عصر ایران - علی صبوری کمدین و بازیگری که مسیر خود را از تئاتر و شبکهی اجتماعی آغاز کرد، با حضور در برنامه خندوانه و احرا در «خندانندهشو» به شهرت رسید. او در سریالهای مختلفی بازی کرده و یکی از چهرههای شناخته شده طنز در ایران است. از مهمترین حاشیهها میتوان به افشاگری در «شبهای مافیا»، اظهارنظر درباره ظرفیت مالی و موضوعات مغشوش درباره بیماری یا اعتیاد اشاره کرد—مواردی که در فضای مجازی و رسانه دنبال شدهاند.
علی صبوری در برنامه اینترنتی رُک با مجید واشقانی به گفتگو نشست گزیدهای از حرفهای او را در پایین میخوانید. (در نظر داشته باشید که این متن بر اساس نثر محاورهای است).
علی صبوری: یه روز مثلا بعد چند ماه فعالیت (در اینستاگرام) یه یارو اومد گفتش که تبلیغ چند؟ من نمی گرفتم، الکی گفتم سیزده میلیون تومن گفت شبا (شماره بانکی) رو بده، ببین من حتی اصلا بالاتر از کارت و کارت نمیدونستم چیه ... اومدم به بابام گفتم که بابا باورت میشه که قراره صبح سیزده میلیون تومن بزنه؟ گفت کدوم احمقی به تو پول میده!
بعد اون موقع (ماشین) سوناتا بود صد و ده میلیون تومن، سیزده تومن پول زیادی بود یعنی تو فرض کن با چند تا استوری به سونتا می تونستم بخرم آقا صبح پوله اومد یهویی همه چیز عوض شد شروع کردم هی سیزده تومن، سیزده تومن و من اون سوناتا رو خریدم برای اولین ماشینم یه وای اف خریدم ...
می رفتم تو نمایشگاه، می گفتم اون رو بهم بده، بعد یه بار انگشتم کج رفت سمت یه ماشین دیگه، یارو دور وایساده بود(با لحنی) گفت این رو می خوای؟ اصلا نمی دونستم اسمش چیه، سر اینکه باهام اون طوری صحبت کرد گفتم همون، همون بی پدر رو بیار بیرون همون رو می خوام ...
بعد می رفتم مثلا دو هفته سوار می شدم یا بی ام رو مثلا سیصد میلیون تومن زیر فی میدادم می رفتیم یه ماشین پونصد میلیون تومن بیشتر میگرفتم، هی عقده اش رو داشتم هر آدمی پر از عقده است فقط بعضیا جرئت بیان کردنش رو ندارن من شاید عقده ماشین داشتم
خیلی پول درمیآوردم، خیلی از بازیگرای مثلا طراز یک شاید بیشتر ... ولی یه داستانی ببین پول مگه خوشحالی می آره؟ می آره پول خیلی مهمه ها ... ولی پول همه چیز نیستش ...
مغازه حال خوب فروشی سراغ داری؟ جایی هستش حال خوب بفروشه؟ نمی دونم پول از یه حدی به بعد بعضی وقتا تو رو واقعا می ندازه توی مسیر اشتباهی ...
پول خیلی مهمه ولی باید ظرفیتش رو داشته باشی، یهویی وقتی پولدار میشی .... خیلیها ظرفیتش رو ندارن ... من شاید مثلا ظرفیتش رو نداشتم
رفتیم یه جیگرکی یارو اومد گفت ببین من دیوونه توام، میمیرم واست و اینا ... بعد رفتش از یه جا دیگه برای ما مرغم خرید آورد ... بعد گفت چرا دایرکت منو جواب نمی دی؟ و ...
بعد (عدا خوردن) من اومدم حساب کنم، دیدم یارو نیست، خانمش پشت صندوقه ... گفتم که چقدر شد خانم گفتش که به من گفتن که از شما هزینه نگیرم رو گفتم نه خواهش می کنم، قبول نکرد ... دیگه گفتم حداقل پیج همسرتون رو بدید که من دایرکت (بهش بدم) دایرکتشو باز کردم دیدم فقط فحش مادر داده ... یعنی سه سال به من فحش مادر داده بود (خنده) ... من فکر می کنم می خواست از مادرم حلالیت بطلبه جیگرها رو اینجوری گذاشت جلومون و رفت ... عذاب وجدان گرفته بود ...
بعد من اوایل یکی رو گذاشته بودم میگفتم صدام جرمه یکی رو گذاشته بودم تو پیج، بهش حقوق می دادم ماهی پونزده میلیون تومان، کسی فحش مادر می داد، اینم ویس (صدا) فحش خواهر میداد ... ماهی پونزده میلیون تومن به این می دادم می گفتم: کم نیار ...
یه بار یکی همینطور فحش داده بود، منم شروع کردم فحش دادن، اومدم بیرون دوباره اومدم چک کردم، دیدم که اون هیچی ندادهريال من به یکی فحش دادم! بعد گفتم من چرا به این فحش دادم؟ بعد نوشته بود که آقای صبوری واقعا از شما بعیده این حجم از بی ادبی، خجالت نمی کشید، توهین میکنید به خانواده من و اینا بعد سر در پیجش رو دیدم زده: ادب از که آموختی و فلان ...
این آنسند unsend کرده بود فحش هایی که داده بود (پاک کرده بود)، آقا رفت شکایت کرد از من ... تو دوره کرونا بود، زندان چیز میشد تعلیق می شد، رفتیم دادگاه و گفتن که شیش میلیون تومن باید بزنیم به حساب دولت، گفتم ما سه تومن می دیم به حساب مادر خودش، شیش میلیون چرا باید بزنیم به حساب دولت؟
بعد ببین میدونستی مثلا تو فحش که می دی یه چیزی می گی انجام دادم قیمتش فرق داره تا اینکه بگه می خوام انجام بدم ... فحش انجام داده شده گرون تر از اونه، می گه انجام دادی رفته دیگه، باید کامل هزینه رو پرداخت کنی، باید اینطوری فحش بدی بگی یه روزی شاید بخوام بیام ... این آینده دوره ... این جریمهاش سبکه ...
یکی هر روز ساعت هشت صبح دایرکت میداد مادرتو ... فلان! هشت صبح آلارم (زنگ هشدار) گذاشته بود مادر علی صبوری! منم هی برای این قلب می فرستادم ... دو ماه هر روز این فحش مادر میداد، دو ماه هر روز من پا میشدم قلب می فرستادم، دیدم حاجی این آدمه تغییر نکرد، یه بار من هفت و نیم صبح بیدار شدم من فحش مادر دادم اون قلب فرستاد ... (خنده)
بابام افسرده شده بود گفتم بفرستمش سفر، به بابام گفتم کجا دوست داری بری؟ گفت تایلند دوست دارم ...
واشقانی: تو الان باید بابا رو بفرستی مثلا بری زیارت، چرا فرستادی تایلند؟
علی صبوری: گفت اهل طبیعتم خیلی طبیعت بکری داره و ...گفتم نری یه وقت مریض شی؟ گفت مگه آدم با طبیعت مریض می شه... بعد مامانم هی می گفت چرا اینو داری میفرستی تایلند؟ گفتم آقا این اصلا سنش بالاس، تستسترون نداره، اصلا خیالت راحت، خشکه، بله گفتم الان مثل ساقه طلایی می مونه ... دیگه روبوسی اینا گفتم که خیالم جمع گفت خیالت جمع دیگه ... آقا یهویی روز دوم، رفته بود تو این کلابهای که از میله آویزون میشن ... بعد سه هزار و پونصد دلار رو سر دخترها شاباش داده بود (خنده)یهویی بهم ویس (پیام صوتی) داد گفت شاباش دادم، گفتم توعروسی؟ گفت نه تو کلاب ... (خنده) کل پولارو شاباش داده بود! تا هتل پیاده رفت
بعد من یه رفیقی دارم تایلند این تور لیدره، بهش زنگ زدم گفتم به این (بابام) پول برسون، بعد شبش نمی دونم چیکار کرده بود اشتباهی به مامانم ویس (پیام صوتی) داده بود که آره جات خالی اینجا ... شروع کرده همه رو گفته بود ... دیگه برگشت افسردگیش خوب شد ... مامانم افسرده شد (خنده)
«یه روز نشستم فکر کردم چرا اینقدر ناراحت بودم و حتی افکار خودکشی داشتم و چرا این اشتباهها رو کردم. اما هیچوقت به این فکر نکردم که چرا پسری که پدر و مادرش کارگردان نبودند، توانست موفق شود.»
یه روز نشستم اینطوری فکر کردم (با خودم) گفتم که تو چرا انقدر ناراحتی؟ افکار مثلا خودکشی اینا داشتم و ... خیلی وقتا که انقدر ناراحتی با خودت می گی که مثلا من اینطوری کردم ... علی صبوری این اشتباه کرد این اشتباه رو کرد و ...
چرا یه بار به خودت نگفتی که این پسری که مثلا تو یه خانواده ای که نه مامانش کارگردانه نه باباش کارگردانه نه کسی بلاگر بوده تو اومدی موفقش کردی آوردیش توی مثلا برنامه خندوانه تو استندآپ و موفقش کردی ...
هیچ وقت مثبته رو نگاه نمی کردم، تا چهار تا اشتباه می کردم خودمو می باختم این به نظرم خیلی اشتباه بود
نمی دونم آدم باید به پختگی برسه به نظر من، و این پختگی باید پشتش یه رنج بزرگی باشه، باید کشیده باشی و دیده باشی که بهش برسی، بعدا متوجه می شی، زمان باعث می شه که بفهمی که چقدر اشتباه داشتی...