به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالیکه مسئولان آموزشی و بهداشتی کشور هر ساله بر اهمیت حضور مستمر دانشآموزان در کلاس درس تأکید میکنند، تازهترین اظهارات وزیر آموزش و پرورش تصویری بهغایت نگرانکننده از واقعیت مدارس ایران ارائه میدهد. سال گذشته دانشآموزان بهطور میانگین ۲۴ روزمعادل یک ماه کامل،از آموزش رسمی محروم ماندهاند.
آنهم نه به دلیل بحرانهای آموزشی یا کمبود کادر، بلکه به خاطر بحران مزمن و تشدیدشونده آلودگی هوا؛ بحرانی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک معضل زیستمحیطی دانست. این بحران اکنون به یک تهدید ملی علیه سلامت، آموزش، بهرهوری و آینده جمعیت کشور تبدیل شده است.
پس از یک سال تحصیلی پر از تعطیلیهای اجباری، امید میرفت وزارتخانههای مسئول از تابستان برای ترمیم شکاف آموزشی که در اثر تعطیلیها ایجاد شده، استفاده کنند. اما هیچ برنامه جبرانی فراگیر و الزامآوری اجرا نشد.نتیجه روشن است، چالهای که میشد با مدیریت مناسب پر کرد، امروز به یک دره تبدیل شده است.
وقتی نتایج آزمونهای بینالمللی تیمز و پرلز منتشر میشود، باز هم شاهد افت جایگاه ایران در تواناییهای پایه مثل ریاضیات، علوم و سواد خواندن هستیم. کارشناسان سالها هشدار دادهاند که این افتها محصول یک یا دو سال نیست؛ اثر تجمعیِ سیاستگذاری اشتباه، تعطیلیهای مکرر، و بیتوجهی به حداقل استانداردهای یادگیری است.اکنون روشنتر از همیشه میتوان گفت که آلودگی هوا در حال دزدیدن آینده تحصیلی یک نسل است.
وقتی هر سال میلیونها کودک و نوجوان بهدلیل وخامت کیفیت هوا از رفتن به مدرسه محروم میشوند، بحث تنها درباره آلودگی محیط نیست؛ بحث درباره تضعیف سرمایه انسانی کشور است.این تعطیلیها نه فقط دانشآموزان، بلکه خانوادهها و اقتصاد شهری را زمینگیر میکند. بهرهوری میافتد، فشار اجتماعی بالا میرود، و نظام سلامت با موج بیماریهای تنفسی، قلبی و عصبی روبهرو میشود.با این حال، تصمیمگیریها همچنان منفعلانه، واکنشی و در حد هشدار و تعطیلی باقی مانده است.
امروز و فردا کردن، تعارف با صنایع آلاینده، سکوت در برابر ناکارآمدی دستگاهها و نداشتن نقشه راه، همه باعث شدهاند که یک بحران قابل مدیریت، تبدیل به یک سیکل معیوب ملی شود؛ سیکلی که هر سال شدیدتر از سال قبل کشور را فرسوده میکند.
کشور برای جلوگیری از تداوم این مسیر خطرناک نیازمند اقدامات سختگیرانه، شفاف و علمی است که شامل الزام صنایع و نیروگاهها به رعایت استانداردهای آلایندگی با سازوکار نظارتی واقعی، نه روی کاغذ،تدوین یک برنامه آموزشی جایگزین برای روزهای تعطیل، نه توقف کامل آموزش،انتشار عمومی دادههای آلودگی، منابع آلاینده و گزارش عملکرد دستگاهها،تعریف مسئولیتهای مشخص و قابل سنجش برای هر وزارتخانه،سرمایهگذاری در حملونقل پاک، نوسازی ناوگان و کاهش مصرف سوختهای آلاینده،ایجاد سازوکار جبرانی برای مناطق با بیشترین تعطیلی مدارس است.این وضعیت آنقدر جدی است که هر روز تأخیر، خسارتی جبرانناپذیر بر جسم، ذهن و آینده دانشآموزان وارد میکند.
آلودگی هوا دیگر تنها مشکلی زیستمحیطی نیست؛ بحرانی است که سلامت امروز و آموزش فردای کشور را همزمان میبلعد.اگر اقدام قاطع، ساختاری و بدون تعارف صورت نگیرد، باید پذیرفت که نسل آینده با سواد کمتر، سلامت پایینتر و فرصتهای محدودتر وارد جامعه خواهد شد و این، ضربهای است که تا دههها جبران نخواهد شد.
کشور بیش از این توان تحمل مدیریت واکنشی را ندارد. وقتِ تصمیمهای سخت و اقدامهای واقعی رسیده است.