وقتی از سودآوری فولاد مبارکه صحبت میکنیم، از دارایی میلیونها سهامدار خرد سخن میگوییم که نبض زندگیشان در تالار شیشهای بورس میزند بنابراین شوک قیمتی اخیر در نرخ گاز، فراتر از دیوارهای کارخانه، امنیت سرمایهگذاری در بازار سرمایه را هدف گرفته است به همین جهت اصرار بر فرمولهای شناور و دلاری بدون تعیین «سقف قیمتی» ، تولید را به قمار روی نرخ ارز تبدیل کرده است؛ قمار خطرناکی که خروجی آن چیزی جز توقف نوسازی خطوط تولید و فرسایش سرمایههای ملی نخواهد بود.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک، در حالی که کشورهایی مثل عمان و قطر با ثبات قیمت انرژی، بازارهای جهانی را هدف گرفتهاند، رشد ۱۰۰ درصدی هزینه گاز در ایران، مزیت رقابتی صنعت فولاد را از بین برده است که تداوم این وضعیت نه تنها حاشیه سود تولیدکنندگان را میبلعد، بلکه ارزآوری کشور در شرایط تحریمی را با تهدیدی جدی مواجه میکند.
محمدکاظم صباغیهرندی، مدیر ارشد خدمات فنی و پشتیبانی فولاد مبارکه، با اشاره به افزایش بیسابقه نرخ گاز، هشدار داد که بخش احیای مستقیم در صنعت فولاد تحت فشار شدید قرار گرفته است و گاز برای واحدهای احیا نه تنها سوخت، بلکه خوراک اصلی تولید است بنابراین وقتی نرخ گاز از ۶۸۱۸ تومان به ۱۱۳۵۱ تومان افزایش پیدا میکند و با اعمال ضرایب به بیش از ۱۵۰۰۰ تومان میرسد، بدون سقف و تضمین ثبات، نتیجهای جز افزایش قابل توجه بهای تمامشده و فرسایش سودآوری باقی نمیماند.
وقتی «خوراک» گرانتر از «سوخت» تمام میشود
در بسیاری از صنایع، گاز صرفاً ابزاری برای ایجاد حرارت یا سوخت دارد، اما در مدل احیای مستقیم که روش غالب تولید فولاد در ایران است، گاز متان نقش عامل شیمیایی یا همان خوراک را دارد تا اکسیژن را از سنگ آهن جدا کند؛ بنابراین وقتی قیمت گاز افزایش مییابد، مانند این است که قیمت مواد اولیه مانند سنگ آهن بالا رفته باشد و این یعنی تولیدکننده هیچ راهی برای جایگزینی یا صرفهجویی اساسی در مصرف آن برای کاهش هزینهها ندارد.
صنعت فولاد ایران به دلیل دسترسی به انرژی ارزان، سالها توانسته است با وجود تحریمها و هزینههای گزاف حملونقل، در بازارهای جهانی رقابت کند؛ به طوری که افزایش قیمت از حدود ۶۸۰۰ تومان به بیش از ۱۵۰۰۰ تومان که با محاسبه ضرایب رشد بیش از ۱۰۰ درصدی در هزینه گاز رخ داده است؛ بنابراین وقتی بهای تمامشده بالا برود حاشیه سود فولادسازان کاهش یافته و این موضوع باعث میشود در بازارهای صادراتی، قدرت رقابت با رقبایی مثل عمان یا قطر که ثبات قیمتی بیشتری در انرژی دارند از دست برود و ارزآوری کشور کاهش یابد.
سایه سنگین نرخ گاز بر سودآوری نمادهای فولادی
بنابراین تعیین سقف قیمت، تلاشی برای ایجاد پیشبینیپذیری است و اگر قیمت گاز صرفاً تابعی از قیمتهای جهانی یا هابهای اروپایی یا آمریکایی باشد، بدون آنکه سقف ریالی مشخصی داشته باشد، نوسانات نرخ ارز و قیمتهای جهانی ناگهان یک واحد تولیدی را از سوددهی به زیاندهی مطلق میرساند.
البته باید گفت که تعیین سقف قیمت، «رانت» یا امتیاز ویژه نیست، بلکه ابزاری برای امنیت سرمایهگذاری است به همین جهت بدون ثبات در قیمت انرژی، برنامهریزی برای توسعه و نوسازی خطوط تولید عملاً غیرممکن میشود و اگر این روند صعودی قیمت گاز بدون در نظر گرفتن سقف حمایتی ادامه پیدا کند، احتمال دارد فولادسازان به جای سرمایهگذاری در تکنولوژیهای جدید، مجبور به صرف منابع برای جبران هزینههای جاری شوند یا آنکه از آنجا که شرکتهای فولادی مانند فولاد مبارکه نقش پررنگی در بورس دارند، کاهش سودآوری آنها بر سبد دارایی میلیونها سهامدار خرد نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت.