کارشناس لبنانی: تنگه هرمز کلید طلایی ایران در شکست استکبار آمریکاست

خبرگزاری تسنیم پنج شنبه 25 تیر 1405 - 14:00
یک تحلیلگر برجسته لبنانی گفت تنگه هرمز کلید طلایی ایران بوده و قمار ترامپ برای غصب آن، از پیش باخته است.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب ادامه تحلیل‌ها درباره تحولات اخیر منطقه در سایه جنگ افروزی‌های دوباره آمریکا، روزنامه البناء در مقاله‌ای به قلم حسن حردان، نویسنده و تحلیلگر برجسته لبنانی تحت عنوان «شرط بازنده ترامپ: ایران چگونه کلید طلایی تنگه هرمز را به دست آورد؟»، نوشت: به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بار دیگر خودش را در مخمصه شرط بازنده برای وادار کردن ایران به تسلیم شدن در برابر شرایط او برای مذاکره و سیطره بر تنگه هرمز می‌بیند؛ تنگه‌ای که کلید طلایی ایران برای وادار کردن واشنگتن به پذیرش شرایط ایران در هر مذاکره یا توافقی است.

قمار بازنده و معضل استراتژیک ترامپ مقابل ایران

شهادت امام سید علی خامنه‌ای، رهبر امت اسلامی در پایان فوریه سال جاری در حمله تروریستی دشمن آمریکایی- صهیونیستی به تهران، صرفاً یک رویداد گذرا در تاریخ نبود، بلکه جرقه‌ای بود که محاسبات دولت آمریکا را تغییر داد.

امروز هم ترامپ خودش را گرفتار یک معضل استراتژیک جدید می‌بیند، زیرا هفته‌های اخیر ثابت کرده است که شرط‌بندی روی مطیع کردن تهران از طریق سیاست «فشار حداکثری» و حملات نظامی ، یک شکست آشکار بود و واشنگتن را به جای باز کردن درهای مذاکره با شرایط کاخ سفید، به بن‌بست رساند.

ترامپ استراتژی فعلی خود را بر این فرض بنا نهاد که تشدید فشار نظامی و تلاش برای تصرف حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، تهران را به سمت اقدامات ناامیدانه یا تسلیم تاکتیکی سوق می‌دهد. اما با این وجود به نظر می‌رسد که او هنوز نفهمیده تنگه هرمز نه تنها یک «کلید طلایی» برای امنیت ملی ایران ، بلکه ابزاری استراتژیک برای شکستن تکبر و سلطه آمریکا است.

ایران که دهه‌ها تحریم را تحمل کرده است، تنگه هرمز را نه تنها به عنوان یک آبراه، بلکه به عنوان یک خط دفاعی پیشرفته برای مجبور کردن واشنگتن به پایین آمدن از «درخت تکبر» خود و پذیرش اصل رفتار برابر مبتنی بر احترام متقابل، به رسمیت شناختن حاکمیت و استقلال ایران و اذعان به حقوق این کشور می‌بیند.

قمار بزرگ آمریکا و نیز رژیم صهیونیستی این بود که شوک ناشی از ترور شهید امام خامنه‌ای و تعداد دیگری از مقامات ارشد نظامی و سیاسی ایران، نظام این کشور را تضعیف و آسیب‌پذیر کرده و موجب می‌شود که در هر مذاکره‌ای در موضع ضعف قرار بگیرد. با این حال، واقعیت‌های میدانی نتایج کاملاً متضادی را به بار آورد.

مراسم وداع با شهید امام خامنه‌ای با حضور ده‌ها میلیون نفر و درخواست‌های گسترده مردمی برای انتقام، مشروعیت نظام ایران را تقویت و موضع آن را سخت‌تر کرد و موضع ایران از «دفاع از منافع» به «نبرد برای عزت ملی» تغییر یافت.

مخمصه پیچیده‌ای که ترامپ خودش را گرفتار آن کرد

همچنین در مرحله اخیر، تهران متوجه شد که هرگونه عقب‌نشینی در برابر تلاش‌های ترامپ برای تحمیل قوانین جدید تعامل به معنای از دست دادن دائمی حاکمیت آن خواهد بود. بنابراین، پایبندی به مفاد تفاهم‌نامه - که به ایران حق مدیریت و نظارت بر ناوبری را می‌دهد - به حداقل موضع قابل قبول تبدیل شد.

ترامپ امروز خود را با یک معادله انتخاباتی بسیار پیچیده روبرو می‌بیند. از یک سو، او می‌ترسد که عقب‌نشینی از سیاست‌هایش، دولت او را در نظر رأی‌دهندگانش ضعیف جلوه دهد. از سوی دیگر، او می‌داند که هرگونه لغزش به سمت «جنگ تمام‌عیار» ثبات اقتصاد جهانی را از بین می‌برد، که بلافاصله به ضررهای اقتصادی در داخل ایالات متحده تبدیل می‌شود و آینده سیاسی او را تهدید می‌کند.

در واقع ترامپ با محاسبات و سیاست‌های غلط خود در یک تنگنای پیچیده قرار گرفته و ایران امروز از ورود به هرگونه مذاکره‌ای تحت تهدید خودداری می‌کند و بر حق خود برای مدیریت تنگه هرمز به عنوان یک اصل اساسی برای هرگونه گفتگوی آینده اصرار دارد.

2 گزینه بد و بدتر برای ترامپ

در این شرایط، ادامه حماقت و سرکشی‌های ترامپ به معنای جنگ فرسایشی مداوم است که منافع ایالات متحده در منطقه را هدف قرار می‌دهد، که در نهایت ممکن است تنها دو گزینه برای ترامپ باقی بگذارد:

-گزینه اول (خطر وجودی): افتادن در یک رویارویی تمام عیار، که برای تفکر استراتژیک آمریکا و متحدانش غیرقابل قبول است.

-گزینه دوم (واقع‌گرایی اجباری): کنار گذاشتن توهم دیکته کردن شرایط و بازگشت به تفاهم‌نامه به عنوان چارچوبی برای احترام به حاکمیت ایران. این تنها راه نجاتی است که می‌تواند ترامپ را از مخمصه نجات دهد و ثبات منابع انرژی جهانی را تضمین کند.

کلید طلایی ایران برای شکست استکبار آمریکا

به طور کلی درسی که می‌توان از تحولات اخیر گرفت کاملاً واضح است: حاکمیت ایران بر تنگه هرمز در معاملات سیاسی قابل مذاکره نیست و تهران طرفی نیست که بپذیرد در پویایی قدرت منطقه به عنوان یک تابع با او رفتار شود.

ترامپ با قمار از پیش باخته خود بر سر تسلیم کردن تهران، دیگر با یک نظام سیاسی در ایران مواجه نیست؛ بلکه با اراده‌ای راسخ روبروست که اکنون «کلیدهای طلایی» خنثی کردن جاه‌طلبی‌های آمریکا را در اختیار دارد و بازگشت واشنگتن به میز مذاکره بر اساس برابری و احترام متقابل را به یک ضرورت واقع‌بینانه، نه فقط یک گزینه سیاسی، تبدیل می‌کند، پیش از آنکه اوضاع از نقطه بی‌بازگشت فراتر رود.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.