
به گزارش خبرگزاری صداو سیما، در سالهای اخیر موضوع فعالیت معادن در همسایگی روستاها در ایران به یکی از مباحث پرچالش زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است؛ بحثی که دامنه آن از اعتراضات محلی در روستاها تا اظهار نظر مسئولان و تحلیل کارشناسان را در برمیگیرد. نمود این چالش را میتوان در تجربههای میدانی متعدد و گزارشهای تحقیقی دید که نشان میدهد اثرات فعالیت معادن بر زندگی روستاییان پیچیده، چندبعدی و گاه متناقض است.
مسئولان در استانها بارها اشاره کردهاند که فعالیت معادن نباید به تخریب جادهها، مسیرهای روستایی و زیرساختهای محلی منجر شود و معدنداران باید برای خدمات بهتر به مردم منطقه مسئول باشند. استانداران و نمایندگان مجلس با تاکید بر اینکه مجوزها باید با ارزیابیهای علمی و کارشناسی دقیق صادر شود، خواستار افزایش مشارکت مردم محلی در تصمیمگیریها و بهرهبرداری از منافع معادن شدهاند.
رویکرد غالب در مناطقی که معادن در مجاورت روستاها قرار گرفتهاند این است که اقتصاد روستاها تحت فشار مضاعف قرار گرفته و منابع طبیعی مثل آب و خاک آسیب دیدهاند؛ در بسیاری از مطالعات میدانی آمده که استخراج مواد معدنی نه تنها باعث تخریب مراتع و اراضی کشاورزی شده بلکه کیفیت منابع آبی را هم تحت تأثیر قرار داده است، بهطوری که برخی روستاهای نزدیک به معادن گزارش کردهاند کاهش چشمگیر آب قنات، نابودی پوشش گیاهی و افزایش گرد و غبار را تجربه میکنند.
در مقابل، برخی پژوهشها تأکید دارند که اثرات اقتصادی و اجتماعی فعالیتهای معدنی میتواند برای برخی روستاها مثبت باشد، بهخصوص از نظر اشتغال و افزایش درآمد خانوارها؛ اما این اثرات اغلب پایدار نیستند و در برخی مناطق، منافع آن بهطور ناعادلانه بین جامعه محلی و شرکتهای معدنی تقسیم شده است.
روایت مردم روستاها؛ فراتر از آمار، تجربه زندگی
در بسیاری از روستاهای همجوار معادن، اهالی مشکلات خود را با شدت بیان میکنند؛ برای مثال در روستای کبودان در خراسان رضوی، کشاورزان و نمایندگان محلی میگویند فعالیت معادن باعث شده آب قنات روستا بهطور مستمر کاهش یابد، مسیرهای طبیعی آب تغییر کند، و باطلههای معدن بالادست قنات پس زده شود که میتواند زندگی کشاورزی آنها را به خطر بیندازد. آنها همچنین معتقدند وعدههای اشتغالزایی تحقق نیافته و کمکهای ادعاشده از سوی معادن به جامعه محلی انجام نشده است. در پی این اعتراضات، حتی قوه قضائیه و دادستانی برای بررسی موضوع وارد منطقه شدهاند تا کارشناسان مستقل وضعیت محیطزیست و منابع آب را بررسی کنند.
در همان حال، برخی از اهالی مناطق دیگر گزارش دادهاند که انفجارها، گرد و غبار معادن و تردد ماشینآلات سنگین باعث کاهش کیفیت هوا، صداهای مزاحم و آسیب به زیرساختهای روستایی شده است، بهطوری که تأثیرات آن حتی فراتر از زمینهای کشاورزی و دامداری دیده میشود.
این نگرانیها و اعتراضات نشان میدهد که برای بسیاری از مردم محلی استخراج معدن بهمثابه از دست دادن کنترل بر سرنوشت زمین و منابع طبیعیشان است؛ موضوعی که به نارضایتی عمیق ریشهدار در روستاها منجر شده است.

مسئولان صنعت و معدن بارها بر این نکته تأکید کردهاند که مجوز فعالیت معادن صرفاً براساس رعایت ضوابط قانونی و استعلامهای زیستمحیطی صادر میشود و اگر معدنداران از محدودههای تعیینشده تجاوز کنند یا تعهدات اجتماعی خود را انجام ندهند، با آنها برخورد خواهد شد.
این اظهارنظرهای رسمی باوجود اینکه در ظاهر بر قانونگرایی و توسعه پایدار تأکید دارند، نشان میدهد که چالش نظارت و اجرای دقیق قوانین یکی از گلوگاههای اصلی در مدیریت مسائل معدن و روستاهاست. در عمل، بسیاری از جوامع روستایی تجربیات خود را با تضاد بین تعهدات قانونی و عملکرد واقعی شرکتهای معدنی توصیف میکنند.
فرصتها و راهکارهای ممکن برای همزیستی
اگرچه آثار منفی فعالیت معادن بر برخی جوامع روستایی بهروشنی احساس میشود، نباید این واقعیت را نادیده گرفت که معادن میتوانند ظرفیتهایی برای توسعه محلی ایجاد کنند، بهشرط آنکه با رویکردی مسئولانه، مشارکتی و مبتنی بر توسعه پایدار مدیریت شوند. بر اساس مطالعات علمی، بهرهبرداری هوشمندانه از منابع معدنی با اولویت دادن به نیروی کار محلی، تخصیص بخشی از درآمد معادن به توسعه روستا، مدیریت پسماند و کاهش آلودگی و مشارکت جوامع روستایی در برنامهریزی میتواند اثرات مثبت بلندمدت ایجاد کند.
در همین چارچوب، فعالان توسعه پایدار و کارشناسان معتقدند که ایجاد سازوکارهای شفاف مشارکت اجتماعی، پایش مستقل زیستمحیطی، و تخصیص منابع برای توسعه زیرساختهای محلی از جمله راهکارهایی هستند که میتواند به کاهش تعارض و تقویت همزیستی بین جوامع روستایی و فعالیتهای معدنی کمک کند.

از تعارض تا مسیر همزیستی
روایت مردم روستاها و تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد که معادن در همسایگی روستاها هم مزایا و هم هزینههایی دارد. برای بسیاری از روستاییان، تجربه نزدیک معادن با آسیبهای زیستمحیطی، نارضایتی اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی همراه بوده است، در حالی که از دید مسئولان و برخی کارشناسان، میتوان با مدیریت بهتر و مسئولیتپذیری صنعت، این فعالیتها را به فرصتی برای توسعه و افزایش رفاه جامعه محلی تبدیل کرد.
نماینده تاکستان با اشاره به ظرفیتهای معدنی استان قزوین گفته که مردم روستاها و مناطق اطراف معادن باید از منافع اقتصادی این فعالیتها بهرهمند شوند و سود فعالیت معادن باید به توسعه روستاها بازگردد.
همچنین عضو شورای اسلامی شهرستان شیراز از نبود پرداخت سهم عوارض و خدمات ناشی از فعالیت معادن به روستاها انتقاد کرد و گفت که معادن در روستاها قرار دارند اما هیچگونه خدمات و عوارضی از این فعالیت به روستاها نمیرسد و این یکی از مطالبات مردم محلی است.
اظهارات مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس نشان میدهد که قوانین لازم برای کاهش تعارضها وجود دارد؛ از الزام به استعلامهای زیستمحیطی گرفته تا تأکید بر بازگشت بخشی از درآمد معادن به روستاهای همجوار. با این حال، استمرار نارضایتیها و اعتراضات محلی بیانگر آن است که نظارت ناکافی، ضعف در شفافیت و نبودمشارکت واقعی مردم محلی همچنان مانع تحقق این وعدهها شده است.
در چنین شرایطی، ادامه فعالیت معادن بدون توجه جدی به حقوق روستاییان، میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی، تخریب منابع طبیعی و مهاجرت اجباری از روستاها منجر شود؛ روندی که در نهایت حتی توسعه صنعتی و معدنی کشور را نیز با چالش مواجه خواهد کرد.
در مقابل، اگر نگاه حاکم بر سیاستگذاری معدنی از رویکرد صرفاً بهرهبردارانه به سمت مسئولیت اجتماعی، مشارکت جوامع محلی و توسعه پایدار تغییر کند، معادن میتوانند به عاملی برای تثبیت جمعیت، بهبود زیرساختها و رونق اقتصادی روستاها تبدیل شوند.
نتیجهگیری
بررسی میدانی، اظهارات مردم محلی و صحبتهای مسئولان نشان میدهد که همسایگی معادن با روستاها ذاتاً نه یک فرصت مطلق است و نه یک تهدید اجتنابناپذیر؛ بلکه نتیجه آن کاملاً به شیوه تصمیمگیری، نظارت و میزان پایبندی به قانون بستگی دارد. آنچه امروز در بسیاری از مناطق دیده میشود، شکاف میان قانونِ نوشتهشده و اجرای آن در عمل است؛ جایی که روستاییان بیشترین هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی را میپردازند، اما سهم ناچیزی از منافع اقتصادی معادن به زندگی روزمره آنها بازمیگردد.
گزارش از فلاحتکار