به گزارش خبرآنلاین، سیزدهم تیرماه که به عنوان «روز ملی دماوند» شناخته میشود، بهانهای است برای یادآوری جایگاه قلهای که قرنهاست بر فراز البرز ایستاده و در حافظه ایرانیان، از هر کوه دیگری بلندتر است.
دماوند با ارتفاع ۵۶۱۰ متر، بلندترین قله ایران و بلندترین آتشفشان آسیاست؛ اما اهمیت آن را نمیتوان با عدد و ارتفاع سنجید. دماوند، جایی است که طبیعت، تاریخ و فرهنگ در آن به هم رسیدهاند و از دل این پیوند، یکی از ماندگارترین نمادهای ایران شکل گرفته است.
از دل آتش تا قلهای سپید
آنچه امروز به شکل قلهای پوشیده از برف دیده میشود، میلیونها سال پیش از دل فعالیتهای آتشفشانی سر برآورده است. هنوز هم دهانه دماوند با خروج بخارهای گوگردی و وجود چشمههای آب گرم در دامنههایش، گذشته آتشفشانی خود را به یاد میآورد.
این کوه در جنوب دریای خزر و در قلب رشتهکوه البرز قرار گرفته و از بسیاری از نقاط تهران، مازندران و سمنان قابل مشاهده است. شاید به همین دلیل، نسلهای مختلف ایرانیان از کودکی با تصویر آن بزرگ شدهاند؛ تصویری که به مرور از یک منظره طبیعی، به بخشی از هویت بصری ایران تبدیل شده است.

جایی که ضحاک به زنجیر کشیده شد
اگر طبیعت، دماوند را ساخته، اسطوره به آن جان داده است.
در روایتهای شاهنامه، پس از آنکه فریدون بر ضحاک پیروز میشود، او را در دل دماوند به بند میکشد تا شر و ستم برای همیشه در بند بماند. از همان زمان، دماوند تنها یک کوه نیست؛ نماد پیروزی داد بر بیداد است.
کمتر عنصر طبیعی در فرهنگ ایران چنین جایگاهی دارد که هم در اسطوره حضور داشته باشد، هم در تاریخ شفاهی مردم و هم در ادبیات کلاسیک و معاصر. دماوند در ذهن ایرانیان، مرز میان طبیعت و اسطوره را از میان برداشته است.
دماوندی که شاعران با آن سخن گفتهاند
شاید هیچ شاعری مانند ملکالشعرای بهار نتوانسته باشد روح دماوند را در شعر زنده کند. «دماوندیه» تنها توصیف یک کوه نیست؛ بیانیهای ادبی علیه استبداد است. بهار، دماوند را موجودی زنده میبیند؛ کوهی که میتواند آتش خشم خود را بر ظلم فرو بریزد و جامعه را از تباهی نجات دهد.
همین نگاه سبب شد دماوند در ادبیات معاصر، از یک چشمانداز طبیعی فراتر برود و به استعارهای از مقاومت، آزادی و امید بدل شود.
البته دماوند پیش از بهار نیز در شعر فارسی حضوری پررنگ داشت. از شاعران کلاسیک تا نویسندگان معاصر، بسیاری این کوه را نشانه شکوه، استواری و عظمت ایران دانستهاند؛ نمادی که گذر زمان نتوانسته از اعتبارش بکاهد.
نخستین اثر طبیعی ملی ایران
اهمیت دماوند تنها به ادبیات و اسطوره محدود نمیشود. این کوه، به دلیل ویژگیهای کمنظیر زمینشناختی و تنوع زیستی، نخستین اثر طبیعی ملی ایران است.
دامنههای آن زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری متعددی است و یخچالهای طبیعی، رودخانهها و چشمههای فراوانش، نقشی مهم در چرخه طبیعی منطقه دارند. هر سال نیز هزاران کوهنورد ایرانی و خارجی برای صعود به بام ایران راهی این منطقه میشوند؛ سفری که برای بسیاری، بیش از یک صعود ورزشی، تجربهای معنوی است.

دماوندی که به مراقبت نیاز دارد
با وجود همه این ارزشها، دماوند امروز بیش از هر زمان دیگری به حفاظت نیاز دارد.
تغییرات اقلیمی، کاهش بارش برف، کوچک شدن یخچالهای طبیعی، چرای بیرویه دام، فعالیتهای معدنی در برخی دامنهها، افزایش زباله و فشار ناشی از گردشگری کنترلنشده، همگی زنگ خطری برای این میراث طبیعی به شمار میروند.
کارشناسان محیط زیست معتقدند اگرچه دماوند در ظاهر استوار و شکستناپذیر به نظر میرسد، اما اکوسیستم آن بسیار شکننده است و هرگونه آسیب میتواند پیامدهایی بلندمدت برای طبیعت منطقه داشته باشد.
روزی برای یک کوه یا برای هویت ایران؟
روز ملی دماوند، صرفاً بزرگداشت بلندترین قله کشور نیست؛ یادآوری این حقیقت است که برخی نمادها، ستونهای هویت یک ملتاند. همانگونه که حافظ و فردوسی در ادبیات، یا تخت جمشید در تاریخ، بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل دادهاند، دماوند نیز در جغرافیا چنین نقشی دارد.
این کوه هزاران سال است که بر فراز البرز ایستاده؛ شاهد آمدن و رفتن حکومتها، الهامبخش شاعران، پناهگاه اسطورهها و مقصد عاشقان طبیعت. شاید راز ماندگاری دماوند همین باشد که تنها از سنگ و برف ساخته نشده است؛ از خاطره، شعر، اسطوره و امید نیز شکل گرفته است.
به همین دلیل، پاسداشت دماوند، پاسداشت یک کوه نیست؛ پاسداشت بخشی از ایران است که هنوز، استوار و سپید، بر بلندای تاریخ ایستاده است.
۴۷۴۷









