نویسندهٔ رمان ماندگار «شوهر آهوخانم» که همواره زنان را محور اصلی داستانهای خود قرار داده و با نثری ساده و دلنشین، تصویری واقعگرایانه از جامعهٔ ایرانی در دوران پهلوی ارائه کرده است، در آستانهٔ صدسالگی در آمریکا سکونت دارد. نجف دریابندری او را با بالزاک و تولستوی مقایسه کرده و بزرگ علوی، افغانی را سومین چهرهٔ مؤثر در غنای نثر فارسی پس از جمالزاده و هدایت میداند.
علیمحمد افغانی، متولد ۱۱ دی ۱۳۰۳ در کرمانشاه، از مادری اصفهانی و پدری که اصالتاً اصفهانی بود اما به دلیل اختلافات با عوامل حکومتی در دوران مشروطه، به کرمانشاه پناه آورد و در این شهر ماندگار شد، چشم به جهان گشود. افغانی خود را کاملاً کرمانشاهی میداند و پیشرفت ادبی خود را مرهون بزرگانی چون لاهوتی و رشید یاسمی میداند. او سواد خواندن و نوشتن را در مکتبخانه و مدرسه آموخت و تحصیلات متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند.
افغانی برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت و به دلیل کمبود توان مالی، برای بهرهمندی از مزایای مسکن و کمکهزینه، وارد دانشکدهٔ افسری ارتش شد. پس از فارغالتحصیلی به عنوان دانشجوی ممتاز، به آمریکا اعزام شد و در آنجا فرصت یافت تا ادبیات انگلیسی را فراگیرد و با تکنیکهای داستاننویسی نوین آشنا شود.
او کتاب «تکنیک داستانسرایی» را از آمریکا به ایران آورد و شیوههای داستاننویسی را از همین کتاب آموخت. با این حال، مسیر زندگی او در سال ۱۳۳۳ با دستگیری توسط مأموران حکومت نظامی پهلوی دوم در کرمانشاه به اتهام عضویت در سازمان نظامی حزب توده ایران، به یکباره تغییر یافت. وی در دادگاه به اعدام محکوم شد اما با تخفیف، به حبس ابد تبدیل شد. پس از چند سال و با تحکیم موقعیت شاه، گروهی از زندانیان حبس ابد مشمول عفو شدند و افغانی نیز در سالهای بعد از زندان آزاد شد.
دوران پنجسالهٔ زندان، تأثیر عمیقی بر افغانی گذاشت. او خود گفته است که نخستین جرقههای شکلگیری رمان «شوهر آهوخانم» در زندان به ذهنش رسید و در همین دوران به تدریس زبان انگلیسی و آموختن زبان فرانسه پرداخت. پس از آزادی، به دلیل آنکه ناشران، نویسندهٔ تازهکار را نمیشناختند و حجم کتاب بیش از هزار صفحه بود، از سرمایهگذاری بر روی آن خودداری کردند. افغانی ناچار شد خانهٔ خود را بفروشد و سرانجام این رمان را در سال ۱۳۴۰ در ۲ هزار نسخه منتشر کرد.
بسیاری از منتقدان، «شوهر آهوخانم» را برجستهترین رمان اجتماعی دهههای اخیر میدانند و معتقدند که افغانی با این اثر، یک دورهٔ تاریخی را به شیوهای صادقانه و هنرمندانه روایت کرده است. اگر «چشمهایش» از بزرگ علوی، سیمای مبارزان و «بوف کور» از صادق هدایت، روشنفکران دوران رضاشاه را به تصویر کشیدند، افغانی در «شوهر آهوخانم» زندگی خانوادگی در بستر سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ را به نمایش گذاشته است.
انجمن کتاب ایران، این رمان را در سال ۱۳۴۰ به عنوان داستان برگزیده انتخاب کرد. نجف دریابندری در وصف آن گفت: «نویسنده در این داستان از زندگی مردم عادی اجتماع ما تراژدی عمیقی پدید آورده و صحنههایی پرداخته است که انسان را به یاد صحنههای آثار بالزاک و تولستوی میاندازد و این نخستین بار است که یک کتاب فارسی به من جرات چنین قیاسی را میدهد.»
باقر پرهام، منتقد برجسته نیز او را «بیهیچ گمان، بزرگترین رماننویس زبان فارسی و با قید احتیاط، تواناترین داستاننویس ایرانی» خوانده است.
افغانی در تمام آثار خود، شخصیتهای اصلی و مهم داستانها را از میان زنان انتخاب کرده است. محوریت اصلی داستانهای او، نقش زنان در جامعه و نقد ساختارهای تعیینکنندهٔ جایگاه آنان در اجتماع است. افغانی با تکیه بر تکنیک دانای کل، نخست سیمای ظاهری شخصیتها را توصیف میکند و سپس با قرار دادن آنها در موقعیتهای گوناگون، روحیاتشان را به نمایش میگذارد.
برای نخستین بار در ادبیات ایران، زن در «شوهر آهوخانم» نقشی فعال و تأثیرگذار در پیشبرد داستان دارد. این ویژگی به حدی برجسته است که پس از انتشار این رمان، سیمین دانشور نیز در «سووشون» زن را به عرصهٔ ادبیات، زندگی و سیاست کشاند.
نثر افغانی ساده، روان و دلنشین است و هیچگاه به کلیشهها شباهت ندارد. او با قدرت هرچه تمامتر، جزئیات دقیق زندگی را به تصویر میکشد بهگونهای که خواننده احساس میکند با آدمهای زندهٔ پیرامون خود روبروست.
محمدعلی اسلامی ندوشن دربارهٔ کتاب «شوهر آهوخانم» گفت: «پس از خواندن این کتاب من چون کسی هستم که خواب شگفتآور خوشی دیده است و نمیتواند از تعریف آن برای دیگران چشم بپوشد و اکنون اگر بخواهیم بزرگترین داستانپرداز زبان فارسی را نام ببریم، بیگفتگو جز علیمحمد افغانی کس دیگری نمیتواند بود.»
در کارنامهٔ ادبی افغانی، کتابهای متعددی به چشم میخورد از جمله: «شلغم میوهٔ بهشت»، «سیندخت»، «بافتههای رنج»، «بوتهزار»، «محکوم به اعدام»، «دکتر بکتاش»، «همسفرها»، «دختردایی پروین»، «صوفی صحنه»، «دزد کنگاور»، «دنیای پدران و دنیای فرزندان»، «حاج اللهباشی»، «خداحافظ دخترم»، «سنگی بر روی بافه» و «شادکامان دره قرهسو».
رمان «شادکامان دره قرهسو» که در سال ۱۳۴۵ نوشته شده، داستانی عاشقانه با مضمونی اجتماعی است و در آن به وضعیت مردم ایران در دوران اول و دوم پهلوی پرداخته میشود. این رمان نیز مانند دیگر آثار افغانی، زن را محوریت قرار داده و با روایت داستان عشق بهرام و سروناز، به نقد ساختارهای اجتماعی و جایگاه زنان میپردازد.
گروهی از منتقدان و پژوهشگران ادبیات معاصر بر این باورند که بنای واقعگرایی اجتماعی با توصیفات دقیق علیمحمد افغانی پیریزی شده است. به گونهای که بسیاری معتقدند رمان «شوهر آهوخانم» نخستین اثر رئالیستی به مفهوم اصیل کلمه در ایران محسوب میشود.
افغانی با گسترش سبک رئالیسم با مایههای اجتماعی، سبک خود را از جریان ناتورالیسم جدا میکند و آثارش به عنوان نمونههای شاخص این سبک شناخته میشود.
این نویسنده کرمانشاهی در ادبیات بیش از همه تحت تأثیر آثار صادق هدایت، صادق چوبک و محمدعلی جمالزاده بوده است. بزرگ علوی دربارهٔ او گفته است: «افغانی پس از محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت، سهم بهسزایی در غنیساختن نثر فارسی دارد.»
علیمحمد افغانی هماکنون در آستانهٔ صدسالگی در آمریکا سکونت دارد و گاهی به ایران سفر میکند. در شهریور ماه ۱۳۸۸، او در مصاحبهای با مجلهٔ بخارا در تهران، آخرین نظریات و دیدگاههای خود را دربارهٔ نوشتن، ادبیات و زندگی بازگو کرد. او همواره تأکید داشته است: «نوشتن یگانه خانهٔ حقیقی من است.»
به گزارش ایرنا، کتاب «چهل چهره هنری کرمانشاه» تازهترین اثر اسفندیار رشیدی نویسنده کرمانشاهی است؛ اثری پژوهشی و تحلیلی که با واکاوی زندگی و آثار برجستهترین هنرمندان کرمانشاه، نقشهای روشن از هویت فرهنگی این سرزمین پیش روی نسل امروز میگذارد.
این کتاب برای نخستینبار مجموعهای از چهرههای تأثیرگذار هنر و فرهنگ کرمانشاه را در حوزههای ادبیات، موسیقی، خوشنویسی، تئاتر، سینما، شعر، داستاننویسی و پژوهش گردآوری و آثار آنان را از منظر تأثیرگذاری بر هویت فرهنگی استان تحلیل کرده است.











