به گزارش ایرنا، خیمه هنر، سوگواری هنرمندانه است. سوگواری عاشورا از دیرباز در ایران با هنرهای مختلف پیوند خورد. نقاشی، موسیقی، نمایش و ادبیات. هر یک از هنرمندان، با باورها و اعتقادات دینی مردم شیعه، آثاری را خلق کردند که امروز با عنوان هنر عاشورایی میشناسیم.
خیالی نگاری، در یکی از مهمترین گرانیگاههای ارتباط اجتماعی ایران، یعنی قهوهخانه ظهور یافت. پرده خوانها و نقالها در قهوه خانهها، نقش رسانهای پر رنگی داشتند.
آنها افزون بر سرگرمی و پر کردن اوقات مردمی که در قهوهخانه مینشستند، با بازتولید قصهها و افسانهها و رخدادهای بزرگ در تاریخ، مثل واقعه عاشورا، نگاه معاصر خود را به آن واقعه نشان میدادند.
ریشههای اعتقادی نقالی و پرده خوانی و خیالی نگاری در باورهای عموم مردم شیعه در نسبت با واقعه عاشورا در گفتار و نقوش این هنرمندان بروز مییافت. از این رو معمولا نقاشان مکتب ندیده در این فضا کار میکردند و بعدها نقاشانی که در این زمینه فعالیت کردند با علم به این که این نقاشی چه ویژگیهای زیباییشناختی و اصول هارمونی و روایی دارد، نقاشیهای قهوهخانهای را بازسازی و با بازتولید میکردند.
خیمه هنر به عنوان یک رویداد هنری سوگوارانه ، محل بروز هنر عاشورایی است. دراین خیمه هنرمندان تجسمی با خلق دو نوع کلی از آثار با مردم ارتباط می گیرند. نخست آثار برگرفته از سبک و شیوه قهوهخانهای و دوم آثار هنر مدرن که با ایدههای عاشورایی خلق میشود.
در این عرصه هنرمندانی که نقاشی قهوهخانهای خلق میکنند بر اساس همان موتیفهای آشنای نقاشی قهوهخانهای کار میکنند و از همان اصول زیباییشناسی آشنا و صریح و بدون پیچیدگی بهره میگیرند تا ارتباط مشخص و بدون ابهام با مخاطب خود داشته باشند.
در شیوه قهوهخانهای، معمولا هنرمندان نگارگر وارد و دست به کار خلق نقاشی خیالی نگاری شدند. شاید یکی از دلایل توجه نگارگران به این شیوه، شباهتهای ساختاری خیالی نگاری با نگارگریهای سنتی باشد. اما مهمترین دلیل را باید ماهیت روایت گرانه خیالی نگاری باید دانست.
روایی بودن نقاشی قهوهخانهای
عموم نقاشیهای ایرانی تا پیش از ورود مدرنیسم در نقاشی ایرانی، روایی و اپیک بودهاند. نقاش صحنهای را از یک واقعه تاریخی روی پرده و یا دیوار خلق میکرد. البته این به غیر از نقاشی از طبیعت است.
روایی بودن نقاشی قهوهخانهای یکی از دلایل مهم توجه عموم مردم به این آن است، مخاطب نقاشی قهوهخانهای روایت و حکایت واقعه عاشورا را پای منبر شنیده و حالا در نقاشی قهوهخانهای آن را تصویر شده می بیند. برای همین هیچ نقطه ابهامی ندارد و حتی با روایتهای تاریخی و مقتلها، به راحتی اشقیا را از اولیا تمیز میدهد و میداند که حضرت ابوالفضل (ع) در نقاشی قهوهخانهای کیست و شمر کدام است.
نقاش خیالی نگار به هیچ وجه نمیخواهد ساختارشکنی و آشناییزدایی کند. او همانطور که خود پای منبر و یا در مقتلها، روایتها را خوانده و شنیده، همانها را در پرده مقابل خود به تصویر میکشد.
خیمهای به وسعت هنر
خیمه هنرهای تجسمی مثل سقفی بر هنرهای عاشورایی میخواهد شیوههای هنری سوگواری را در جامعه امروز بازتولید کند. هنرمندان نقاش و خوشنویس و غیره میدانند که برای نزدیک شدن به جامعه و مردمی که باورهای دینی کهنی دارند، باید از همان طرز قدما بهره بگیرند و در نهایت با تکنیکی که آموخته کار خود تمیز و بدون ابهام ارائه دهند.
هرچند نقاش خیالی نگار قاجاری، نقاشی مکتب ندیده بود، اما امروز نقاشانی که با سبکهای هنری آشنا هستند، سراغ نقاشی قهوهخانهای آمده اند.
در بخش دیگر هم خوشنویسان حضوری چشمگیر دارند. خوشنویسان به دو شکل اجرایی کار خود را پیش میبرند. یکی زمینه کارش را روی زمین پهن کرده، چون پرده کارش بزرگ است و طبعا نمیتواند روی میز بگذارد. حروف از اندازه یک قلم نی فراتر رفته و با قلمهای بزرگ و رنگ باید نقشی از کلام مقدس و مذهبی را روی پارچه بیاندازد. و بعضی از هنرمندان نیز رویکردی کاملا معاصر به هنر عاشورایی دارند و با خلق آثار فرمی روی بوم، دیدگاه زیباییشناختی خود را نسبت به ابژه، پیش رو دارند.
خیمه هنر، را اگر رویدادی غیر موزهای بدانیم نقش مهمی در رونق دوباره نقاشی خیالی نگاری دارد. نگاه معاصر به این شیوه می تواند تحول بزرگی در نقاشی قهوهخانهای داشته باشد.
به تصویر کشیدن اعتقادات به زبان هنر معاصر
البته امروزه کمتر قهوهخانهای را میتوان یافت که هنوز نقاشی با این شیوه، روی دیوارش نصب شده باشد، اما با تغییر در شکل و فرم اجرای نقاشی قهوهخانهای میتوان در مکان ارائه نیز تغییراتی ایجاد کرد.
بیتردید آنچه به عنوان هنر نقاشی خیالی نگاری برای هنرمند اهمیت دارد، شیوه کار و نمایش باورها و اعتقادات به زبان هنر معاصر است و از منظر مخاطب نیز، سادگی در فرم و بیان هنری نزدیک به شیوههای آشنا با نگاه مخاطب سنتی این هنر است.
ترکیب و تلفیق هنرهای عاشورایی هنگامی که نقاش زیر خیمه هنرهای تجسمی مشغول خلق اثر است و در ذهن خود صحرای کربلا را تصویر میکند و سپاه یزید را پیش روی اهل بیت امام نمایش میدهد، تصویری از حضرت ابوالفصل (ع) و با خود اما حسین (ع) را در نقطه مرکزی کار خود طرح می زند، مردم که به تماشای خیمههای هنر آمده اند، صدای آشنای تعزیه را میشنوند و یا با نغمه سنج و دمام، صحنههای تاریخی نقاشی را با فضای حاضر تلفیق میکنند.
نگاه چند رسانهای در خیمه هنر
به واقع آنچه در خیمه هنر رخ میدهد، همین نگاه چند رسانهای است. اگر در جایی فقط تعزیه برپا باشد مردم روایت را میبینند و میشنوند. اما حالا در کنار تعزیه گویی، روایت از عاشورا را به طور کامل میبینند. آن سوی خیمه واقعه رخ میدهد و اینسوی خیمه، هنرمندی واقعه را برای تاریخ ثبت میکند.
در سوی دیگر نیز چیدمانی از عکسهای دلاوران ناو دنا را در محوطه تئاتر شهر در کنار خیمه هنر و همچنین شهدای مدرسه میناب میبیند.
گفتنی است که خیمه هنر، سوگواری هنرمندان در واقعه کربلا و شهادت برترین انسانهای تاریخ است. معاونت امور هنری با برپایی این خیمه که تعزیه و موسیقی و نقالی و پرده خوانی و شعرخوانی و هنرهای تجسمی دارد، مردم را با شیوههای سوگواری هنرمندانه بیشتر آشنا میکند. بعضی از آیینهای مهم اقوام ایرانی هم طی روزهای برپایی خیمه در این خیمه معرفی و بازنموده میشود.
در بخش هنرهای تجسمی که به همت موسسه هنرهای تجسمی معاصر برپا شده است، تعدادی از هنرمندان نقاش که دستی در کار نقاشی قهوهخانهای دارند و همینطور نقاشان مدرن و طراحان گرافیک و خوشنویسان هم حضور دارند و هر یک کار خود را پیش روی مردم به انجام میرسانند.
*روزنامهنگار فرهنگ و هنر













