مشخصی دارند، خیر، اینگونه نیست. اینها دائماً کلیگویی میکنند و دیگران را تهییج میکنند.
طالبینژاد تصریح کرد: آنان مسئولانی را که مذاکره میکنند و کارنامه و رفتارشان تبعیت محض از آقای شهید ایران و رهبر انقلاب بوده است، زیر سوال میبرند و فضای جامعه را قطبی سازی میکنند. این گروه واقعاً جایگزین درستودرمانی برای حل مشکلات کشور و نگاه جامع به مسائل ندارند و فقط کلیگویی میکنند؛ اینکه «باید اینطوری شود» و یکسری خواستههای حداکثری بدون در نظر گرفتن ملاحظاتی که در پسِ واقعیتها وجود دارد، مطرح میکنند.
هتاکی به مسئولان نظام، با مبانی شرعی و اخلاق اسلامی سازگار نیست
وی درباره هتاکی و اهانت به مسئولان اظهار کرد: اینکه تصور کنیم خشونت داخلی، پرخاش، توهین، تهمت به مسئولان، دوقطبیسازی و رودررو قرار دادن بخشهایی از جامعه در مقابل بخشهای دیگر، تبعیت از رهبری است و یا به مسئولان کشور تهمت بزنیم، توهین کنیم و حتی به برخورد فیزیکی متوسل شویم، چنین اقداماتی نه با مبانی شرعی نظام ما سازگار است، نه با اخلاق اسلامی و نه با رفتار مدیریتی.
دبیر جمعیت پیشرفت وعدالت استان تهران یادآور شد: مردم این رفتارها را میبینند و دشمن نیز از آنها بهرهبرداری میکند. ما نباید کاری کنیم که – بهعنوان مثال – وزیر امور خارجه که مسئول اجرایی مذاکرات است، تحقیر شود؛ در اینجا اسم یا سمت فرد مهم نیست، بلکه او نماینده یک کشور متمدن، بزرگ و تاریخساز در جریان مذاکرات است و اینگونه اقدامات حتماً دست ما را در مذاکره خالی میکند و بهانه به دست دشمن میدهد. البته اگر نسبت به عملکرد و رفتار مسئولان انتقاد داریم، میتوان ایراد منطقی گرفت و با استدلال نقد کرد. صداوسیما هر روز افرادی را دعوت میکند که علیه مذاکرات سخن میگویند؛ نقدهایی که بسیاری اوقات یکطرفه است و پاسخهایی هم برایشان وجود دارد که فرصت بیان آن نیست.
وی خاطرنشان کرد: اینکه تصور کنیم با برخورد فیزیکی، با شعارهایی که ویژه دشمن است و با تیری که باید دشمن را نشانه بگیرد، بخواهیم مسئولان داخلی، سران قوا یا هر مسئولی را در انظار عمومی تحقیر کنیم، اصلاً نه از نظر اخلاقی پسندیده است و نه شرع و قانون چنین اجازهای را میدهد.
پیکان انتقام باید به سمت دشمن باشد
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس اظهار کرد: اینگونه اقدامات حتماً مطلوب رهبر انقلاب نیست؛ همچنان که امام شهیدمان نیز در مناسبتهای مختلف صراحتاً میفرمودند که با این رفتارها مخالفند. البته همه ما منتقم امام شهیدمان هستیم، اما پیکان انتقام باید به سمت دشمن و شخص ترامپ نشانه رود. قطعاً آنها قصد دارند جامعه را به تندرو و کندرو، یا جنگطلب و صلحطلب تقسیم کنند.
طالبینژاد افزود: ما اکنون در شرایط آرایش جنگی هستیم؛ بیش از یک سال است که کشور درگیر جنگ است. آرایش جنگی فقط در حوزه نظامی و اقتصادی نیست، بلکه باید در نظم اجتماعی، تابآوری و تحمل یکدیگر نیز نمود داشته باشد. ما نباید با آدرس غلط، بهجای هدف قرار دادن خیمه دشمن، خیمه دوستان و خودیها را هدف بگیریم؛ زیرا در بهترین حالت، این اقدام پیام نبود صدای واحد در ایران را به دشمن مخابره میکند و این برای کشور خسران محسوب میشود.







