به گزارش ایسنا، انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در یادداشتی با عنوان «رهبری؛ هنگامی که اخلاق، دانش و تدبیر در کنار هم قرار میگیرند»، نوشت: «در تاریخ ملتها، شخصیتهایی هستند که تنها با مرور رویدادهای سیاسی شناخته نمیشوند، بلکه باید آنان را در تأثیری که بر فرهنگ مدیریت، بر روحیه عمومی جامعه و بر جهتگیری یک ملت در بزنگاههای سرنوشتساز گذاشتهاند، جستوجو کرد. از منظر یک مدیر اجرایی، رهبری زمانی به یک سرمایه ملی تبدیل میشود که بتواند میان آرمان و واقعیت، میان اقتدار و اخلاق، و میان تدبیر امروز و آیندهنگری فردا، توازن برقرار کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی را باید در همین چارچوب مورد ارزیابی قرار داد. آنچه این جایگاه را متمایز ساخته، صرفاً جایگاه حقوقی یا مسئولیت سیاسی نیست، بلکه مجموعهای از ویژگیهای علمی، اخلاقی و مدیریتی است که در طول سالیان متمادی، در رفتار، گفتار و شیوه اداره امور کشور تجلی یافته است.
پایه نخست این منظومه، دانش عمیق دینی و نگاه اجتهادی است. در روزگاری که بسیاری از تحولات با شتابی بیسابقه رخ میدهد، برخورداری از مبانی مستحکم علمی، امکان تحلیل مسائل نوپدید را فراهم میآورد؛ تحلیلی که نه در دام جمود گرفتار میشود و نه در برابر موجهای زودگذر، اصول و ارزشهای بنیادین را قربانی میکند. همین پیوند میان اصالت و روزآمدی، به تصمیمها عمقی میبخشد که فراتر از ملاحظات مقطعی است.
اما آنچه برای مدیران اجرایی الهامبخشتر است، اخلاق مدیریتی ایشان است. در نظام اداری، تصمیمگیری مهارتی ضروری است، اما پیش از آن، منش تصمیمگیرنده اهمیت دارد. مدیری که از خود آغاز نکند، نمیتواند دیگران را به اصلاح فراخواند. سادهزیستی، پرهیز از تجمل، نظم در زندگی، اهتمام به بیتالمال، انضباط در کار، پرهیز از اسراف، توجه به کرامت انسانها و پایبندی به مسئولیت، تنها ویژگیهای فردی نیستند. اینها پیامهای عملی برای حکمرانیاند. مردم بیش از آنکه سخنان مسئولان را به خاطر بسپارند، رفتار آنان را به حافظه تاریخی خود میسپارند.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته این شیوه رهبری، سعهصدر و ظرفیت شنیدن است. در مدیریت کلان، شنیدن دیدگاههای متفاوت، نشانه تزلزل نیست، بلکه نشانه اطمینان و اعتماد به منطق است. تصمیمی که پس از شنیدن نظرات گوناگون اتخاذ شود، از استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود. این روحیه، در کنار تأکید بر عقلانیت، مشورت و پرهیز از تصمیمهای احساسی، الگویی ارزشمند برای همه مدیرانی است که مسئولیت اداره امور عمومی را بر عهده دارند.
از سوی دیگر، امیدآفرینی در کنار واقعبینی، از مهمترین مؤلفههای این الگوی مدیریتی است. هیچ جامعهای بدون امید، توان حرکت ندارد و هیچ مدیری نیز حق ندارد با نادیده گرفتن واقعیتها، امید واهی بیافریند. هنر مدیریت آن است که دشواریها را ببیند، اما افق را نیز پیش روی جامعه نگاه دارد. امید، هنگامی ارزشمند است که بر شناخت ظرفیتها و اعتماد به توان مردم استوار باشد، نه بر خوشبینیهای بیپشتوانه.
در عرصه سیاست نیز، بینش راهبردی از دیگر ویژگیهای شاخص این رهبری است. شناخت دقیق روندهای منطقهای و بینالمللی، توجه به تجربههای تاریخی و پرهیز از تصمیمهای هیجانی، موجب شده است که مصالح بلندمدت کشور بر مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت ترجیح داده شود. این نگاه، در بزنگاههای حساس، به حفظ ثبات و جلوگیری از غلبه هیجان بر عقلانیت کمک کرده است.
در همین چارچوب، ایستادگی در برابر فشارهای قدرتهای سلطهگر نیز معنایی فراتر از یک موضع سیاسی پیدا میکند. استقلال، زمانی ارزشمند است که با عزت، عقلانیت و اتکا به توان داخلی همراه باشد. مقاومت، اگر پشتوانه اخلاقی و مردمی نداشته باشد، به شعاری گذرا تبدیل خواهد شد، اما هنگامی که بر اعتماد به مردم، حفظ منافع ملی و باور به ظرفیتهای کشور استوار باشد، به سرمایهای ماندگار برای آینده بدل میشود.
در کنار همه این ویژگیها، شاید کمتر به خصلتی پرداخته شده باشد که میتوان آن را «ثبات شخصیت» نامید. بسیاری از مدیران، تحت تأثیر شرایط، جایگاه یا فشارهای بیرونی دچار تغییر در رفتار و منش میشوند، اما آنچه در سلوک رهبر معظم انقلاب برجسته است، هماهنگی میان باور، گفتار و رفتار در طول دهههای متمادی است. این ثبات، اعتماد میآفریند و اعتماد، زیربنای هر نوع سرمایه اجتماعی است.
برای ما که در عرصه خدمت عمومی و مدیریت اجرایی فعالیت میکنیم، این ویژگیها تنها موضوعی برای ستایش نیست؛ بلکه میتواند الگویی برای اصلاح شیوه مدیریت باشد. اگر اخلاق، دانش، عدالت، مردمداری، نظم، سادهزیستی، آیندهنگری و استقامت، به فرهنگ مدیریتی کشور تبدیل شود، بسیاری از مسائل، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، در سایه همین فرهنگ حل خواهند شد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما به مدیرانی نیاز دارد که پیش از سخن گفتن از مسئولیت، خود را در برابر مردم مسئول بدانند. پیش از مطالبه از دیگران، از خود آغاز کنند، و پیش از اندیشیدن به جایگاه، به رسالت بیندیشند. شاید مهمترین درس این شیوه رهبری نیز همین باشد؛ اینکه اقتدار حقیقی، از اخلاق سرچشمه میگیرد، با دانش استحکام مییابد، با مردم معنا پیدا میکند و با استقامت به ماندگاری میرسد.»
انتهای پیام











