به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ گروه فرقان را جوانی به نام اکبر گودرزی، که در اوج فعالیتش بیستساله بود، شکل داد. گودرزی در سال۱۳۵۶ از لباس طلبگی بیرون آمد و کلاسهای تفسیر قرآن، در مناطق مختلف تهران از جمله؛ نازیآباد، سلسبیل، قلهک، جوادیه و خزانه برپا کرد. وی گروه فرقان را در درون همین جلسات تفسیر قرآن تأسیس و رهبری کرد و از سال ۵۶ به صدور اعلامیه و بیانیه پرداخت و وارد حوزهی سیاست و مبارزه شد. به طور کلی فرقان از نظر فکری و جناحبندیهای ایدئولوژیک به شدت مخالف روحانیت بود.
شکل گیری فرقان
گروه فرقان در آغاز کار با نام «گروه کهفیها» شهرت داشت. بهگفتهی برخی از اعضای جداشده فرقان، در ابتدا قرار نبوده گروهی به این نام سازماندهی شود؛ اما پس از انتشار نشریهای بهنام فرقان توسط گروه، کلمه فرقان بر آن اطلاق شده است.
اولین شمارهی نشریهی فرقان در اسفند ۱۳۵۶ منتشر شد و در صفحه اول آن آیه: «وَ نُریدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ استُضعِفوا فِی الأَرضِ وَ نَجعَلَهُم أَئِمَّةً و َنَجعَلَهُمُ الوارِثینَ» به چشم میخورد. این نشریه - که در ۳۵ شماره تا اسفند ۱۳۵۹ چاپ شد - گاهی به شکل ماهنامه و گاهی بهصورت فوق العاده منتشر میشد.
ساختار گروه فرقان
فرقان ساختار تشکیلاتی منسجمی نداشت، اما اعضای اصلی کارها را به نوعی بین خود تقسیم کرده بودند. از جمله؛ اکبر گودرزی و محمد متحدی مسئول شاخهی نظامی گروه بودند. آنها مسائل روز را تحلیل میکردند و افرادی را که باید بهعنوان «ضدخلق» و به اتهام همکاری با جمهوری اسلامی ترور میشدند، مشخص میکردند. سپس گودرزی متن اعلامیهی ترور را مینوشت و در انتها در محل ترور اعلامیهها پخش میشد تا انگیزهی ترور برای مردم مشخص و آشکار شود. (گروه فرقان، ۱۳۹۴، ص ۷۸-۷۷) اکثر اعضاء و کادرهای گروه فرقان از کلاسهای اکبر گودرزی و درسهای سعید مرآت جذب میشدند.
گودرزی در رابطه با نقش ترور در مشی فرقان میگوید:
«ترور راهی برای ابراز مخالفت با طرف مقابل و بُعدی از ابعاد مبارزه قهرآمیز است و خود آن به صورت یک خطیمشی کلی مطرح نبوده است. به نظر ما بعد از طرح مسائل فکری و ایدئولوژیک و توضیح و تبیین مسأله، اتخاذ مشی سیاسی و اجتماعی و بهعبارت دیگر موضعگیری مطرح میشود. ترور ادامهی مبارزه مسلحانه و نمودی از آن است. خط مشی کلی همان مخالفت با نظامات ضد توحیدی و مبتنی بر سلطه و استبداد و ظلم است که نهایتاً بهگونهای مسلحانه خودنمایی میکند. این مسأله در ارتباط با جمهوری اسلامی وقتی مطرح شد که روحانیت مدعی رهبری حکومت مردم شد که این امر با پیشنهاد حمید نیکنام و رضا یوسفی شروع و با موافقت من ادامه یافت.» (گروه فرقان، ۱۳۹۴، ص ۷۷)
عقبه فکری اکبر گودرزی و گروه فرقان
اکبر گودرزی فرزند حسن در سال ۱۳۳۵، در روستای دوزان الیگودرز به دنیا آمد و از آن جهت که پدرش چوپان بود، فرقانیها به وی «چوپان زاده» میگفتند.
گودرزی که دبیرستان را به پایان نرسانده بود در بین سالهای ۱۳۵۱-۱۳۵۲ راهی حوزه علمیهی شهر خوانسار شد و پس از چندی، برای ادامه تحصیل به شهر قم رفت و در همین دوران بود که مطالعه دو کتاب از امیر نصیرالدین امیرصادقی، دربارهی نقد روحانیت، بنیان فکری وی را شکل داد.
آیتالله محمدعلی گرامی قمی درباره نحوهی تحصیل اکبر گودرزی میگوید: «.. گودرزی هم از جمله کسانی بود که کار اصلی خود را کنار گذاشته بود و بیشتر به مطالعه آثار چپی میپرداخت. آگاهیهای او در مورد جریان چپ هم عمیق نبود. قطعاً در آن زمان کسانی بودند که خیلی بهتر از او اندیشهی چپ را میفهمیدند. تفاسیرش از قرآن هم بیشتر بر مبنای ذوقیات و علایق خودش و در واقع تفسیر به رأی بود. (نشریه یادآور، شماره ۸-۶، ص ۲۴)
آیتالله سیدجعفر شبیری زنجانی درباره دوران حضور گودرزی در مدرسهی چهلستون در خاطراتش میگوید:
«.. گودرزی به کرّات به کتابخانه میآمد و مشغول مطالعه میشد. بیشتر مطالعهی جنبی میکرد و الا از نظر طی مدارج حوزوی به شکلی منظم و روشمند درس نخوانده بود. بیشتر کتابهای رایج را که با حال و هوای مبارزاتی و مارکسیستی انطباق داشت، مطالعه میکرد.» (نشریه یادآور، شماره ۸-۶، ص ۴۹)
برخی بر این باورند که حمایت کشورهای بیگانه از گروه فرقان، در راه و روشی که این گروه در قبال انقلاب اسلامی مردم ایران و سپس نظام جمهوری اسلامی در پیش گرفت تأثیرگذار بوده است. مصداق این رویکرد را میتوان در کتاب؛ «غائلهی ۱۴ اسفند ۵۹ ظهور و سقوط ضدانقلاب» اثر آیتالله موسوی اردبیلی یافت.
ایشان در صفحه ۶۸ کتاب میگوید: «سازمان مجاهدین خلق در ترورهای فرقان دست داشته است و در واقع گروه فرقان از نظر ایدئولوژی و استراتژی در جهتی هماهنگ با آن سازمان بوده است و عناصر نفوذی سازمان بهخوبی موفق شدند از گروه سادهلوح فرقان در جهت اهداف تشکیلاتی خود بهره گیرند.»
علاوه بر سازمان مجاهدین خلق، جریان سوسیالیست اسلامی که در حوزههای علمیه هم نفوذ کرده بود، تأثیر قابل توجهی بر آراء گروه فرقان داشت.
در مقابل بسیاری دیدگاه فوق و ارتباط اکبر گودرزی و گروه فرقان با کشورهای بیگانه را منتفی دانستهاند از جمله؛ حجتالاسلام عبدالمجید معادیخواه (مجله شهروند امروز، شماره ۴، ص ۲۰-۱۹) و عطریانفر (مجله شهروند امروز، شماره ۴۴، ص ۶۴)
از سویی هر چند اکبر گودرزی معترف است که اصطلاح «آخوندیسم» را که بارها در نشریهی فرقان مطرح کرده از نوشتههای دکتر شریعتی اقتباس کرده است، اما دکتر شریعتی که در یک خانواده مذهبی رشد یافته بود، نمیتوانست الگوی فکری گروهی، چون فرقان باشد؛ و به نظر میرسد اکبر گودرزی نقد دکتر شریعتی بر روحانیون غیر انقلابی را به کل روحانیت تعمیم داده و کلیت بخشیده است.
فرجام فرقان
اقدامات تروریستی گروه فرقان از سوم اردیبهشت آغاز شد و تا ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ با دستگیری حدود ۲۰ نفر از اعضای این گروه به پایان رسید؛ و در این دوره افرادی مانند تیمسار قرنی، آیتالله مطهری، آیتالله قاضی طباطبایی و آیتالله محمد مفتح در اقدامات ترویستی فرقان به شهادت رسیدند و ترور افرادی مانند آیتالله خامنهای، موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی ناموفق بود.
در مجموع از ۲۱۶ نفری که در رابطه با گروه فرقان دستگیر شدند، ۳۹ نفر به اعدام محکوم شدند که بیشتر آنها در عملیاتهای ترور و سرقتهای مسلحانه مشارکت داشتند.
سرانجام اکبر گودرزی به همراه ۶ تن از اعضای گروه فرقان به نامهای سعید مرآت، علی حاتمی، محمد متحدی، حسن اقرلو، عباس عسگری و علیرضا شاه بیک در سوم خرداد ۱۳۵۹ اعدام شدند.
بسیاری از اعضای فرقانی هم در زندان از مواضع خود برگشته و ابراز و پشیمانی کرده، و پس از مدتی از زندان آزاد شدهاند.
پژوهشگر و نویسنده: فرشته مقدم