به گزارش ایرنا، مراسم وداع با رهبری که سایه وجودش، نه تنها یک جایگاه سیاسی که خیمهگاه یک تفکر، یک جهانبینی و یک سبک حیات بود، فراتر از یک آیین وداع و تشییع است. این مراسم اکنون در نقطه تلاقی حسرت فقدان و تداوم ایستاده است، جایی که غم تلخ جدایی، به سوخت موتور جنبشی برای حرکت رو به جلو تبدیل میشود.
در این رویداد تاریخی، ما با پدیده سوگ سازنده مواجه هستیم، اینجا در مصلای تهران، غم عامل جوشش و حرکت شده است. هر قدم مردم در این مسیر نه پیمودنِ یک مسیر جغرافیایی، بلکه گام برداشتن در مسیر آرمانهایی است که رهبر شهیدمان، آنها را ترسیم کرده بودند.
این همان کیمیاگری حضور است، جایی که قطرههای اشک حقیقی، در هم میآمیزند تا سیلابی از اراده، آگاهی و پیوستگی را رقم بزند. این راز بقای یک تمدن در برابر طوفانهای تاریخ است، غم فراق اینجا، پایان داستان نیست بلکه آغاز فصلی است که در آن درد و رنج به تعهد تبدیل میشود.
ما در عصر روایت چندلایه و تکنولوژی حضور زندگی میکنیم. در این میدان نبرد روایتها، دو بازوی قدرتمند در کنار یکدیگر عمل میکنند تا تصویر کاملی از واقعیت بسازند.
از یک سو، رسانههای رسمی وظیفه قوامبخشی، تبیین کلان و ثبت تاریخی دقیق را بر عهده دارند، آنها ستونهای فقرات این روایت هستند که چارچوب رسمی و معنابخشی به جریان میدهند. آنها عظمت صحنه را ثبت میکنند.
اما در کنار آنها، گوشیها در دست مردم، نقش ذرات زنده و سیال عاطفی را ایفا میکنند. هر شهروند، اکنون یک رسانه سیار و یک راوی صمیمی و حقیقی است. هر ویدیوی موبایلی،هر عکس لحظهای و هر استوری و پست در شبکه های اجتماعی، یک سند زیسته و بیواسطه از پیوند قلبی ملت با رهبر عزیزشان هست.
وقتی رسانههای رسمی شکوه اعداد و ارقام و نظم جمعی را مخابره میکند، شهروند رسانهها هم با زاویهای متفاوت از بغضها و چشمهای پر از اشک و حماسه حضور را ثبت میکنند. ترکیب این دو، یک روایت تام و تکمیلشده میسازد. این روایت ترکیبی، اجازه نمیدهد تاریخ به نفع روایتهای تحریفشده بیرونی، بازتعریف شود. این دموکراسی ثبت حقیقت در عصر دیجیتال است. این همافزایی، تضمینکننده آن است که این مراسم نه یک رویداد گذرا که جریانی ماندگار در حافظه جمعی است.
این مراسم وداع، کاشتن بذری است در حافظه تمدنی ما ایرانیان و هر تصویر و متن و کلیپ توسط رسانههای رسمی و شهروند رسانهها آجرهای بنایی است که برای نسلهای آینده در موزه زنده این ملت ساخته میشود.
این آرشیو عاطفی دیجیتال شناسنامه بلوغ ملت متمدن ایران است که میداند چگونه از دل بزرگترین بحرانها (از دست دادن رهبر امت) زیباترین و مستحکمترین حماسهها را بیرون بکشد.قطعا این بذرهای دیجیتال، در آینده روینده خواهد شد و به درختی تنومند ازهویت ملی تبدیل میشود که ریشههایش در عشق و شاخههایش در افتخار است.
این وداع و این بدرقه، آزمونی بزرگ و سرنوشتساز برای بلوغ فکری، حس مسئولیت اجتماعی و سواد رسانهای ماست. تفاوت این رویداد با آنچه در گذشته شاهدش بودیم در همین آگاهی عمیق به نقش خود نهفته است. ما امروز میدانیم که چگونه این غم بزرگ را به سرمایه اجتماعی و قدرت نرم در برابر بدخواهان و دشمنان تبدیل کنیم.
رسانههای بین الملل هم نه فقط جمعیت خیابانها، که فرهنگ رفتار ما را رصد میکنند و برگزاری مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب را از زوایای مختلف بازتاب دادند.
روایت خبرگزاریهای مختلف از جمله رویترز، «افه» اسپانیا، فرانس پرس، شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴، روزنامه فرانسوی «لو فیگارو» تارنمای خبری گاردین، روزنامه وال استریت ژورنال و غیره، از مراسم وداع با واژگانی همچون «انتظار صبورانه» ، «نمایش وحدت ملی»، «نمایش قدرت ایران در بحبوحه مذاکرات دیپلماتیک»، نماد مخالفت با امریکا و بزرگترین وداع تاریخی در ایران نام بردند.
این حضور بینظیر، متانت خیرهکننده، همدلی عمیق و این سیل خروشان انسانی، همگی نشانه ملتی است که حتی در لحظه سوگ، معمار اقتدار خویش و رهبر سکاندار سرنوشت خویش است.
بازتاب این رویداد توسط رسانه های داخلی ، خارجی و از همه مهمتر حضورِ هوشمندانه مردم در شبکههای اجتماعی، نشاندهنده گذار جامعه از مخاطب منفعل رسانه به فاعل فعال تاریخساز است. در این مسیر، هر ایرانی، نه یک تماشاگر صرف، که یک پیامرسان استراتژیک است؛ پیامرسانی که روایت ایستادگی، وحدت و امید را تا ابدیت تاریخ، با گوشیهای خود، با قلمهای خود و با حضور بیبدیلش، حک خواهد کرد.
این رویداد، پایان راه نیست آغاز فصلی نوین در کتاب تمدنسازی ماست. این آغاز یک امتداد ماندگار است.
*مشاور معاون امور رسانه ای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدرس و کارشناس خبر و رسانه












