تاج السلطنه و مهمانی انتخاب کودک همسر (+صدا)

عصر ایران شنبه 06 تیر 1405 - 21:06
خود تاج‌السلطنه همیشه از بخت بدش می‌نالیده است. یکی از جالب‌ترین اتفاقاتی که برای او می‌افتد، مجلس انتخاب همسر برای ملیجک ناصرالدین‌شاه است.

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ قانون مشروطه ۸ دی‌ماه سال ۱۲۸۵ به امضای مظفرالدین‌شاه قاجار رسید و رسماً تاریخ ایران ورق خورد و صفحه تازه‌ای در برابر ایرانیان گشوده شد.

خب، حالا دیگر قرار بود مملکت مجلس داشته باشد تا اراده ملوکانه کمی حد و حدود داشته باشد. اما این ظاهر ماجرا بود. در لایه‌های مختلف این جامعه متکثر و پیچیده، گروه‌ها و جریان‌های مختلفی، اکثراً به‌صورت پنهانی و در خفا، اهداف خود را دنبال می‌کردند.

یکی از این گروه‌ها انجمنی بود به نام انجمن حریت نسوان؛ یعنی یه چیزی تو مایه‌های انجمن آزادی زنان. این انجمن سال ۱۲۸۶، یعنی درست یک سال بعد از مشروطه، تأسیس شد و هدف اصلی‌اش ارتقای وضعیت زنان در ایران به‌طور کلی و زنان طبقات پایین جامعه به‌طور اخص بود.

پادکست را این‌جا بشنوید

نکته جالب در مورد این انجمن این بود که مردان هم در آن عضو بودند و کسی نمی‌توانست به‌تنهایی در جلسات آن‌ها شرکت کند، بلکه باید حتماً فردی را همراه خود داشته باشد. این مطلب را به یاد داشته باشید تا به‌موقع سراغش بیاییم.

در جلسات انجمن البته گویا فقط زنان حق صحبت داشتند. آن‌ها در جلساتشون سعی می‌کردند کاری کنند، به زنان آموزش بدهند که آن‌ها چگونه اعتمادبه‌نفس بیشتری برای ابراز عقاید خودشان داشته باشند.

در میان اعضای اصلی این انجمن نام دو تن از دختران ناصرالدین‌شاه به چشم می‌خورد؛ یکی تاج‌السلطنه و دیگری افتخارالسلطنه که این تاج‌السلطنه موضوع برنامه امروز ماست.

تاج السلطنه و مهمانی انتخاب کودک همسر (+صدا)

دختر پرشر و شور و زیبای ناصرالدین‌شاه که زندگیش سرتاسر عصیان و طغیان علیه نظام پوسیده سلطنت قاجار است. او در عین حال بسیار باسواد بوده، موسیقی می‌نواخته و کتاب خاطراتش را با چنان نثری نوشته که انگاری در نویسندگی هم توانایی چشمگیری داشته است.

برگردیم به انجمن حریت نسوان یا همان آزادی زنان. این‌ها جلساتشون در فیشرآباد سابق برگزار می‌شد که محدوده خیابان سپهبد قرنی و کریم‌خان زند فعلی را در بر می‌گیرد. محل دقیق برگزاری جلساتشون هم در باغ گل‌فروشی یک مهندس اهل کشور چک و اسلواکی سابق بود، به اسم مهندس پروتیوا.

خلاصه سرتون را درد نیاورم که یک روز یکی از آقایون شرکت‌کننده، چون بدون همراهی زنش اجازه رفتنش را به داخل جلسه ندادند، لجش درآمد و رفت گزارش برگزاری این جلسات را به پلیس داد. اما شانس اعضا بود که به‌موقع به این موضوع پی بردند و مدتی پنهان و متواری شدند و انجمن هم به ناچار منحل شد.

از مجموعه پادکست مشاهیر جاودانه ایران، پادکست کتک خوردن فروغ فرخزاد؟/ در جلسه احضار روح چه گذشت؟ را این‌جان بشنوید

داستان انجمن آزادی زنان را گفتم تا شما تا حدودی با دغدغه‌های تاج‌السلطنه آشنا بشوید. به جرئت می‌شود او را مشهورترین دختر ناصرالدین‌شاه و شاید حتی مشهورترین شاهزاده زن تاریخ قاجار نامید.

تاج‌السلطنه سال ۱۲۶۲ هجری خورشیدی در تهران به دنیا آمد. مادرش هم مریم‌خانم توران‌السلطنه بود که می‌شد نتیجه عباس‌میرزا، ولیعهد ناکام فتحعلی‌شاه.

از قرار معلوم تاج‌السلطنه از کودکی بسیار زیبا و شیرین بوده و بنابراین بسیار مورد توجه پدر تاجدارش قرار داشته است. همان‌طور که خودش در خاطراتش گفته، تقریباً هر چه می‌خواسته نوکران دربار به طرفةالعینی برایش مهیا می‌نمودند، اما طبق رسم قجری باید دور از مادرش زندگی می‌کرده و تنها روزی دوبار او را به نزد مادرش، توران‌خانم، می‌بردند و گویا این مادر هم محبت چندانی در دل به این دختر حس نمی‌کرده، شاید چون ترجیح می‌داده برای شاه یک فرزند پسر بیاورد که البته بعداً این اتفاق می‌افتد و نام این پسر را احمدمیرزا عضدالسلطنه می‌گذارند.

شاید پیش خودتان بگویید که چه شانس و اقبالی که آدم دختر سلطان صاحبقران بشود و از بچگی چند تا نوکر و کلفت و دده و لله دم دستش باشند تا آب در دلش تکان نخورد.

اما خود تاج‌السلطنه همیشه از بخت بدش می‌نالیده است. یکی از جالب‌ترین اتفاقاتی که برای او می‌افتد، مجلس انتخاب همسر برای ملیجک ناصرالدین‌شاه است. این غلامعلی‌خان عزیزالسلطان، مشهور به ملیجک، که از قرار معلوم صورت بسیار زشتی هم داشته است، از کودکی بسیار مورد توجه شاه قاجار بود. این ملیجک ۵ سالی بزرگ‌تر از تاج‌السلطنه بود.

ملیجک حدوداً ۱۱، ۱۲ ساله است و تاج‌السلطنه هم ۶، ۷ ساله. ناصرالدین‌شاه مجلسی در اندرونی کاخ ترتیب می‌دهد که وصلت فرخنده دو عزیزکرده‌اش را رسمی کند. از قرار معلوم اسباب‌بازی‌های مد روز و اعلایی را نوکران دربار تهیه کرده، در یک سینی ریخته و همراه ملیجک می‌چرخاندند تا او یکی از اسباب‌بازی‌ها را انتخاب کرده و به تاج‌السلطنه بدهد و این‌گونه از او خواستگاری کند.

در ضمن بگم که چند تا دیگر از دختران ناصرالدین‌شاه که همگی در سنین کودکی قرار داشتند هم در این مجلس نشسته بودند.

از قرار معلوم ملیجک در آن عالم کودکی از خواهر ناتنی و بزرگ‌تر تاج‌السلطنه، یعنی اخترالدوله، خوشش می‌آید و اسباب‌بازی را به او می‌دهد و با آن زبان لکنت‌دار خود در کودکی به اخترالدوله می‌گوید: «قربانت بروم.»

اما ناصرالدین‌شاه درمی‌آید و می‌گوید: «ملیجکم، تو باید عروسک را به این دختر بدهی.» منظورش تاج‌السلطنه بود. ملیجک اول قبول نمی‌کند، ولی بالاخره راضی می‌شود و آن را به تاج‌السلطنه می‌دهد. اما در اینجا مریم‌خانم توران‌السلطنه، مادر تاج‌السلطنه، که اصلاً دوست نداشته بچه‌اش زن ملیجک شود، اسباب‌بازی را پس می‌دهد و می‌گوید: «لازم نکرده که ملیجک قربان دخترم برود.»

ناصرالدین‌شاه هم عصبانی می‌شود و فریاد می‌زند: «ای زن، گویا ملتفت نیستی امر شاه را زمین می‌اندازی؟»

اما ملیجک که کاملاً گیج شده بود، باز اسباب‌بازی را به اخترالدوله می‌دهد و گویا کم‌کم شاه قبول می‌کند که همان بهتر که ملیجک با اخترالدوله ازدواج کند تا بالاخره داماد شاه شود.

یادتان هست که در ابتدای برنامه از افتخارالسلطنه، دیگر خواهر ناتنی تاج‌السلطنه، صحبت کردم که هر دو عضو اصلی انجمن آزادی زنان بودند. این دو خواهر با محافل شاعرانی چون میرزا عشقی و عارف قزوینی در ارتباط بودند و این تاج‌السلطنه حتی مورد ستایش عارف قزوینی هم بوده است.

یکی دیگر از نکته‌های جالب زندگی تاج‌السلطنه اساساً بدبینی او به زنان دربار و شخص امین‌السلطان، صدراعظم سه پادشاه قاجار، است. شاید مهم‌ترین نکته‌اش که بی‌ارتباط به مرگ ناصرالدین‌شاه نباشد را در اینجا برایتان تعریف می‌کنم.

خب، می‌دانید که امین‌السلطان کلاً در مظان اتهام در مورد قتل ناصرالدین‌شاه در حرم حضرت عبدالعظیم است. ناصرالدین‌شاه همسری داشت به نام فاطمه‌خانم باغبان‌باشی که سهمش از وجاهت و زیبایی آن‌قدر بود که به او لقب فروغ‌السلطنه داده بودند و این لقب پیش از او متعلق به جیران، همسر جوان‌مرگ ناصرالدین‌شاه، بود.

این فاطمه‌خانم یک خواهری داشت به نام ماه‌رخسار که گویا مهرش خیلی زود در دل ناصرالدین‌شاه می‌افتد و او را صیغه می‌کند. البته در این بین فاطمه‌خانم از این داستان بسیار ناراحت بوده است. بنابراین ناصرالدین‌شاه کلاً این ماه‌رخسار را در منزلی خارج از اندرونی قرار می‌دهد تا زیاد جلوی چشم نباشد و این بهترین فرصت برای امین‌السلطان بود تا ماه‌رخسار را به جاسوسی از ناصرالدین‌شاه بگمارد.

تاج‌السلطنه این اتهام را به ماه‌رخسار وارد می‌کند که تظاهر به بی‌سوادی می‌کرد و وقتی شمعی را بالای سر ناصرالدین‌شاه می‌گرفته تا او نامه‌های مملکتی را بخواند، مطالب نامه را حفظ می‌کرده و بعد این اطلاعات را به امین‌السلطان منتقل می‌کرده است.

تاج‌السلطنه این اتهامات را تا آنجایی ادامه می‌دهد که می‌گوید ناصرالدین‌شاه تصمیم گرفته بود که امین‌السلطان را بعد از جشن ۵۰ سالگی سلطنت عزل کند و یا حتی به زندان بیندازد و ماه‌رخسار این مطلب را به گوش امین‌السلطان می‌رساند و به ادعای تاج‌السلطنه، امین‌السلطان مقدمات قتل ناصرالدین‌شاه را فراهم می‌سازد؛ یعنی در واقع میرزارضای کرمانی در هماهنگی با امین‌السلطان شاه قاجار را می‌کشد.

خب، همان‌طور که می‌بینید، فارغ از آن که ادعاهای این شاهزاده مشهور درست باشد یا نه، اما می‌توانیم از یک مسئله مطمئن باشیم و آن این که او از بسیاری از مسائل دربار قاجار مطلع بوده است و حضوری پررنگ در امور سیاسی داشته است.

تاج‌السلطنه ۴ بار ازدواج کرد که مشهورترین‌شان عیسی‌خان مجدالسلطنه، نوه دایی ناصرالدین‌شاه، بود. اما او هم مثل اکثر زنان دربار قاجار، به مرور با ضعف و سقوط سلسله قاجار، ثروت و مکنت خود را از دست داد. به‌طوری که تاج‌السلطنه در سال‌های آخر عمرش در تنگدستی زندگی می‌کرده است. او در سال ۱۳۱۵ هجری خورشیدی از دنیا رفت و در آرامگاه ظهیرالدوله تجریش به خاک سپرده شد.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.