با فرارسیدن اصلاحات میجی در سال ۱۸۶۸ و گسترش صنعتیسازی و مدرنسازی در سراسر ژاپن، بسیاری از شیوههای سنتی زندگی از میان رفتند. فرهنگ سامورایی عملاً نابود شد، اما فنون مبارزه سنتیِ بدون سلاح آنان که جوجوتسو نام داشت، بعدها پایه بسیاری از هنرهای رزمی مدرن در ژاپن و حتی فراتر از آن شد. جودو، کاراته، تکواندوی کرهای و جوجیتسوی برزیلی همگی این ریشه مشترک را دارند.
مدرنسازی ژاپن و اختراع هنرهای رزمی
قرن نوزدهمِ طولانی (۱۹۱۴-۱۷۷۶) شاهد موجی عظیم از تقلید ملی و اروپاییسازیِ پنهان در سراسر جهان بود. در چنین بستری، دوره اِدو در ژاپن (۱۸۶۷-۱۶۰۳) به پایان رسید. در سال ۱۸۶۸، دولت شوگونسالاری توکوگاوا طی یک کودتا از قدرت ساقط شد، آخرین شوگون برکنار گردید و امپراتور جدید میجی به عنوان حاکم ژاپنِ امپراتوری منصوب شد.
اصلاحات میجی، عصرِ تغییرات بود؛ دورانی که با توسعه سریع صنایع سنگین و اصلاحات گسترده اداری و سیاسی همراه گشت. بسیاری از شیوههای سنتی زندگی، همچون راه و رسم رزمی ساموراییها، عملاً از میان رفتند. در حالی که طبقه ساموراییها بهتدریج ناپدید شد، مهارتهای رزمی آنها راههای جدیدی برای ظهور پیدا کرد. هنرهای رزمی ساموراییها برای مبارزه بدون سلاح که مجموعاً با نام «جوجوتسو» شناخته میشدند، به عنوان سیستمهای ارزشمند تمرینات بدنی شناخته شدند و برای دفاع شخصی و فعالیتهای تفریحی بازسازی و تطبیق داده شدند.
از یک سو، مردان جوان و بلندپرواز ژاپنی که سرمستِ مدرنیته اما مسحورِ فرهنگ از دسترفته ساموراییها بودند، کوشیدند تا فرهنگ ژاپنی را از طریق ابداع هنرهای رزمی ابراز کنند. از سوی دیگر، از آنجا که ژاپن موظف به ایجاد یک ارتش ملیِ آمادهرزم بود، آموزشهای آن ارتش با تکنیکهای کاراته و جودو تقویت شد.
صادرات بینالمللی کاراته و جودو منجر به ظهور دیگر هنرهای رزمی «باستانی» نظیر تکواندوی کرهای و جوجیتسوی برزیلی شد. این موارد نیز با ایجاد یک هویت فرهنگی پیوند داشتند و اگرچه ممکن بود از هنرهای سنتی بهره گرفته باشند، اما در چارچوبی کاملاً مدرن بازآفرینی شدند.
جودوی علمی جیگورو کانو
جیگورو کانو (۱۹۳۸-۱۸۶۰) در آخرین روزهای شوگونسالاری توکوگاوا، در خانوادهای ثروتمند و تولیدکننده ساکی (نوعی نوشیدنی سنتی ژاپنی) از طبقه «شیزوکو» (طبقه بازمانده از ساموراییها) در شهر کوبه امروزی در ژاپن متولد شد. اگرچه او در خانه انضباط سختگیرانه به سبک سنتی ساموراییها را تجربه میکرد، اما در عین حال از تحصیلاتی عالی و متنوع بهرهمند گشت که او را آماده ساخت تا از فرصتهای فراهمشده توسط اصلاحات میجی نهایت استفاده را ببرد.
کانو پس از تجربه قلدری و زورگوییهای شدید در دوران تحصیل در مدرسه معتبر «ایکوئی گیجاکو» در توکیو، به هنرهای رزمی علاقهمند شد. شرمساریِ ناشی از ناتوانی در دفاع از خود، او را به سمت علاقهای عمیق به تکنیکهای جوجوتسوی ساموراییها سوق داد. کانو در دوران تحصیل در دانشگاه توکیو، نزد استادان مختلف جوجوتسو تمرین کرد و درنهایت با ترکیب عناصر جوجوتسو، فلسفه روحی-جسمانی و علوم غربی، ورزش «جودو» (راهِ ملایم) را ابداع کرد.
تفکر علمی غربی که کانو در دانشگاه با آن مواجه شد، تأثیر عمیقی بر او گذاشت. جودوی او بر تکنیکهایی تأکید داشت که بر پایه درک علمی و بیومکانیکی از بدن انسان بنا شده بودند. او یک برنامه درسی مدرن و سیستم رتبهبندی با کمربند را معرفی کرد. او برخلاف مطالعه سنتیِ «کاتا» (فرمهای ثابت)، بر «راندوری» (مبارزه آزاد) تأکید میورزید.
بر همین اساس، اصل کلاسیکِ جوجوتسو مبنی بر «شکست دادنِ قدرت از طریق انعطافپذیری»، به یک سیستم فنی و نظری جدید بر پایه «حداکثر بهرهوری از انرژی» تبدیل شد. کانو بیش از هر چیز، آرزو داشت که جودو را نهتنها یک فعالیت زیباییشناختی، بلکه آموزشی برای جسم و روان قرار دهد.
کانو پس از پایان تحصیلات، در سال ۱۸۸۲ «کودوکان» (به معنای مکان آموزشِ راه/ مسیر) را در توکیو افتتاح کرد. او در ادامه به مهمترین مربی و آموزشدهنده کشورش و شخصیتی کلیدی در مدرنسازی ژاپن تبدیل شد. جودو نخستین هنر رزمی ژاپنی بود که به رسمیت شناخته شده و درنهایت در سال ۱۹۶۴، اولین هنر رزمی شد که به یک ورزش رسمی المپیک تبدیل گشت.
ظهور کاراته
کیناوا، با آن نیروی وحدتبخش و مدرنسازِ دوران میجی، تأثیری ماندگار بر «آنکو ایتوسو» (۱۹۱۵-۱۸۳۱) گذاشت؛ مردی تحصیلکرده از خاندانی اشرافی که اکثر افراد او را پدر کاراته مدرن میدانند. ایتوسو در اوایل بیستسالگی، هنرهای رزمی اکیناوایی را زیر نظر استاد «بوشی ماتسومورا» (۱۹۰۱-۱۸۰۹) و هنر «توده» (به معنای لغوی «دستِ سلسله تانگ» که اشاره به هنرهای رزمی چینی دارد) آموخت. آموزشهای او بعدها سبکهای دیگر اکیناوایی را نیز در بر گرفت و او را به اولین استاد (شناختهشدهای) تبدیل کرد که هنرهایی را که بعدها با نامهای «شوری-ته»، «ناها-ته» و «توماری-ته» شناخته شدند، فرا گرفته بود.
ایتوسو در راستای تلفیق سبکهای رزمی گوناگون اکیناوایی تلاش کرد و آنچه را بعدها به «کاراته» معروف شد، شکل داد. او کاتاهای (فرمهای) پایهای به نام «پینان» (به معنای راه آرامش) را ابداع کرد. وی همچنین شاگرد جوانی به نام «گیچین فوناکوشی» (۱۹۵۷-۱۸۶۸) را پرورش داد که خود بعدها یکی از عوامل اصلی توسعه کاراته مدرن شد.
فوناکوشی در سال ۱۹۲۲، به دعوت جیگورو کانو، کاراته را با اجرای نمایش «کاتا» و ارائه جنبههای فلسفی و متعالی آن، در «کودوکان» به سرزمین اصلی ژاپن معرفی کرد. فوناکوشی آموزههای ایتوسو را به پنج اصل (ماکسیم) مشهور خود تغییر داد و «کاراته-دو» را از یک هنر رزمی صرف، به هنری تبدیل کرد که دربرگیرنده ارزشهایی همچون احترام، صداقت و پالایش شخصیت است. او همچنین برای ارتقای بُعد اخلاقی کاراته، «بیست اصل» کاراته-دو (شوتوکان نیجو کون) را معرفی کرد.
فوناکوشی در سال ۱۹۴۹، انجمن کاراته ژاپن (JKA) را تأسیس کرد و باشگاههای دانشگاهی و مدارس را تحت یک چتر واحد، که همگی با آموزههای او همسو بودند، گرد هم آورد. امروزه، سبک «شوتوکان» که توسط فوناکوشی ابداع شد، پرطرفدارترین و گستردهترین سبکِ کاراته ژاپنی است.
تکواندو: از ژاپن به کره
اگرچه تاریخنگاریهای رسمیِ تکواندو، آن را به عنوان یک هنر رزمی بومی توصیف میکنند که مستقیماً از هنر باستانیِ کرهایِ «تککیون» (Taekkyon) زاده شده است، اما تکواندو پیوند نزدیکی با کاراته ژاپنی دارد.
خاستگاههای رسمی تکواندو با «چوی هونگ هی» گره خورده است؛ که از کهنهسربازان جنگ کره، ژنرال ارتش کره جنوبی و بعدها پناهنده به کره شمالی بود. چوی که در سال ۱۹۱۸ در هوا دِ (Hwa Dae، کره شمالی امروزی) و در دوران تاریک اشغال کره توسط ژاپن (۱۹۴۵-۱۹۱۰) متولد شده بود، راه خود را به ارتش کره جنوبی باز کرد و در طول جنگ کره (۱۹۵۵-۱۹۵۰) به عنوان افسر خدمت کرد. به گفته خودش، او به همرزمان سرباز خود شیوهای از مبارزه را آموزش میداد که ترکیبی از «تککیون» (Taekkyon) با عناصری از «شوتوکان کاراته» بود که در دوران اقامت خود در ژاپن آموخته بود.
گفته میشود که چوی پس از جنگ، به اصلاح و ترویج سیستم رزمی خود ادامه داد و در سال ۱۹۵۵، رسماً نام آن را «تکواندو» گذاشت. با این وجود، تکنیکهای رزمی که بهتدریج به تکواندوی مدرن تبدیل شدند، هیچ شباهت واقعی به تککیون ندارند.»
درعوض، پس از جنگ کره، کاراتهکاهای کرهای که پیشتر در ژاپن زندگی کرده بودند، به وطن بازگشتند تا مدارس آموزشی خود را تأسیس کنند. اکثر آنها با افتخار بر ریشه (تبار) خود تأکید میکردند و برای توصیف هنرشان از معادلهای کرهایِ کاراته (گُنگسو/ دانگسو) استفاده میکردند. در مقابل، چوی تقریباً تنها کسی بود که ادعا میکرد خاستگاه آموزههایش چیزی غیر از ژاپنی است. با این وجود، او همچنان به عنوان بنیانگذار اصلی هنری شناخته میشود که در سال ۲۰۰۰ به یک ورزش المپیکی تبدیل شد.
از جودو در برزیل تا جوجیتسوی برزیلی
در مورد تکواندو، ورود کاراته ژاپنی به کره نقشی حیاتی داشت. مسیر مشابهی زمانی طی شد که میتسوئو مائدا، شاگرد ژاپنی جیگورو کانو، جودو را به برزیل آورد. اما با آموزشهای خانواده سرشناس برزیلی، یعنی گریسیها، و پیوند نزدیک با اقبال جنبش پروتوفاشیستیِ «انتگرالیسم برزیلی»، جودویی که به برزیل وارد شده بود، به «جوجیتسوی برزیلی» (BJJ) تبدیل شد.
تقریباً در سال ۱۹۱۷، مرد جوانی به نام کارلوس گریسی در «تئاتر د پاز» (Teatro da Paz) در بلم، شاهد نمایش جودوی مائدا (که با نام «کُنت کوما» فعالیت میکرد) بود. گفته میشود کارلوس که مسحور مهارتهای این جودوکار مرموز شده بود، بیدرنگ برای یادگیری مستقیم نزد مائدا ثبتنام کرد و بهسرعت به باارزشترین شاگرد او بدل شد.
در سال ۱۹۲۵، کارلوس گام برداشت و اولین مدرسه «گریسی» جوجیتسو را در ریو دو ژانیرو تأسیس کرد. با این حال، برادر کوچکترش، هلیو، کسی بود که درنهایت به عنوان بنیانگذار جوجیتسوی برزیلی به شهرت رسید. طبق روایات افسانهای خانوادهی گریسی، این هلیو بود که با معرفی مفهوم «اهرم»، جوجیتسو را «متحول» و بهینهسازی کرد. با این وجود، این پرسشِ کنجکاویبرانگیز همچنان باقی است که هلیو دقیقاً چگونه جودوی مائدا را دگرگون کرد و جوجیتسوی برزیلی (BJJ) چه تفاوتی با شکل اولیه آن دارد.
با این حال، خانواده گریسی سفر شگفتانگیز خاص خود را آغاز کردند. هلیو و کارلوس با دعوتِ علنی از سایر هنرمندان رزمی برای مبارزات «چالش گریسی» (Gracie Challenge) به منظور اثبات برتری جوجیتسوی خود، به شهرت رسیدند و اعتبار خود را بهشدت افزایش دادند. آنها همچنین به شکلگیری اسطورهی بنیانگذار جوجیتسوی برزیلی کمک کردند: این افسانه که با تسلط بر نیرو، اهرم و موقعیتسازی، فردی کوچکتر و از نظر جسمانی ضعیفتر (مانند هلیو گریسی) میتواند بر حریفی بزرگتر و قویتر پیروز شود (افسانهای که از جودو نیز گرفته شده است).
تأثیر این مفهوم، چیزی کمتر از یک انقلاب نبود. در اولین رویداد مسابقات «یو اف سی» (UFC) در سال ۱۹۹۳ (که نسخه تلویزیونی و مدرنِ همان چالشهای گریسی بود)، روییس گریسی، پسر هلیو، بدون ذرهای شک ثابت کرد که BJJ مؤثرترین هنر رزمی جهان است. امروزه، جوجیتسوی برزیلی یکی از سریعترین ورزشهای رزمی در حال رشد در جهان است و همچنان هنر اصلی در مبارزات «گیرایی» (Grappling) در مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) محسوب میشود. اما جوجیتسوی برزیلی نیز درست مانند جودو، کاراته و در واقع تکواندو، ریشههای خود را مدیون دوران مدرنسازی ژاپن در اواخر قرن نوزدهم است.