به گزارش ایسنا، علی نصری در این مطلب نوشت: «مخاطبان روگان عمدتاً رأیدهندگان جریان «اول آمریکا» هستند یا محافظهکار مرزی که به شعارهای غیرمداخلهگرایانه تمایل دارند.
روگان با بیش از ۱۱ میلیون شنونده، موثرترین پلتفورم را در اختیار ونس گذاشت تا بتواند مواضع ضدجنگ و ضدلابی اسرائیل خود را تشریح کند.
در گفتگویی نزدیک به ۳ ساعت، ونس گفت بدون تردید میداند افرادی در دولت اسرائیل کوشیدهاند که مذاکره با ایران را متوقف یا منحرف کنند تا کارزار نظامی ادامه یابد.
او به گزارش مجله تایم اشاره کرد؛ کارزاری تبلیغاتی با بودجه ۱.۵ میلیون دلار در ماه، مرتبط با برد پارسکیل و منابع مالی دولت اسرائیل.
به گفته ونس، هدف این کارزار مشخصاً تخریب روند مذاکرات با ایران و تداوم بیپایان عملیات نظامی است. ادعایی صریح و کمسابقه از زبان یک معاون رئیسجمهور.
او تصریح کرد این عملیات نفوذ، از طریق پستهای شبکههای اجتماعی و درز اطلاعات به خبرنگاران، بهطور نظاممند علیه شخص او و روند مذاکرات پیش رفته است.
ونس همچنین مدعی شد جفری اپستین، افزون بر پیوند با اطلاعات آمریکا، به بالاترین سطوح اطلاعاتی اسرائیل نیز مرتبط بوده است.
این اظهارات واکنش تندی از محافل هوادار اسرائیل برانگیخته؛ ونس در پاسخ گفت تنها منافع آمریکا را در نظر میگیرد و منتقدان را به «جهنم» حواله داد.
برخی محافظهکاران حامی اسرائیل، از جمله دیوید مکاینتاش از Club for Growth، پس از این اظهارات از ونس فاصله گرفتند و مواضع او را نقد کردند.
رسانههای نزدیک به این طیف، از جمله چند وبلاگنویس در تایمز آو اسرائیل، مواضع ونس را «اعلان جنگ» علیه اسرائیل خواندند.
مصاحبه جیدی ونس با جو روگان، آغاز زودهنگام کارزار انتخاباتی اوست؛ کارزاری که موضوع نفوذ لابی اسرائیل در جنگ یا مذاکره با ایران را در مرکز روایت انتخاباتی خود قرار میدهد.
نظرسنجی مرکز اسکوئر در ژوئن ۲۰۲۶ نشان میدهد که ونس با ۳۶٪ آرا، پیشتاز انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان ۲۰۲۸ است؛ روبیو با ۱۷٪ در رتبه دوم قرار دارد.
نظرسنجی Big Data Poll نیز رقمی مشابه ثبت کرده. ونس ۳۵.۴٪، روبیو ۱۶.۵٪؛ فاصلهای بیش از دو برابر میان دو گزینه اصلی جمهوریخواهان.
از نظر محبوبیت درونحزبی، رضایت از ونس در میان جمهوریخواهان به ۶۲٪ رسیده، در برابر ۶۵٪ ترامپ؛ فاصلهای که به شدت باریک شده است.
نقطه عطف این محبوبیت، مشارکت ونس همراه با جرد کوشنر و استیو ویتکاف در مذاکرات با ایران بود که در ژوئن ۲۰۲۶ به تفاهمنامه انجامید.
این توافق، هرچند اکنون شکننده و در تعلیق، هویتی متمایز از ترامپ به ونس بخشیده است. سیاستمداری که مذاکره را بر تداوم جنگ ترجیح میدهد.
از منظر تهران، این دادهها اهمیت راهبردی دارند. برای سیاستگذار ایرانی، شناخت دقیق مرز میان جناح هوادار فشار حداکثری و جناح هوادار مذاکره، میتواند مبنایی برای طراحی شیوه برخورد با آمریکا باشد.
با گذشت حدود ۱۸ ماه از دوره ۴ ساله ترامپ، کمتر از ۹۰۰ روز تا پایان این دوره باقی مانده؛ بازهای که جایگاه او را روزبهروز گذراتر میکند.
با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۸، قدرت و موقعیت ترامپ به تدریج کاهش مییابد. توجه رسانهها و رأیدهندگان بیشتر به نامزدهای بعدی معطوف میشود. ترامپ حتی پیش از پایان دوره ریاستجمهوریاش به حاشیه رانده خواهد شد.
در چنین فضایی، اعلام مرگ تفاهمنامه اسلامآباد، چه از سوی ایران و چه از سوی برخی جریانهای داخل آمریکا، ضربه جدی به آینده سیاسی جِیدی ونس وارد میکند.
ونس که خود را مخالف لابی اسرائیل، مخالف تداوم جنگ با ایران و عامل تغییر سیاست خارجی آمریکا معرفی کرده، و با همین رویکرد حمایت بخش قابلتوجهی از پایگاه اجتماعی محافظهکاران آمریکا را به خود جلب کرده، در صورت مرگ تفاهمنامه، به یک مهره سوخته تبدیل خواهد شد و در نتیجه شکست سیاسی ونس، جریان جنگطلبان و لابیهای اسرائیلی در داخل دولت و نظام سیاسی آمریکایی تقویت میشود.
آنچه مسلم است، رویارویی آشکار جِیدی ونس با لابیهای اسرائیلی در پادکست جو روگان دیگر قابل انکار نیست.
این تقابل، یکی از متغیرهای مهم و کلیدی برای هر تحلیلگر و سیاستگذار ایرانی در موضوع جنگ و مذاکره با آمریکاست.
تصمیم برای حفظ یا پایان دادن به تفاهمنامه اسلامآباد، ابزار قدرتمندی در دست ایران است تا مستقیماً بر سیاست داخلی آمریکا در بالاترین سطوح تأثیر بگذارد و تعادل قوا میان جناحهای مختلف را تغییر دهند. ایران باید از این ابزار به شکل هوشمندانه، دقیق و در جهت تأمین امنیت ملی، منافع بلندمدت و ثبات منطقهای استفاده کند.»
انتهای پیام








