به گزارش خبرنگار مهر، صندوقهای ارزی در ظاهر یکی از پاسخهای سیاستگذار به یک مسئله قدیمیاند: چرا در اقتصادی که تقاضا برای حفظ ارزش دارایی بالاست، بخش مهمی از خرید ارز بیرون از کانالهای رسمی انجام میشود؟ ایده اصلی این است که اگر مردم و سرمایهگذاران بتوانند بدون نگهداری اسکناس، در معرض بازدهی ارز قرار بگیرند، بخشی از تقاضایی که امروز به بازار غیررسمی میرود به ابزارهای رسمی منتقل میشود. در این صورت، هم هزینه مبادله برای مردم کاهش مییابد، هم شفافیت بیشتر میشود و هم فشار روانی بر بازار آزاد کمتر خواهد شد.
اما در عمل، موفقیت این ابزار به چند شرط مهم وابسته است. مهمترین پرسش این است که آیا دارنده سرمایه، صندوق ارزی را جانشین واقعی دلار نقد میبیند یا فقط یک دارایی کاغذی با محدودیتهای اداری؟ اگر پاسخ بازار به این پرسش منفی باشد، صندوق نهتنها بازار غیررسمی را کوچک نمیکند، بلکه ممکن است صرفا یک لایه جدید از تقاضا در کنار بازار آزاد ایجاد کند. از سوی دیگر، اگر این صندوقها بازدهی شفاف، امکان خرید و فروش آسان و اطمینان نسبت به تسویه داشته باشند، میتوانند بخشی از انگیزه نگهداری اسکناس در خانه را از بین ببرند.
در ارزیابی اثر صندوقهای ارزی باید میان دو نوع تقاضا تفاوت گذاشت: تقاضای مصرفی و تقاضای حفاظتی یا سفتهبازانه. تقاضای مصرفی، یعنی نیاز واقعی برای سفر، واردات خرد، درمان یا پسانداز ارزی قابل استفاده. این بخش معمولا به ابزاری نیاز دارد که در نهایت به ارز واقعی یا قدرت خرید معادل آن منتهی شود. اما تقاضای حفاظتی بیشتر به دنبال حفظ ارزش پول در برابر تورم و کاهش ارزش ریال است. صندوقهای ارزی اگر درست طراحی شوند، عمدتا بر این بخش دوم اثر میگذارند؛ یعنی کسانی را هدف میگیرند که لزوما به اسکناس نیاز ندارند، بلکه میخواهند از نوسان دلار جا نمانند.
چرا صندوق ارزی میتواند بخشی از تقاضا را جذب کند؟
یکی از مزیتهای اصلی صندوق ارزی این است که هزینههای پنهان نگهداری اسکناس را حذف میکند. کسی که دلار را در خانه نگه میدارد، با ریسک سرقت، گمشدن، جعل، دشواری خرید و فروش و شکاف قیمت خرید و فروش روبهروست. صندوق، اگر ساختار حرفهای داشته باشد، این هزینهها را به شکل کارمزد مدیریت و کارمزد معامله تجمیع میکند و از نظر اجرایی نگهداری دارایی را سادهتر میسازد. برای بخشی از طبقه متوسط شهری و سرمایهگذاران رسمی، همین سادگی یک مزیت مهم است.
مزیت دوم، شفافیت است. در بازار غیررسمی، قیمتها همیشه یکدست نیستند، حجم معاملات ثبت نمیشود و معاملهگر در معرض ریسک طرف مقابل قرار دارد. ابزار مالی رسمی میتواند کشف قیمت روشنتری ایجاد کند و جریان تقاضا را به بستری منتقل کند که قابل رصد باشد. این موضوع از نگاه سیاستگذار اهمیت زیادی دارد، چون هرچه سهم معاملات رسمی بیشتر شود، امکان تحلیل رفتار بازار و واکنش سیاستی بهتر خواهد شد.
مزیت سوم، امکان ورود سرمایههای خرد است. بسیاری از مردم برای خرید اسکناس با محدودیت سرمایه روبهرو هستند یا نمیخواهند درگیر معامله فیزیکی شوند. صندوق میتواند با مبالغ کوچک، دسترسی سادهتری به بازدهی ارزی بدهد. در نتیجه، آن دسته از تقاضاهای خرد که صرفا با هدف پوشش تورم به بازار آزاد میرفتند، شاید ترجیح دهند از مسیر رسمی وارد شوند.
با این حال، همه این مزایا زمانی معنا دارد که سرمایهگذار مطمئن باشد ارزش صندوق واقعا با متغیر ارزی همجهت حرکت میکند. اگر فاصله معناداری میان بازده صندوق و نرخ موثر بازار شکل بگیرد، اعتماد به سرعت از بین میرود. تجربه بازارهای مالی نشان میدهد ابزار جایگزین تنها وقتی موفق است که جانشینی آن برای دارایی پایه، از دید فعالان بازار، معتبر و قابل اتکا باشد.
چرا بسیاری هنوز دلار نقد را ترجیح میدهند؟
مهمترین رقیب صندوق ارزی، نه بازار سرمایه و نه سپرده بانکی، بلکه «حس مالکیت مستقیم» بر دلار است. برای بخش بزرگی از مردم، اسکناس فقط یک دارایی نیست؛ نماد کنترل، نقدشوندگی فوری و استقلال از مقررات است. کسی که دلار را در خانه نگه میدارد، تصور میکند در هر لحظه میتواند آن را بفروشد، منتقل کند یا برای نیازهای پیشبینینشده استفاده کند. صندوق ارزی تا زمانی که نتواند این احساس دسترسی و اختیار را بازسازی کند، در رقابت با اسکناس دست پایین را دارد.
مسئله دوم نقدشوندگی است. بازار آزاد ارز، با وجود همه ایرادها، از منظر ذهنی برای بسیاری از فعالان «همیشه باز» تلقی میشود. یعنی حتی اگر معامله رسمی نباشد، خریدار و فروشنده پیدا میشود. در مقابل، صندوق به ساعت معاملات، دامنه نوسان، سازوکار بازارگردانی، ابطال یا فروش واحدها و زمان تسویه وابسته است. اگر سرمایهگذار حس کند هنگام شوک ارزی نمیتواند با سرعت کافی از صندوق خارج شود یا قیمت تابلو از ارزش مورد انتظار عقب میماند، دوباره به بازار نقدی برمیگردد.
مسئله سوم، ریسک مقرراتی است. در اقتصادی که انتظارات بیثبات است، مردم به پایداری قواعد بسیار حساساند. اگر این نگرانی وجود داشته باشد که نحوه قیمتگذاری صندوق، فرمول تسعیر، محدودیتهای معاملاتی یا امکان دسترسی به منابع ارزی در آینده تغییر کند، ترجیح به نگهداری اسکناس تقویت میشود. به بیان دیگر، صندوق ارزی فقط با ریسک بازار مواجه نیست؛ با ریسک اعتماد هم روبهروست.
از همینجا میتوان به پرسش اصلی رسید: آیا سرمایهگذار دلار را در صندوق نگه میدارد یا در خانه؟ پاسخ یکدست نیست. سرمایهگذار حرفهایتر، شفافیت و سهولت معامله را مزیت میداند و ممکن است بخشی از سبد خود را به صندوق اختصاص دهد. اما سرمایهگذار محتاط یا بیاعتماد، بهویژه در دورههای تنش، همچنان اسکناس را امنتر میبیند. بنابراین صندوقها به احتمال زیاد تمام تقاضای بازار غیررسمی را جذب نمیکنند، بلکه فقط بخشی از آن را، آن هم در صورت طراحی مناسب، به سمت خود میکشند.
اثر واقعی صندوقها بر نرخ دلار و بازار غیررسمی چیست؟
اگر صندوقهای ارزی بتوانند تقاضای حفاظتی را جذب کنند، نخستین اثر آنها کاهش فشار تقاضای خرد بر بازار آزاد است. این اثر لزوما به معنای افت محسوس نرخ دلار نیست، اما میتواند از شدت جهشهای هیجانی بکاهد. بازار ارز در بسیاری از مواقع نه فقط به متغیرهای بنیادین، بلکه به رفتار جمعی و ترس از جاماندن از رشد قیمت واکنش نشان میدهد. ابزار رسمی اگر این ترس را در یک کانال شفاف تخلیه کند، نوسان بازار نقدی کاهش مییابد.
اما نباید انتظار اغراقآمیز داشت. نرخ دلار در نهایت تابعی از تورم، انتظارات، تراز ارزی، روابط تجاری، جریان درآمدهای خارجی و اعتبار سیاستگذار است. صندوق ارزی این متغیرهای بنیادی را تغییر نمیدهد؛ تنها میتواند شکل بروز تقاضا را تا حدی جابهجا کند. به همین دلیل، نقش آن بیشتر «تنظیمگر رفتاری» است تا «تعیینکننده بنیادی» نرخ ارز.
سناریوی موفق زمانی رخ میدهد که صندوق چند ویژگی همزمان داشته باشد: پشتوانه روشن، فرمول قیمتگذاری شفاف، بازارگردان فعال، فاصله کم میان قیمت معامله و ارزش خالص دارایی، امکان ورود و خروج آسان و حداقل ابهام در مقررات. در این وضعیت، بخشی از تقاضای سفتهبازانه و بخشی از تقاضای پوشش ریسک از بازار آزاد جدا میشود. در نتیجه، بازار غیررسمی کوچکتر میشود، هرچند حذف نمیشود.
سناریوی ناموفق هم روشن است: اگر صندوق بازدهیاش از نرخ موثر ارز عقب بماند، نقدشوندگی آن در روزهای پرتنش کاهش یابد یا سرمایهگذار نسبت به تسویه و دسترسی تردید داشته باشد، بازار آزاد همچنان مرجع اصلی میماند. در این صورت، صندوق تنها برای دورههای آرام یا برای گروه محدودی از سرمایهگذاران جذاب خواهد بود و اثر آن بر نرخ دلار ناچیز میشود.
در مجموع، صندوقهای ارزی میتوانند بخشی از بازار غیررسمی را کوچک کنند، اما نه با دستور و نه صرفا با راهاندازی یک ابزار جدید. شرط اصلی، ساختن اعتماد است. مردم زمانی دلار را از خانه به صندوق میبرند که مطمئن شوند این ابزار از نظر بازدهی، دسترسی و امنیت، جانشین قابل قبولی برای اسکناس است. بنابراین اثر این صندوقها بر بازار ارز، بیش از آنکه به عنوان رسمی آنها وابسته باشد، به کیفیت طراحی و ثبات قواعد بازی بستگی دارد. اگر این دو فراهم شود، صندوق ارزی میتواند سوپاپی برای تخلیه تقاضای هیجانی باشد؛ اگر نه، بازار غیررسمی همچنان جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.









