خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنایتکار بودن آمریکا برای ایرانیان از سالهای بسیار دوری قابل شناسایی بوده است. این جنایات فقط به دو جنگ اخیر محدود نمانده است بلکه در چند دهه گذشته نیز مشاهده شده است. یکی از آنان جنایاتی بود که در ۱۲تیر سال۱۳۶۷ رقم خورد و آسمان خلیج فارس را به رنگ خون تبدیل کرد.
هواپیمای مسافربری پرواز ۶۵۵ ایرانایر که در مسیر بندرعباس به دبی در حال پرواز بود، بر فراز خلیج فارس هدف دو موشک شلیکشده از ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفت و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن جان باختند. این حادثه در واپسین ماههای جنگ ایران و عراق و در اوج تنشهای نظامی خلیج فارس رخ داد؛ رخدادی که همچنان از مهمترین پروندههای حقوقی و سیاسی مرتبط با جنگ هشتساله به شمار میرود.
جنگی که مرزها را پشت سر گذاشت
جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله گسترده ارتش عراق آغاز شد. حکومت عراق با هدف تصرف بخشهایی از خاک ایران، تغییر موازنه قدرت در منطقه و تثبیت جایگاه خود در جهان عرب، عملیات نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران پس از ساماندهی نیروهای خود، به تدریج ابتکار عمل را در بسیاری از جبههها به دست گرفت.
با طولانی شدن جنگ و ناکامی عراق در دستیابی به اهداف اولیه، دامنه درگیریها از مرزهای زمینی فراتر رفت. یکی از مهمترین عرصههای تقابل، خلیج فارس بود؛ منطقهای که بخش عمده صادرات نفت کشورهای منطقه از آن عبور میکرد و هرگونه ناامنی در آن، پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای داشت.

وقتی نفت به میدان نبرد تبدیل شد
از سال ۱۳۶۳، مرحلهای از جنگ آغاز شد که بعدها با عنوان «جنگ نفتکشها» شناخته شد. عراق با حمله به نفتکشها و تأسیسات نفتی ایران تلاش کرد صادرات نفت این کشور را مختل کند و فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد.
پس از عملیات کربلای ۵، این درگیریها وارد مرحلهای شدیدتر شد. ایران نیز در چارچوب سیاست مقابلهبهمثل، عبور نفتکشهای مرتبط با عراق را در خلیج فارس محدود کرد. قایقهای تندرو سپاه پاسداران در تنگه هرمز حضور فعال داشتند و رفتوآمد شناورهای مرتبط با عراق را زیر نظر میگرفتند.
افزایش تنشها سبب شد ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه گسترش دهد. ناوهای آمریکایی با هدف اعلامشده حفاظت از نفتکشهای کشورهای همپیمان واشنگتن وارد خلیج فارس شدند؛ حضوری که به تدریج آمریکا را به یکی از بازیگران مستقیم جنگ تبدیل کرد.
وینسنس؛ پیشرفتهترین ناوی که وارد خلیج فارس شد
در خرداد ۱۳۶۷، ناو موشکانداز «وینسنس» به فرماندهی دریادار ویلیام راجرز وارد خلیج فارس شد. این ناو به سامانه پیشرفته راداری ایجیس مجهز بود؛ سامانهای که توانایی رهگیری همزمان دهها هدف هوایی و دریایی را داشت و از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی آمریکا محسوب میشد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این سامانه قادر بود نوع، مسیر، سرعت و ارتفاع اهداف را با دقت بالا شناسایی کند. همین موضوع بعدها به یکی از محورهای اصلی پرسشها درباره علت سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران تبدیل شد؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقد بودند تشخیص تفاوت میان یک هواپیمای مسافربری ایرباس و یک جنگنده اف-۱۴ برای چنین سامانهای دشوار نبوده است.
اما صبح دوازدهم تیر ۱۳۶۷، پرواز شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران طبق برنامه از تهران وارد بندرعباس شد. پس از توقفی کوتاه برای پیاده و سوار شدن مسافران و سوختگیری، هواپیما با هدایت کاپیتان محسن رضاییان، که هزاران ساعت سابقه پرواز داشت، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دبی ترک کرد.
هواپیما در کریدور تعیینشده بینالمللی در حال اوجگیری بود و طبق اطلاعات ثبتشده، از برج مراقبت مجوز ادامه صعود را نیز دریافت کرده بود. در این پرواز ۲۹۰ نفر شامل خدمه و مسافران حضور داشتند؛ زنانی، مردانی، کودکان و اتباع چند کشور که هیچیک تصور نمیکردند این سفر کوتاه هرگز به پایان نرسد.

چهار دقیقهای که به یک فاجعه انجامید
لحظاتی پس از برخاستن هواپیما، رادار ناو وینسنس هدفی را در آسمان شناسایی کرد. در اتاق فرمان، هشدارهایی روی فرکانس نظامی ارسال شد؛ در حالی که هواپیمای مسافربری اساساً از فرکانس غیرنظامی استفاده میکرد و امکان دریافت این پیامها را نداشت.
افسر مسئول این بار برای تشخیص هویت هواپیمای ناشناس به کتابچه کدهایش مراجعه کرد. او با توجه به ارتفاع یازده هزار پا فکر کرد این هواپیما، شکاری قدرتمند اف - ١٤ تامکت است و خوشحال از این کشف آن را با صدای بلند به سایر همکارانش در اتاق فرمان اطلاع داد. جنب و جوش خاصی ایجاد شد همه چشم به مانیتورهای بزرگ دوختند آنها بر این باور بودند که یکی از هواپیماهای اف - ١٤ تامکت که شاه ایران از آمریکا خریداری کرده بود اکنون در حال حمله به آنهاست. در حالی که چند دلیل وجود داشت که این احتمال را رد میکرد:
کاپیتان راجرز میدانست که هواپیمای اف_١٤ توانایی حمل موشکهای هوا به کشتی را ندارد.
رادارهای اطلاعاتی سمت، برد، ارتفاع و سرعت هواگرد را نشان میدهند و با توجه به اینکه هر لحظه ارتفاع نشان داده شده توسط رادار بیشتر از لحظه قبل بوده است. پس احتمال حمله انتحاری نیز منتفی میشود.
تفاوت ابعاد اف _۱۴ و ایرباس در رادار قابل مشاهده است. طول اف _۱۴ هشتاد و دو فوت و ۸ اینچ و وطول ایرباس ۱۷۷ فوت و ۵ اینچ است.
پس از قفل رادار بر روی هدف (ON LOCK) و انجام عمل ردیابی، صدای خاص ناشی از انعکاس امواج ارسالی نوع هواگرد را مشخص میکند و تفاوت میان صدای حاصل از امواج برگشتی ازبالگرد، هواپیمای ملخدار، موشک، هواپیمای مسافربری، توربوجت و هواپیمای جنگی هر کدام به تفکیک توسط اپراتور رادار ردیابی (Track) قابل تشخیص هستند.
تعدادی از مقامات آمریکایی که از دستاندکاران صنعتی و نظامی بودند با فرض پذیرش هواپیما با عنوان اف _۱۴ سوالی را مطرح کردند: «چگونه هواپیمای اف _۱۴ میتواند خطری برای ناو وینسس تلقی شود!؟ چرا که اف _۱۴ از جنگ افزارهای هوا به هواست که از امکانات محدود حمله به زمین بهره میبرد.» سوال دیگر این بود که: «چطور مدرنترین سیستم راداری جهان قادر به تشخیص ایرباس از اف _۱۴ نشد!؟»
در ادامه، یکی از افسران ناو هدف را به اشتباه یک جنگنده اف-۱۴ تشخیص داد. این در حالی بود که دادههای موجود درباره ارتفاع، سرعت، مسیر حرکت و نوع پرواز با مشخصات یک هواپیمای مسافربری همخوانی داشت.
کارشناسان بعدها به نکاتی اشاره کردند که احتمال این اشتباه را زیر سؤال میبرد؛ از جمله تفاوت ابعاد هواپیمای ایرباس با جنگنده اف-۱۴، قابلیت سامانه راداری وینسنس در تشخیص نوع هواپیما، قرار داشتن پرواز در مسیر تجاری شناختهشده و حرکت هواپیما در حال افزایش ارتفاع، نه کاهش ارتفاع برای حمله.
دو موشک و پایان یک پرواز
در ساعت ۱۰ و ۲۴ دقیقه صبح، ناو وینسنس دو موشک سطح به هوا به سمت پرواز ۶۵۵ شلیک کرد. موشکها به هواپیمای ایرباس اصابت کردند و هواپیما بر فراز خلیج فارس متلاشی شد. بقایای آن در نزدیکی جزیره هنگام در آبهای خلیج فارس سقوط کرد.
تمام ۲۹۰ سرنشین هواپیما جان خود را از دست دادند. در میان قربانیان، ۶۶ کودک، دهها زن و اتباع کشورهای مختلف حضور داشتند. این حادثه یکی از مرگبارترین حملات به یک هواپیمای مسافربری در تاریخ هوانوردی غیرنظامی به شمار میرود.
آبهای خلیج فارس گلگون از خون شد. پیکرهایی متلاشیشده، لباسهایی بیصاحب و شناور بر سطح آب، کفشهایی بیپا و پاهایی بیکفش در میان موجها پراکنده بودند. جنازههایی که یکییکی بر سطح دریا ظاهر میشدند، دل هر بینندهای را میلرزاند، پیکر تکهتکهشده دختربچهای هفت یا هشت ساله، پیکر دو نیمشده پیرمردی بیگناه، و در نهایت، نوزادی هشتماهه… صحنهای که نه فقط یک فاجعه انسانی، که سندی روشن از جنایتی آشکار بود.
روایت آمریکا و پرسشهایی که باقی ماند
پس از حادثه، مقامهای آمریکایی اعلام کردند خدمه ناو وینسنس هواپیما را با یک جنگنده اف-۱۴ اشتباه گرفتهاند و اقدام انجامشده را دفاع از خود توصیف کردند.
با این حال، گزارشهای بعدی و اظهارات برخی مقامهای نظامی و کارشناسان، پرسشهای متعددی را مطرح کرد. از جمله اینکه هواپیما در مسیر بینالمللی در حال حرکت بود، ارتفاع آن در حال افزایش بود و سامانههای پیشرفته ناو قابلیت تشخیص دقیق اهداف را داشتند.
همچنین گزارشهایی منتشر شد که محل استقرار ناو را در زمان حادثه، آبهای سرزمینی ایران عنوان میکرد؛ موضوعی که با روایت اولیه آمریکا تفاوت داشت.

واکنش ایران؛ پیگیری حقوقی و سیاسی
پس از وقوع حادثه، جمهوری اسلامی ایران این اقدام را نقض آشکار قوانین بینالمللی دانست و موضوع را در سازمان ملل متحد و شورای امنیت پیگیری کرد.
رهبر شهید انقلاب که در آن زمان در سمت ریاست جمهوری قرار داشتند، طی بیانیهای، رئیسجمهور وقت آمریکا را مسئول این کشتار بیرحمانه دانست و آن را بزرگترین جنایت جنگی دوران معاصر خواند و برای مردم ایران حق انتقام قائل شد. مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین فرمانده کل قوا نیز تصریح کرد این جنایت آمریکا بیپاسخ نخواهد ماند. علی اکبر ولایتی که در آن زمان وزارت امور خارجه ایران را برعهده داشت در نامهای به خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار محکومیت صریح عاملان این فاجعه و اعزام فوری هیئت کارشناس به منطقه شد.
همچنین عزای عمومی اعلام شد و مراسم تشییع قربانیان با حضور گسترده مردم برگزار شد.
امام خمینی(ره) در پاسخ به نامه حسینعلی منتظری ـ که ضمن تسلیت، این جنایت را موجب روشنشدن چهره منافقانه آمریکا در جهان دانسته و خواستار مبارزه عملی و اصولی با انواع سلطههای آمریکا در داخل و خارج شده بود، با تسلیت به تمامی بازماندگان، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران را زنگ خطری برای تمامی مسافرتهای هوایی دانست.
ایشان جنگ علیه ایران را جنگ تمام کفر در برابر تمام اسلام دانست، نه جنگ عراق، اسرائیل، شیوخ خلیج فارس، مصر، اردن و مراکش. ایشان همچنین تأکید کرد امروز وقت استقامت، جهاد، برنامهریزی و پیروزی است و نباید گذاشت تلاش فرزندان انقلابی در جبهه، از میان برود؛ باید با دست اتحاد، برای جنگ تمام عیار علیه آمریکا و پیروانش آماده شد و تردید و غفلت به هر شکلی خیانت به اسلام و رسول الله(ص) است. ایشان استقامت رزمندگان اسلام در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در خلیج فارس را از افتخارات بزرگ ملت دانست. این پیام که تردید درباره جنگ را خیانت به اسلام تلقی کرده بود، سبب حضور گسترده مردم در جبهههای نبرد شد.
امامخمینی در پاسخ تلگرام تبریک زائدبنسلطان آل نهیان رئیس دولت امارات متحده عربی به مناسبت عید قربان، ضمن تشکر و تبریک متقابل به ملت و دولت وی، یادآوری کرد با وجود مصیبتها که از سویی ۲۹۰ مسافر بیگناه مورد هدف موشک قرار گرفته و از سوی دیگر، بمباران شیمیایی صدام حسین در حلبچه و سایر مناطق، هر روز هزاران انسان را چون برگ خزان روی زمین میریزد و سکوت دولتهای مسلمان منطقه که از یک محکومیت لفظی نیز دریغ میورزند، چه جای عید و تبریک است!.

مدالی که جنجال آفرید
یکی از موضوعاتی که همواره در روایت این حادثه مورد توجه قرار گرفته، اعطای مدال «لژیون لیاقت» به ویلیام راجرز، فرمانده ناو وینسنس، در سالهای بعد است.
این اقدام با واکنشهای فراوانی روبهرو شد و منتقدان آن را نشانهای از حمایت دولت آمریکا از عملکرد فرمانده ناو دانستند؛ هرچند مقامهای آمریکایی تأکید داشتند این مدال به دلیل مجموعه خدمات نظامی او اعطا شده است.
پروندهای که بسته نشد
حادثه پرواز ۶۵۵ تنها یک رویداد نظامی نبود؛ بلکه به یکی از مهمترین پروندههای حقوق بینالملل در حوزه امنیت هوانوردی تبدیل شد. ایران شکایتی را در دیوان بینالمللی دادگستری مطرح کرد. این پرونده در نهایت با توافق دو کشور پایان یافت و آمریکا بدون پذیرش مسئولیت حقوقی، غرامتی به خانواده قربانیان پرداخت.
با وجود این، اختلاف دو طرف درباره ماهیت حادثه همچنان باقی ماند. ایران این اقدام را مصداق نقض حقوق بینالملل و حمله به یک هواپیمای غیرنظامی دانسته است، در حالی که آمریکا همواره بر روایت «اشتباه در تشخیص» تأکید کرده است.

ٰدنیا به آمریکا لعنت میفرستد
«ویل راجرز» فرمانده ناو آمریکایی «وینسنس» که در ۱۲ تیر فرمان حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را داد اذعان کرد که سرنگونی هواپیمای ایرانی به لکه ننگی در پرونده وی تبدیل شد. وی در اینباره ضمن یک مصاحبه گفت: «من مفتخر به دریافت نشان به پاس خدمات و زحماتم در طی سالیان گذشته شدم، اما واقعه سرنگونگی ایرباس مسافری ایران در خلیج فارس، برای من لکه ننگی هست که تا ابد پاک نخواهد شد.»
ابعاد این واقعه چنان وسیع بود که مهر بطلانی بر ادعای آمریکا مبنی بر رعایت حقوق بشر زد. علاوه بر این، بسیاری از افرادی که در حمله به هواپیمای مسافربری ایران نقش داشتند از لحاظ روحی گرفتار فشار شدید شدند و برخی از عاملان این جنایت خودکشی کردند. براساس گفتههای دبیر کل جمعیت دفاع از منافع ملی: «ابعاد این جنایت، مسؤلین آمریکایی و دولتمردان این کشور را گرفتار کرد. افکار عمومی این کشور را هم منزجر کرد. بعد از مدتی، بسیاری از عاملان این حادثه دست به خودکشی زدند.»
مظلومیت مسافران ایرانی از دید رسانههای جهانی نیز پنهان نماند، بهطوری که روزنامه «هلی گازته» چاپ استانبول در تیتر یک خود نوشت: «دنیا به آمریکا لعنت میفرستد.»
روزنامه «تایمز» ایرلند هم در سرمقاله خود، حمله به هواپیمای غیرنظامی ایرانی را جنایت ضد بشری ناو جنگی امریکا معرفی کرد و روزنامه «کوریره دلاسرا» هم در اینباره نوشت: «اجساد شناور مسافرین ایران بیگناه تصویر زشتی از امریکا برجای گذاشت که به سختی قابل جبران خواهد بود.»
همچنین «لارپوبلیکا» پرتیراژترین روزنامه ایتالیا در سرمقاله خود شعار حقوق بشر آمریکاییان را زیر سوال برده و نوشت: «تاکنون پاسخ امریکا به ایران و بقیه جهان از یک اظهار تأسف ساده تجاوز نکرده است و این برای کشوری که ادعای برتری دارد ناچیز است.»
زخمی که پس از دههها باقی مانده است
بیش از سه دهه از سرنگونی پرواز ۶۵۵ میگذرد، اما این حادثه همچنان یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ جنگ ایران و عراق و یکی از مهمترین پروندههای مرتبط با امنیت هوانوردی غیرنظامی محسوب میشود.
این رویداد نهتنها بر روند سیاسی روزهای پایانی جنگ تأثیر گذاشت، بلکه در حافظه تاریخی ایرانیان نیز بهعنوان نمادی از گسترش دامنه جنگ به غیرنظامیان باقی مانده است. نام ۲۹۰ قربانی این پرواز هر سال در دوازدهم تیرماه گرامی داشته میشود؛ پروازی که تنها چند دقیقه پس از برخاستن، در آسمان خلیج فارس ناتمام ماند و به یکی از ماندگارترین حوادث تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.
منبع:
«شلیک کن و فراموش کن» / خدیجه امیرخانی/ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی











