به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در برنامه تلویزیونی روشنا، به بررسی نهضت عبادی و سیاسی عاشورا پرداخت.
رحیم پور ازغدی در ابتدای این برنامه با اشاره به سیره اهلبیت (ع) و بررسی ابعاد سیاسی و تشکیلاتی حیات ایشان خاطر نشان کرد: متون و منابع عصر جاهلیت، یعنی زمانی که رژیم پهلوی در قدرت بود، بیانگر این نکته است که عدهای از روحانیون به این سبک از بحث پرداختهاند، که این امر نشان میدهد اهلبیت (ع) علاوه بر جایگاه مقدس دینی و نقششان بهعنوان امام و الگوی عقیدتی و رفتاری جامعه شیعه، صرفا مربی اخلاق و آموزگار معرفت نبودند، بلکه رهبران سیاسی بودند که با پیچیدگیهای تشکیلاتی، رفتاری، کادرسازی، هدفگذاری و برنامهریزی داشتند.
وی افزود: الگوی رهبری در صورتبندی کلان خود میتواند بهعنوان مبنایی برای فهم نقش رهبری در معماری نظمهای نوین، حتی در مقیاس جهانی، مورد توجه قرار گیرد. این بزرگواران تا آنجا پیش رفتند که توانستند در دل و زیر سایه قدرت بزرگترین ابرقدرتهای آن دوره، یعنی بنیامیه و بنیعباس نوعی دولت در دولت ایجاد کنند، الگویی که نشان میدهد رهبری میتواند بدون در اختیار داشتن قدرت رسمی، به بازآرایی مناسبات قدرت و شکلدهی به نظمهای بدیل بپردازد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه بیان داشت: اهل بیت(ع) بهقدری قوی عمل کردند که حتی در شرایطی که برخی از اهلبیت (ع) در زندان یا حصر بودند، در بالاترین سطح حکومت و زیر نظر خلیفه نفوذ داشتند. از این رو، در دستگاه حکومت کسانی بودند که برای آنان اطلاعات جمعآوری میکردند و عملا نقش جاسوسی داشتند که این سطح از نفوذ و مدیریت اطلاعات یکی از مولفههای کلیدی رهبری در هر پروژه کلان برای تغییر نظم موجود و طراحی یک نظم نوین بهشمار میرود.
رحیم پور ازغدی با اشاره به گستره جغرافیایی این حرکت افزود: در سرزمینی که از مرزهای هند، چین و آسیای میانه تا جزیره العرب و شمال آفریقا و جنوب اروپا گسترده بود، این جریان دارای قرارگاههای مبارزاتی در نقاط مختلف از جمله در مصر، شمال آفریقا، شام، سوریه، فلسطین، ایران، عراق و خراسان بزرگ بود.
وی در ادامه این برنامه خاطر نشان کرد: این شبکهها بهصورت همزمان فعال بودند و به شیوههای مختلف، پول، سلاح و اطلاعات توزیع میکردند و جنبشهای انقلابی علوی را حمایت و حتی هدایت میکردند، ظرفیتی که میتوان آن را نمونهای از یک معماری شبکهای فراملی در راستای شکلدهی به تحولات بزرگ و حتی نظمهای نوین جهانی دانست. از این رو، گسترش امامزادهها نیز بخشی از همین حرکت عظیم است که از شبهقاره هند و آسیای میانه تا شمال آفریقا و سودان امتداد دارد.
رحیم پور ازغدی تاکید کرد: فعالیتهای سیاسی اهل بیت(ع) اقدامات پراکنده و فردی نبود، بلکه بهقدری منسجم و معنادار بود که میتوان همه این بزرگواران را همچون یک فرد با عمر دو و نیم قرن در نظر گرفت که یک خط سیاسی واحد را دنبال کردهاند، خطی که میتواند بهعنوان نمونهای از تداوم راهبردی در رهبری انقلابهای نوین و حرکتهای تمدنساز مورد تحلیل قرار گیرد. بنابراین وقتی از فعالیت سیاسی اهلبیت(ع) سخن میگوییم، آن را بهعنوان یک فعالیت الهی و هدفمند در مسیر تغییرات کلان اجتماعی و تاریخی میبینیم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: سیاست به معنای قدرتپرستی، مربوط به حاکمیتهای طاغوتی بود، اما سیاست به معنای قدرتستیزی و تربیت، پروژه سیاسی اهلبیت (ع) محسوب میشد؛ تعریفی که میتواند مبنای بازتعریف نقش رهبری در انقلابهای نوین باشد، جایی که هدف، نه صرفا تصاحب قدرت، بلکه بازسازی انسان و جامعه است.
رحیم پور ازغدی با اشاره به معنای واژه سیاست اظهار داشت: واژه سیاست در اصل به معنای تربیت است و در نثر فارسی قدیم نیز همین معنا را داشته است، مثلا میگفتند کسی فرزندش را سیاست کرد، در واقع یعنی او را تربیت کرد. همچنین در متون دینی نیز تعبیر سیاست عباد یعنی تربیت و مدیریت انسانها است، و در سیاست مدرن، سیاست بیشتر به معنای سلطه و حاکمیت صرف قدرت تقلیل یافته است. همچنین در مکتب اهلبیت(ع)، سیاست به معنای تربیت و امامت است، یعنی شما مربیان و مدیران جامعه هستید و سیاست برای شما شغل نیست، بلکه رسالت است، رسالتی که در مقیاس کلان میتواند به طراحی نظمهای عادلانهتر در سطح جهانی منجر شود.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: این نگاه که گویی یک حقیقت واحد در طول دو و نیم قرن با شرایط مختلف، کنشها و واکنشهای متفاوتی نشان داده، صرفا یک تشبیه نیست، بلکه بیانگر یک حقیقت واحد و نورانیت مشترک است؛ حقیقتی که در عین تنوع روشها، از یک راهبرد کلان در هدایت تحولات پیروی میکند. البته این به معنای یکسان بودن همه ویژگیهای شخصی ائمه نیست، بلکه تفاوتهای طبیعی وجود دارد و حتی اختلاف نظر و گفتوگو نیز ممکن است، اما این اختلافها به نزاع و درگیری نمیانجامد و در چارچوب یک هدف کلان مدیریت میشود.
رحیم پور ازغدی یکی از نکات مهم مغفولمانده را اینگونه بیان کرد: از نکات مهمی که هم در گذشته و هم تا حدی امروز مورد غفلت قرار گرفته، این است که اهلبیت(ع) حداقل به اندازه دشمنانشان از شعور سیاسی، تحلیل، برنامهریزی، تشکیلات، مخفیکاری، کادرسازی و انتقال اطلاعات برخوردار بودند. از این رو، این مسائل بهوضوح در سیره آنان دیده میشود و میتواند بهعنوان الگویی برای رهبری در شرایط پیچیده و چندلایه جهانی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین پیش از انقلاب، این موضوع تقریبا نادیده گرفته میشد و پس از انقلاب تا حدی پذیرفته شده، اما هنوز نیاز به کار عمیقتر دارد.
وی افزود: پرسشهایی مانند اینکه آیا ائمه سیاسی بودند، آیا به دنبال حکومت بودند، آیا این موضوع با علم و عصمت و قداست آنان سازگار است یا نه، و اساسا تعریف سیاست و امام چیست، از جمله مباحثی است که اغلب پاسخهای منفی به آن داده میشد. در حالی که این بزرگواران، رهبران یک مبارزه بزرگ تاریخی بودند و همه ابعاد مادی مبارزه را در نظر داشتند و حتی فراتر از آن، دارای مبانی معنوی نیز بودند؛ ترکیبی که در شکلگیری هر انقلاب نوین نقشی تعیینکننده دارد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: آنان از نقطه عزیمت معنوی، وارد عینیترین و مادیترین عرصههای درگیری سیاسی و اجتماعی میشدند تا قسط و عدالت را برقرار کنند؛ مسیری که نشان میدهد تحقق هرگونه نظم عادلانه، چه در سطح ملی و چه جهانی، بدون پیوند میان معنویت، رهبری و کنش سیاسی ممکن نیست. از این منظر، قیام به قسط بدون مبارزه سیاسی ممکن نیست و مبارزه با ظلم که واجب شرعی است، بدون سیاست معنا ندارد.
حسن رحیم پور ازغدی در پایان این برنامه افزود: اگر کسی بگوید سیاست از دین جداست، باید پاسخ دهد که نگاه دین به ظلم و عدالت چیست. آیا مبارزه با ظلم، نهی از منکر و اقامه قسط، واجب شرعی نیست؟ اگر اینها دینی نیست، پس چه چیزی دینی است؟ از همین رو، قرآن صراحتاً هدف بعثت انبیا را همین امور میداند. بنابراین طرح مبارزه با ظلم، خود بهمعنای ورود به عرصه سیاست است و این همان نقطهای است که نقش رهبری در هدایت انقلابها و شکلدهی به نظمهای نوین، برجسته و تعیینکننده میشود.
انتهای پیام/ُ