در حالی که همه چشمها به آمریکا و فوتبالیها در سراسر دنیا حواسشان به جام جهانی است، فصل نقل و انتقالات در فوتبال ما آغاز شد و دلالان عزیز شبانهروز مشغول کارند! تیمهای متمول و پولدار و مدعی، کار خود را برای لیگ ۲۶ آغاز کرده و از دیگران پیش افتادند تا به قول بسیاری بزرگان، نیمی از راه قهرمانی در فصل نقلوانتقالات و با شکل تیم بستن مشخص شود.
اما تا اینجای کار پررنگترین حضور را تیمی داشته که اتفاقا بیشترین نیاز را به تغییرات در فصل نقلوانتقالات داشت؛ تیمی که این دو فصل عادت کرده بود مسابقات را با یک مربی آغاز، با یکی ادامه و با یکی دیگر به پایان برساند و فصل بعد روز از نو، روزی از نو! صد البته زور هیچکس نیز به بازیکنانی که در فضای مجازی و واقعی همه میخواستند و درون زمین میدیدند که فوتبال آنها تمام شده نمیرسید که آنها را کنار بگذارد! پس کاسه و کوزه سر مربی شکسته و این چرخه باطل تکرار میشد و مشکل پرسپولیس ادامه داشت.
داستان تابستان سال قبل و اسماعیل کارتال را به یاد بیاورید؛ به عنوان مثال خواسته بود از بین وحید امیری و عالیشاه فقط یکی بماند، اما در خانهاش بود و فضای مجازی باعث شد رضا درویش با هر دو تمدید کند! سپس هاشمیان آمد و دو روز مانده به شروع فصل، او نیز یکی از این دو یعنی وحید امیری را کنار گذاشت تا مشخص شود مشکل از مربیان نیست! هاشمیان تا روز آخر حضورش، دنبال دفاع چپ و راست بود! در نقاط دیگر زمین مشکل داشت و برایش وینگر خریده بودند! در نهایت نیز زورش به رختکن و اتحاد عجیب و غریب قدرتمندان این سالها -درون و بیرون پرسپولیس- نرسید و با اولین باخت، برکنار شد تا کسی بیاید که دور برگشت، از ۸ بازی ۶ تا را باخت!
حالا و در ظاهر، پرسپولیس تغییر رویه داده و بالاخره قید گزینههای رنگارنگ خارجی را زد و به مهدی تارتار اعتماد کرد. او هم مسیر الزامی خانهتکانی در قرمزها را پیش گرفته و میبینیم که اعلام کرده نیازی به عالیشاه، سروش و یکسری بزرگان بیانگیزه دیگر ندارد؛ یعنی همان مسیری که از نیمهکاره رهاشدن فصل قبل آغاز شده و وعدهاش را به هواداران داده بودند. حتی زمانی که اوسمار به کشور برگشت و کارش را استارت زد، همین برنامه در دستور کار بود. این یعنی هر کس مدیرعامل و سرمربی در پرسپولیس باشد، میداند که این تیم خون تازه میخواهد و خانهتکانی لازم است.
حالا اسامی مختلفی هر روز نزدیک به باشگاه پرسپولیس شده و خبرنگاران چهرههای مختلفی را حین ورود و خروج به باشگاه میبینند. برخی مثل سهیل صحرایی اعلام میکنند که فسخ کرده و برخی مثل مجید عیدی قرارداد بستند. اینجا قرار نیست به قضاوت این خریدها بپردازیم، چرا که هنوز اسکواد پرسپولیس و فضای ذهنی تارتار مشخص نیست. اما همین که او حمایت مدیران را داشته باشد تا خون تازه به تیم تزریق کند، نکته مثبتی است و البته این مسئولیت را به دوش هواداران میگذارد که به سرمربی تازهوارد و تیم تازهساختهاش، زمان بدهند؛ حداقل تا نیمفصل، نه اینکه به ساز دلالهای شکستخورده در معرفی مربی خارجی به باشگاه یا بازیکنان مختلف به تارتار، رقصیده و روی موجی که آنها در فضای مجازی با اولین ناکامی در لیگ درست خواهند کرد، سوار شوند!
اینجا روی صحبت با پرسپولیس است؛ مجموعه مدیران، هواداران و پیشکسوتان: حالا که به تارتار اعتماد شده پشت او بایستید و زمان بدهید تا کارش را کند.
در همین ارتباط: ویدیوی باشگاه پرسپولیس از اولین تمرین با حضور مهدی تارتار









