به گزارش همشهری آنلاین، چند سالی است که به واسطه سند تحول رسانه ملی، در آنتن تلویزیون بیش از گذشته شاهد داستانهایی هستیم که نقاط مختلف جغرافیای ایران را به تصویر میکشند. در جدیدترین آثار تلویزیونی، سریال «بهار شیراز» در بستر شهر شیراز، به جمع سایر مجموعههای نمایشی در این زمینه پیوسته است. سریالی به کارگردانی حسن وارسته که اکنون سریال «روزی روزگاری آبادی» به نویسندگی او و «پایتخت» در آی فیلم در حال پخش است.
در یک نگاه کلی باید گفت «بهار شیراز» قصهای منسجم ندارد و هر قسمت داستان به شیوهای پیش میرود و موقعیتهایی را برای درآوردن طنز ایجاد میکند. روایت خانوادهای شیرازی که به نظر زندگی روزمره و احوالات آنان فیلمنامه را شکل داده است تا اینکه مبنا براساس پیرنگی مشخص تنظیم شود. همین مسئله میتواند مخاطب را دچار نوعی سردرگمی در یافتن خط روایت کند.

مسئله دیگر به بستر روایت یعنی شیراز باز میگردد. پیش تر در سریالهایی با موقعیت جغرافیایی خاص همچون «پایتخت» و «نون خ»، لزوم یک جغرافیای خاص در بطن اثر معنا مییافت. در «بهار شیراز» اما اگر لهجه را بگیرید دیگر مولفه قابل توجهی پیدا نمیکنید که معرف شیراز باشد. داستان تنها در یک جمع خانوادگی و آپارتمانی روایت میشود و اگر تهران نیز بستر فیلمنامه باشد، قصه میتواند جلو برود.
نکته دیگر که بحران کنونی آثار نمایشی را چه در تلویزیون و نمایش خانگی شکل میدهد، عدم وجود کمدی است. در مدت اخیر سریالهای متعددی به قصد ژانر طنز پا به تلویزیون گذاشتند که هرکدام به شکلی ناکام ماندند. «روزی روزگاری آبادی» نیز که اکنون با ژانر طنز کنداکتور شبکه یک سیما را پر کرده، از خنداندن مخاطب باز مانده است؛ دردی که «بهار شیراز» نیز به آن مبتلا است. طنز «بهار شیراز» بیشتر کاریکاتوری است و تنها در سکانسهایی میتواند با کنایه همچون اشاره به موضوع طبری، کمدی ایجاد کند؛ اما انتظار بیشتری نباید از آن داشت.

اگر بخواهیم از نقاط مثبت این اثر تازه تلویزیونی بگوییم، بخشی به ترکیب بازیگران بر میگردد. حضور سودابه بیضایی آن هم در یک اثر ژانر طنز اتفاقی خارج از چهارچوبهای بازیگری او است. بیضایی پیش تر با آثاری همچون «ارمغان تاریکی»، «نفس»، «هوش سیاه»، «طوبی» و ... شناخته شده و ابعاد بازی طنز او پنهان باقی مانده بود. میتوان گفت او در کنار قربان نجفی، تنها برگ برنده «بهار شیراز» محسوب میشوند که بازی قابل توجهی در این سریال از خود نشان دادهاند.
در کنار آنان برخی دیگر از بازیگران چون ساره رشیدی که اکنون با سینمایی «احمد» بیشتر شناخته شده است و مازیار مهرگان نیز حضور دارند. مهرگان پیش تر با تقلید صدای افراد معروف شناخته شده بود و اکنون با «بهار شیراز» در ایفای نقش یک بلاگر، گامی رو به جلو برداشته است.
در نهایت «بهار شیراز» را میتوان اثری متوسط دانست که بیش از هر چیز از عدم فیلمنامهای منسجم و تعریف دقیق از ژانر رنج میبرد. سریال نه موفق میشود تصویر قابلاعتنایی از شیراز ارائه دهد و نه در جایگاه یک کمدی تلویزیونی، خندهای ماندگار برای مخاطب خلق کند. انتخاب یک شهر به عنوان بستر روایت، زمانی معنا پیدا میکند که جغرافیا در دل داستان تنیده شود؛ امری که در این مجموعه محقق نشده و لوکیشن به فضایی خنثی و قابل جایگزینی تبدیل شده است.













