سعید ضمیری - روابط ایران و روسیه طی سالهای اخیر بهتدریج و بر پایه منافع مشترک ملی دستخوش تحول شده است. با این حال، تشدید بیسابقه تنشهای مسکو با غرب پس از آغاز عملیات نظامی روسیه در اوکراین و اعمال فشارهای تحریمی گسترده، چشمانداز بینالمللی را دگرگون ساخته و به این همگرایی شتابی تازه بخشیده است. تهران که خود بیش از چهار دهه هدف اصلی تحریمها و تهدیدهای نظامی-سیاسی غرب بوده، اکنون بیش از هر زمان دیگری با مسکو همسو و همقدم به نظر میرسد.
در شرایطی که خاطره جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران با حمایت مستقیم و غیرمستقیم تمام بلوک غرب حتی در بحبوحه مذاکرات هنوز در اذهان زنده است، و از سوی دیگر فشار بیسابقه همان اتحاد غربی بر روسیه برای عقبنشینی یا فرو رفتن در باتلاق بحران اقتصادی و انزوا همچنان ادامه دارد، دو کشور همسایه ناگزیر به سوی یک اتحاد راهبردی جدی حرکت میکنند؛ هرچند در برخی مسائل منطقهای دیدگاههای متفاوتی دارند.
برنامههای غرب برای تضعیف ظرفیتهای اقتصادی ایران و روسیه و مهار راهبردهای توسعه ملی این دو کشور تاکنون به نتیجه مطلوب نرسیده است. صنایع دفاعی هر دو کشور علیرغم دشوارترین شرایط، مسیر پویایی و رشد را دنبال میکنند. با این حال، یک اتحاد جدی همراه با تبادل تجربه و فناوری میتواند توانمندیهای امنیتی دو کشور را در برابر دشمن مشترکی که در پی نابودی هر دو است، به شکلی تازه احیا کند. مسیر همکاریهای اقتصادی نیز با عضویت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و اتصال سامانههای بانکی هموارتر شده و نویدبخش است.
در رسانهها و مراکز تحلیلی روسیه از جمله خبرگزاریهای تاس، ریا نووستی، و روزنامه کومرسانت، طی سه سال گذشته گزارشهای متعددی منتشر شده که یکی از عوامل کلیدی نزدیکی تهران و مسکو را موضع متوازن ایران در قبال بحران اوکراین دانستهاند موضعی که بر ضرورت حلوفصل ریشهای این مناقشه تأکید دارد.
از سوی دیگر، روسیه بهعنوان همسایه ایران، با مداخلات خارجی در خاورمیانه مخالفت کرده و از ابتکاراتی برای ایجاد نظام امنیت جمعی ساختاریافته بدون اتکا به غرب استقبال نموده است. مسکو همچنین سیاست تهدید و باجخواهی علیه ایران را بهشدت محکوم میکند.
در پایان باید تأکید کرد که همگرایی منافع ملی تهران و مسکو در شرایط نوین ژئوپلیتیکی و نقش آن در شکلگیری نظمی عادلانه و چندقطبی، توسعه همکاریهای دوجانبه و چندجانبه سودمند را به ضرورتی تاریخی بدل ساخته است.
این اتحاد راهبردی صرفاً همکاری گذرا نیست، بلکه سنگبنای آرایش نوینی در عرصه جهانی است. اگر با ارادهای راسخ از سوی طرفین دنبال شود، نهتنها میتواند دو کشور را از تهاجم اقتصادی و امنیتی ساختار غربی نجات دهد، بلکه برای نخستینبار در تاریخ همجواری این دو همسایه مهم، آنان را به شرکای راهبردی بلندمدت بدل خواهد ساخت.