شهادت دو برادر دارای معلولیت در بندر خمیر، نشانه‌ای از شکست نظم مدعی حقوق بشر 

ایرنا شنبه 27 تیر 1405 - 13:59
تهران - ایرنا - پشت واژه‌هایی مثل حمله به زیرساخت، هدف قرار گرفتن پل، عملیات هوایی، همیشه زندگی‌هایی هست که مسیرشان ناگهان قطع می‌شود. در بندر خمیر، پشت تیتر خشک حمله آمریکا به پل روستای نیمه‌کار، دو برادر قرار دارند؛ مازیار چتر زرین، ۱۱ ساله، و همایون چتر زرین، ۳۲ ساله؛ هر دو دارای معلولیت و از جامعه هدف سازمان بهزیستی. در روز بهزیستی، در حال عبور با خودرو از روی پل بودند؛ هدف رسمی حمله، زیرساخت بود، اما نتیجه‌اش پایان گرفتن زندگی انسان‌هایی بود که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری درباره جنگ نداشتند.

نظامی ها به این می‌گویند خسارت جانبی. یعنی هدف، پل است و جان کسانی که روی آن حضور دارند، در حاشیه محاسبه قرار می‌گیرد. اما اگر زاویه نگاه را از نقشه عملیات به نقشه زندگی روزمره عوض کنیم، تصویر جنگ کاملاً تغییر می‌کند. جنگ فقط بمب و موشک نیست؛ جنگ یعنی این‌که چه کسانی بیشتر در معرض خطر قرار می‌گیرند و چه گروه‌هایی، در عمل، بار نامتوازن این خطر را تحمل می‌کنند.

افراد دارای معلولیت، به‌خصوص آن‌ها که در مناطق کم‌برخوردار زندگی می‌کنند، پیش از هر جنگی هم در موقعیت حساس‌تری هستند. زندگی آن‌ها بیشتر از دیگران به خدمات حمایتی، درمان، توانبخشی و دسترسی به زیرساخت‌های امن وابسته است. برای خانواده‌ای که عضوی با معلولیت دارد، یک پل ساده روستایی فقط یک سازه بتنی نیست؛ راه دسترسی به شهر، درمانگاه، مدرسه، مرکز توانبخشی و امکانات اولیه‌ای است که زندگی را قابل تحمل‌تر می‌کند. پل، بخشی از تکیه‌گاه روزمره آن‌هاست؛ بخشی از همان حداقل امنیتی که روی آن حساب می‌کنند.

وقتی چنین پلی هدف حمله قرار می‌گیرد، مسئله فقط تخریب یک راه عبور نیست. بخشی از پشتوانه یک منطقه از بین می‌رود و سطح خطر برای همه کسانی که به آن وابسته بوده‌اند، ناگهان بالا می‌رود. رفت‌وآمد دشوارتر می‌شود، دسترسی به خدمات ضروری سخت‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود و کسانی که از ابتدا به حمایت و سرویس‌های منظم نیاز داشته‌اند، بیش از دیگران آسیب می‌بینند. این همان آسیب‌پذیری اجتماعی است که در آن، یک حادثه واحد، اثرات نابرابر و ناهمگون بر گروه‌های مختلف می‌گذارد و شکاف میان آن‌ها را عمیق‌تر می‌کند.

در چنین موقعیتی، زیرساخت‌هایی مثل همین پل روستایی، نقش سرمایه اجتماعی عینی را بازی می‌کنند. این‌ها فقط سازه نیستند؛ امکان دسترسی به موقع به درمان، مدرسه، کار و خدمات توانبخشی‌اند. نابودی این زیرساخت‌ها، یعنی بریدن رشته‌های اتصال بیگناه ترین مردم به امکاناتی که قرار است سطح آسیب‌پذیری‌شان را پایین بیاورد. وقتی این رشته‌ها قطع می‌شود، فاصله از فرصت‌ها، از خدمات و از امکان زندگی باثبات‌تر هم بیشتر می‌شود. جنگ، در این معنا، فقط یک حادثه نظامی نیست؛ فرایندی است که لایه‌لایه، ظرفیت‌های زیستن گروه‌های خاصی از مردم را فرسوده می‌کند.

خشونت، فقط لحظه انفجار و اصابت بمب نیست؛ در سازوکارها و تصمیم‌هایی مخفی شده که به‌طور سیستماتیک، بعضی انسان‌ها را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد. وقتی دشمن‌ متجاوز، حمله به زیرساختی را مجاز می‌داند که محل عبور روزمره افراد دارای معلولیت، سالمندان، کودکان و کارگران محلی است، یعنی پذیرفته شده که افزایش احتمال آسیب به این گروه‌ها، بخشی از هزینه قابل‌قبول عملیات است. این قابل‌قبول بودن رنج و خطر برای بعضی انسان‌ها، معنای عملی خشونت ساختاری است؛ خشونتی که در نقشه‌ها و محاسبات شروع می‌شود، نه فقط در لحظه شلیک.

در کنار این، واقعیتی دیگر هم آشکار می‌شود: جنگ برای همه به یک شکل تجربه نمی‌شود. همه خبر حمله را می‌شنوند، اما همه مجبور نیستند مسافت‌های طولانی‌تری را برای رسیدن به درمان طی کنند. همه در خانه‌هایی زندگی نمی‌کنند که با از بین رفتن یک پل، عملاً از شبکه خدمات عمومی جدا شوند. همه به‌اندازه یک فرد دارای معلولیت ساکن منطقه محروم، به یک مسیر امن و قابل اعتماد برای رفت‌وآمد وابسته نیستند. این همان نابرابری در تجربه جنگ است؛ این‌که در عمل، جنگ می‌آید و به زندگی بعضی‌ها ضربه‌های عمیق‌تری می‌زند، حتی اگر در خبر، همه‌چیز با یک لحن کلی و یکسان گزارش شود.

در سطح بین‌المللی، نظم مدعی حقوق بشر مدام بر حمایت از غیرنظامیان و به‌خصوص افراد دارای معلولیت در شرایط جنگی تأکید می‌کند. کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت و قواعد بین‌المللی جنگ، روی کاغذ تصویر روشنی از تعهد به حفاظت از این گروه‌ها ارائه می‌دهند. اما این تصویر، اگر قرار است جدی گرفته شود، باید در همین صحنه‌های واقعی امتحان شود؛ در تصمیم‌هایی مثل حمله به یک پل در منطقه روستایی، در محاسباتی که باید بین هدف نظامی و خطر برای زندگی انسان‌های آسیب‌پذیر وزن‌کشی کند. وقتی نتیجه این محاسبه، به شهادت دو شهروند دارای معلولیت منتهی می‌شود که فقط در حال عبور از پل بوده‌اند، فاصله میان تعهدات اعلام‌شده و واقعیت عملیات، عیان می‌شود.

در این میان، سازمان بهزیستی فقط نهاد پس از حادثه نیست. این سازمان، به‌خاطر ارتباط روزمره با خانواده‌های دارای معلولیت و افراد تحت پوشش، بهتر از هر نهاد دیگری می‌بیند که جنگ چگونه الگوی آسیب و نابرابری را تغییر می‌دهد. در جنگ ۴۰ روزه، ۱۹ نفر از جامعه هدف بهزیستی شهید و ۱۷ نفر مجروح شدند. مسئولیت بهزیستی در این‌جا دو لایه دارد؛ یک لایه، همان وظیفه فوری و انسانی است: ایستادن کنار خانواده‌های داغدار، ارائه حمایت مالی، روانی و اجتماعی، پیگیری حقوقی و جلوگیری از گم شدن این حادثه در شلوغی اخبار. لایه دیگر، ثبت و تحلیل همین تجربه‌هاست؛ تبدیل آن‌ها به داده‌های قابل استفاده برای اصلاح و تقویت سیاست. بدون این کار، حرف زدن از اصلاح سیاست‌های اجتماعی یا تقویت تاب‌آوری بعد از جنگ، بیشتر شبیه تکرار یک شعار خواهد بود.

وقتی از بازسازی صحبت می‌شود، باید حواس‌مان باشد که بازسازی، صرفاً ساختن یک پل جدید نیست. اگر پل تازه، فقط جایگزین فیزیکی پل قبلی باشد، بدون آن‌که منطق تصمیم‌گیری درباره حفاظت از این‌گونه زیرساخت‌ها تغییر کند، چرخه همان است که بود. بازسازی واقعی یعنی ترمیم اعتماد مردم به امکان دسترسی، کاهش دوباره سطح آسیب‌پذیری و جدی گرفتن این واقعیت که چنین زیرساخت‌هایی برای زندگی افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان، حکم ستون اصلی را دارد.
ماجرای بندر خمیر، اگر در یک خبر کوتاه بماند و بعد فراموش شود، فقط یک تراژدی شخصی تلقی خواهد شد؛ درحالی‌که در دل خود، یک سؤال بزرگ‌تر را طرح می‌کند: نظمی که خود را مدافع حقوق بشر معرفی می‌کند، در لحظه‌های واقعی جنگ، تا چه اندازه حاضر است از زندگی کسانی حفاظت کند که بیشترین نیاز را به حمایت دارند و کمترین حضور را در عرصه قدرت و تصمیم‌گیری؟ پاسخ این سؤال نه در متن کنوانسیون‌ها، که در صحنه‌هایی مانند حمله به پل نیمه‌کار پیدا می‌شود.

در انتهای ماجرا، دوباره به همان دو نام برمی‌گردیم؛ به مازیار و همایون چتر زرین. شهادت این دو برادر دارای معلولیت، هم یک سوگ است و هم یک سند؛ سندی از این‌که وقتی جنگ به زیرساخت‌های حامل زندگی روزمره مردم می‌رسد و افراد آسیب‌پذیر را در مسیر عبور هدف قرار می‌دهد، نظم مدعی حقوق بشر، در امتحان عملی خود شکست خورده است؛ شکستی که در بندر خمیر، چهره‌ای روشن دارد؛ دو برادر که مسیر معمولی عبورشان از یک پل، به آخرین لحظه زندگی‌شان تبدیل شد.

* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین‌الملل

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.