
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما،در یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران، زمانی که حمله مغول بسیاری از شهرها را ویران کرده بود، اندیشمندی از طوس با تکیه بر دانش، تدبیر و پشتکار نهتنها توانست مسیر علمی زمانه خود را تغییر دهد، بلکه میراثی ماندگار برای جهان اسلام بر جای گذاشت.
تاریخ ایران پر از نامهایی است که هر کدامشان بخشی از هویت علمی و فرهنگی ما را ساختهاند. در میان آنها، نام **خواجه نصیرالدین طوسی** جایگاه ویژهای دارد؛ دانشمندی که هم در علم سرآمد بود و هم در آن روزگار پرآشوب، با تدبیر و هوشمندی، نقش مهمی ایفا کرد.
خواجه نصیر در سال ۵۹۷ هجری قمری در طوس به دنیا آمد. پدرش از عالمان شیعه بود و از کودکی او را با قرآن، فقه و حدیث آشنا کرد. استعداد فوقالعادهاش خیلی زود آشکار شد و برای تکمیل دانش خود به نیشابور رفت؛ شهری که در آن زمان از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام بود. او در فلسفه، منطق، ریاضیات و نجوم مهارت یافت و بهتدریج نامش بر سر زبانها افتاد.
اما زندگی او همزمان با حمله مغول به ایران بود؛ دورانی سرشار از ناامنی و ویرانی. در این سالها مدتی در قلعههای اسماعیلیان زندگی کرد. برخی این دوره را نوعی اجبار یا حتی زندان دانستهاند. خود خواجه در مقدمه یکی از آثارش نوشته که بخشهایی از کتابش را در روزگاری سرشار از اندوه و پریشانی نوشته است. با این حال، همین دوران سخت به یکی از پربارترین دورههای علمی او تبدیل شد. کتاب «اخلاق ناصری» که درباره اخلاق فردی، خانوادگی و اجتماعی است، در همین سالها نوشته شد؛ اثری که هنوز هم از مهمترین کتابهای اخلاقی زبان فارسی به شمار میآید. این ماجرا معمولاً به عنوان نمونهای از پشتکار او نقل میشود: اینکه حتی تنگناهای زندگی هم نتوانست او را از مسیر علم دور کند.
پس از سقوط قلعههای اسماعیلیان، خواجه وارد دربار هلاکوخان شد. درباره این دوره داستانهای زیادی نقل شده است. گفتهاند زمانی که هلاکو درباره حمله به بغداد دچار تردید بود و برخی او را از عواقب این کار میترساندند، خواجه با استدلالهای تاریخی و منطقی نشان داد که تحولات سیاسی لزوماً به نابودی جهان یا پایان حکومتها منجر نمیشود. این روایت، هرچند ممکن است آمیخته با اغراق باشد، اما نشان میدهد که او تا چه اندازه بر ذهن فرمانروای مغول نفوذ داشته است.
یکی از مهمترین نتایج حضور او در دربار مغول، تأسیس **رصدخانه مراغه** بود. گفتهاند خواجه برای قانع کردن هلاکو، از علاقه او به نجوم بهره برد و توضیح داد که با رصد دقیق ستارگان میتوان امور حکومتی را دقیقتر سامان داد. به این ترتیب، رصدخانهای بزرگ در مراغه ساخته شد که به مرکزی علمی برای پژوهشگران تبدیل گردید. در کنار آن، کتابخانهای عظیم شکل گرفت که منابع ارزشمندی را از سرزمینهای مختلف گرد آورد. حاصل این تلاشها، آثاری چون «زیج ایلخانی» بود که سالها مرجع محاسبات نجومی به شمار میرفت.
در ریاضیات نیز خواجه نصیر نقش مهمی در گسترش علم مثلثات داشت و برخی او را بنیانگذار این علم بهصورت مستقل میدانند. در فلسفه و کلام شیعه هم با نگارش «تجریدالاعتقاد» و شرح آثار ابنسینا، جایگاهی ماندگار یافت و شاگردان برجستهای تربیت کرد.
از او روایت کردهاند که با وجود مقام علمی بالا، بسیار متواضع بود. جملهای که به او نسبت میدهند چنین است: هرچه بیشتر آموختم، بیشتر دانستم که نمیدانم. همین نگاه، راز پویایی علمی او بود.
خواجه نصیرالدین طوسی در سال ۶۷۲ هجری قمری درگذشت و در کاظمین به خاک سپرده شد. زندگی او نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط تاریخی نیز میتوان با دانش، تدبیر و پشتکار، اثری ماندگار بر جای گذاشت. بیتردید، خواجه نصیرالدین طوسی نهتنها یکی از بزرگترین دانشمندان ایران، بلکه از چهرههای برجسته تمدن اسلامی است که نقش او در پیوند علم، اخلاق و سیاست، همچنان شایسته توجه و تأمل جدی است.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی