به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، عقیل بهرامی، بازیگر سریال «صفر بیست و چهار»، درباره برداشت خود از این اثر گفت: در مواجهه با فیلمنامه «صفر بیست و چهار»، نخستین برداشت من بیش از آنکه مواجهه با یک متن باشد، ورود به یک جهان فکری بود. نخستین گفتوگوی من با آقای علیرضا محمدی روزبهانی در زمانی شکل گرفت که تنها چند قسمت از فیلمنامه آماده بود، اما آنچه بیش از هر چیز برایم اهمیت یافت، نگاه ایشان به مفهوم جنگ بود. در این نگاه، جنگ نه یک ژانر نمایشی، بلکه موقعیتی برای فهم انسان در لحظه بحران تعریف میشد؛ لحظهای که سکوت پیش از تصمیم معنا پیدا میکند و فرمانده میداند هر دستور میتواند سرنوشت جانهایی را تغییر دهد. از همان ابتدا دریافتم که با روایتی سطحی روبهرو نخواهم بود.
وی ادامه داد: با مطالعه متن، مفهوم «مرگآگاهی» برایم برجسته شد. در جهان این اثر، مرگ یک احتمال دور نیست، بلکه حضوری دائمی و همیشگی دارد. فرماندهای که در چنین فضایی تصمیم میگیرد، ناگزیر است بر ضربان قلب، نفس و ذهن خود تسلط یابد. طراحی نقش من نیز از همین نقطه آغاز شد؛ تلاشی برای فاصله گرفتن از بازنمایی بیرونی اقتدار و نزدیک شدن به انضباطی درونی، به سکوتی که پیش از هر تصمیم شکل میگیرد و ریشه در آگاهی عمیق دارد.
بهرامی خاطرنشان کرد: تأکید کارگردان بر تکبرداشت بودن بسیاری از سکانسها، این رویکرد را عمیقتر کرد. هنگامی که میدانستیم فرصت برداشت دوم وجود ندارد، ناچار بودیم لحظه را به تمامی زیست کنیم. همانگونه که در میدان جنگ، زمان بازنمیگردد، در اجرا نیز مجالی برای تصحیح نبود. همین ویژگی، تجربه ایفای نقش را از یک اجرای صرف نمایشی فراتر برد و آن را به زیستی شخصی و ملموس بدل کرد.
وی افزود: شخصیت سید ناصر در این سریال، هرچند یک نمونه کاملاً مستند و واحد نیست، اما ریشهای عمیق در واقعیت دارد. در جلسات تحلیل و گفتوگو، بارها به منش فرماندهان شاخص آن دوران رجوع کردیم و تلاش ما نه تقلید از یک فرد مشخص، بلکه نزدیک شدن به روح یک نسل بود؛ نسلی که در عین صلابت، سرشار از عاطفه بود و خود را جدای از نیروهایش تعریف نمیکرد.
این بازیگر سینما و تئاتر گفت: برای من اهمیت داشت که این شخصیت به یک اسطوره دور از دسترس تبدیل نشود. سید ناصر باید انسانی ملموس باقی میماند؛ انسانی که تردید میکند، خسته میشود و حتی در خلوت خود میشکند، اما در لحظه تصمیم ایستادگی را برمیگزیند. یکی از تجربههای مهم در این مسیر، اجرای مونولوگی در سکانس کنار ماکت هورالعظیم بود؛ در سرمایی نزدیک به منفی شش یا هفت درجه اسفند ۱۴۰۳ و در شرایطی که تنها یک برداشت از آن ثبت شد. وزش باد شدید و سختی فضا، فاصله میان بازسازی ما و زیست واقعی آن نسل را پررنگتر میکرد. همان لحظه به این فکر میکردم که ما تنها بازآفرینی میکنیم، اما آنان این لحظهها را زیستهاند؛ و همین فاصله، بازی را به سمت صداقت هدایت کرد.
وی ادامه داد: در این میان، همنشینی با بازیگران پیشکسوت نیز نقش مهمی در باورپذیری شخصیت داشت. مشاهده دقت در اجرا و تجربه حضورهای کماغراق اما عمیق، به من آموخت چگونه میتوان بدون تأکیدهای نمایشی، وزن درونی یک شخصیت را حفظ کرد. این فرایند یادگیری تدریجی، در شکلگیری بازآفرینی دراماتیک نقش سید ناصر تأثیری تعیینکننده داشت.
این کارگردان تئاتر بیان کرد: مهمترین تضاد درونی سید ناصر در طول داستان، کشمکش میان مسئولیت فرماندهی و عاطفه انسانی است. او ناگزیر از تصمیمگیری است، اما نیروهایش برایش صرفاً نیرو نیستند؛ برادرند، هموطناند و فرزندان این سرزمین. همین پیوند عاطفی، بار تصمیم را سنگینتر میکند و پس از شهادت حمزه، این تضاد به اوج میرسد.
وی ادامه داد: برای باورپذیر شدن سکانس شهادت حمزه، تلاش کردیم فشار جسمی را نیز به تجربهای واقعی تبدیل کنیم. به همراه میلاد میرزایی حدود ۴۸ ساعت نخوابیدیم تا فرسودگی و بیقراری بهصورت طبیعی در صدا، نفس و میمیک چهره نمود پیدا کند. پس از آن نیز تصمیم گرفتم حدود یازده کیلوگرم از وزنم کم کنم، زیرا احساس میکردم فشار روانی شخصیت باید در بدن او نیز دیده شود. از آن نقطه به بعد، سید ناصر عصبیتر به نظر میرسد، اما این عصبانیت نه از جنس خشم، بلکه برآمده از مهر و نگرانی است. در این میان، نقش حمزه بهعنوان ستون عاطفی این رابطه، اهمیت ویژهای داشت. حضور عباس خداوردیان در این نقش، عمق این پیوند را پررنگتر کرد و فقدان این شخصیت، نهتنها در مسیر داستان، بلکه در حالوهوای پشت صحنه نیز اثری ملموس بر جای گذاشت.
عقیل بهرامی در پایان تاکید کرد: برای نزدیک شدن به فضای آن دوره، مطالعه مستندها، خاطرات رزمندگان و سخنرانیهای آن سالها بخشی از مسیر تحقیق بود، اما آنچه اهمیت بیشتری داشت، درک حالوهوای زیسته آن زمان بود. دورهای که در آن خبری از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی نبود، ارتباطها با نامه شکل میگرفت و انتظار، معنایی عمیق و ملموس داشت. تلاش کردم این کیفیت از زمان را نه فقط در شناخت ذهنی، بلکه در زیست درونی نقش تجربه کنم. در بستر سریال نیز حضور اقوام مختلف ایرانی با لهجهها و فرهنگهای متنوع برایم اهمیت ویژهای داشت. این تنوع، بازتابی از ایران ملی و تمدنی ماست؛ تمدنی که قرنها بر پایه همزیستی اقوام و فرهنگها شکل گرفته است. در دل بحران، این تکثر به وحدت میرسد و همه در کنار یکدیگر میایستند. برای من، این تصویر نمادی از هویت ایرانی و جلوهای از ایراندوستی بود که تلاش کردم در لایههای شخصیت نیز بازتاب یابد.
گفتنی است، سریال «صفر بیست و چهار» که این روزها از شبکه یک سیما پخش میشود، روایتی دراماتیک از روزهای دفاع مقدس با تمرکز بر نیروهای کمتر دیدهشده پشت خط مقدم است.
59243











