به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «امکان تطبیق عشق حقیقی از منظر شیخ اشراق با تجلی عشق در عاشورا» با حضور فرخنده منصوریان، پژوهشگر و مدرس فلسفه اسلامی، برگزار شد؛ نشستی که در آن، عاشورا نه صرفاً بهعنوان یک حادثه تاریخی، بلکه بهمثابه تجلی عالیترین مرتبه عشق الهی در حیات انسانی مورد بررسی قرار گرفت.
منصوریان در آغاز سخنان خود با اشاره به دو اثر شاخص شهابالدین سهروردی یعنی «حکمتالاشراق» و «مونسالعشاق» اظهار کرد: برای فهم نگاه شیخ اشراق به عشق باید این دو اثر را در کنار یکدیگر مطالعه کرد؛ زیرا یکی مبانی نظری و فلسفی عشق را تبیین میکند و دیگری سیمای عرفانی و وجودی آن را به تصویر میکشد.
وی افزود: سهروردی در حکمتالاشراق از نسبت عقل و عشق سخن میگوید و نشان میدهد که این دو نه در تقابل، بلکه در تکامل یکدیگرند. همین پیوند عقل و عشق را میتوان در نهضت امام حسین(ع) مشاهده کرد؛ جایی که شور عاشقانه با بالاترین سطح آگاهی و معرفت همراه است.
این پژوهشگر فلسفه اسلامی با تأکید بر جایگاه بنیادین عشق در منظومه فکری سهروردی گفت: عشق در نگاه شیخ اشراق صرفاً یک تجربه احساسی یا عاطفی نیست، بلکه حقیقتی هستیشناختی است. او معتقد است سراسر عالم بر مدار عشق حرکت میکند؛ از فرشتگان و موجودات مجرد گرفته تا انسان و عالم ماده.
وی تصریح کرد: سهروردی عشق را جریانی میداند که از نورالانوار سرچشمه میگیرد و در تمامی مراتب هستی جاری است. به تعبیر او، هر موجودی به سوی کمال خویش در حرکت است و این حرکت چیزی جز کشش عاشقانه به سوی مبدأ وجود نیست.
منصوریان افزود: در چنین نگاهی، عشق صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه راز پویایی عالم و عامل حرکت موجودات به سوی کمال به شمار میرود.
وی با اشاره به بحرانهای معنوی جهان امروز اظهار کرد: انسان معاصر در میان شتاب زندگی ماشینی، تنهایی و فروپاشی بسیاری از پیوندهای معنوی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهم صحیح عشق است.
به گفته این استاد دانشگاه، بسیاری از آنچه امروز به نام عشق معرفی میشود، در حقیقت نوعی وابستگی یا دلبستگی زودگذر است که نمیتواند عطش روح انسان را فروبنشاند.
وی ادامه داد: اینجاست که بازخوانی اندیشه سهروردی اهمیت مییابد؛ زیرا او میان عشق حقیقی و عشق مجازی تمایز قائل میشود و راه رسیدن به آرامش و معنا را در عشق الهی جستوجو میکند.
منصوریان عاشورا را کاملترین تجلی عشق حقیقی در تاریخ بشر دانست و گفت: در مکتب امام حسین(ع)، عشق به عالیترین مرتبه خود میرسد. آنچه در کربلا رخ داد، صرفاً یک مقاومت سیاسی یا اجتماعی نبود، بلکه ظهور عشقی بود که همه تعلقات را در برابر اراده الهی قربانی کرد.
وی افزود: در روز عاشورا، اوج رضایت و تسلیم در برابر مشیت الهی را در سیمای امام حسین(ع) و یارانش مشاهده میکنیم. این رضایت، محصول معرفت است و معرفت نیز مقدمه عشق حقیقی.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: هرچه کاروان حسینی به لحظات شهادت نزدیکتر میشد، جلوههای این عشق آشکارتر میگردید؛ تا آنجا که تاریخ، کربلا را به نماد جاودانه فداکاری عاشقانه در راه خداوند تبدیل کرد.
منصوریان در ادامه با اشاره به تقسیمبندی سهروردی از عشق، اظهار کرد: شیخ اشراق عشق را به دو گونه حقیقی و مجازی تقسیم میکند. عشق حقیقی همان محبت به خداوند، صفات الهی و افعال اوست؛ عشقی که هیچ منفعت شخصی در آن دخیل نیست.
وی افزود: سهروردی معتقد است عشق زمانی خالص است که نه از ترس جهنم و نه به امید بهشت باشد؛ بلکه تنها برای خود خداوند شکل گیرد.
او این دیدگاه را همسو با سخنان امام حسین(ع) دانست و گفت: آن حضرت نیز عبادت را به سه مرتبه تقسیم میکنند و عالیترین مرتبه را عبادت آزادگان میدانند؛ عبادتی که برخاسته از معرفت و عشق است، نه ترس و طمع.
نویسنده کتاب «تجلی عشق حقیقی در نفس ناطقه از منظر شهابالدین سهروردی» در بخش دیگری از سخنان خود به کتاب «مونسالعشاق» اشاره کرد و گفت: سهروردی در این اثر با زبان رمز و تمثیل، عشق را نیرویی معرفی میکند که روح انسان را به سوی جاودانگی سوق میدهد.
وی توضیح داد: سهروردی از مفهومی به نام «حبهالقلب» سخن میگوید؛ بذری ملکوتی که در وجود انسان نهاده شده و اگر در مسیر صحیح رشد کند، به درختی تنومند از معرفت و عشق تبدیل خواهد شد.
به گفته وی، عشق در این فرآیند، خودخواهیها و تعلقات نفسانی را میزداید و انسان را به مرحلهای میرساند که آماده فناء در معشوق میشود.
منصوریان با اشاره به یکی از مهمترین آموزههای سهروردی اظهار کرد: عشق حقیقی بدون عبور از خودخواهی ممکن نیست. انسان تا زمانی که در حصار «من» باقی مانده باشد، نمیتواند حقیقت عشق را درک کند.
وی افزود: سهروردی تصریح میکند که نفس انسان باید در برابر عشق سربریده شود تا نور عشق در جان او طلوع کند. این تعبیر را میتوان در عاشورا به روشنی مشاهده کرد؛ جایی که امام حسین(ع) و یارانش از همه هستی خویش گذشتند تا رضایت خداوند محقق شود.
این استاد فلسفه اسلامی در ادامه با تشریح مبانی هستیشناختی حکمت اشراق گفت: سهروردی به جای مفهوم «وجود»، از مفهوم «نور» بهره میگیرد و سراسر عالم را مراتبی از نور میداند.
وی افزود: از منظر شیخ اشراق، همه موجودات نسبت به مراتب بالاتر نور اشتیاق و عشق دارند و این اشتیاق، عامل حرکت و کمال آنهاست. در رأس این سلسله نیز «نورالانوار» قرار دارد که همان خداوند متعال است.
منصوریان با اشاره به روایات مرتبط با فضیلت سرزمین کربلا تصریح کرد: در نگاه اشراقی میتوان عاشورا را صحنه ظهور کامل نور الهی در حیات انسانی دانست؛ جایی که عشق، معرفت، ایثار و عبودیت در بالاترین سطح ممکن تجلی یافتهاند.
آنچه از مجموع مباحث این نشست برمیآید، تلاشی برای پیوند میان فلسفه و حماسه است؛ پیوندی که نشان میدهد عاشورا صرفاً یک رخداد تاریخی نیست، بلکه حقیقتی فراتاریخی است که میتوان آن را در قالب مفاهیم عمیق فلسفی نیز تفسیر کرد.
در این خوانش، کربلا میدان تحقق همان عشقی است که سهروردی آن را جوهر حرکت عالم میدانست؛ عشقی که انسان را از خود عبور میدهد، به نور نزدیک میکند و در نهایت، او را به مقام رضایت در برابر اراده الهی میرساند؛ مقامی که در روز عاشورا به کاملترین شکل در سیمای امام حسین(ع) و یارانش متجلی شد.
انتهای پیام/