به گزارش مشرق، در روزهایی به سر میبریم که قدمهای عمده بخش مردم مذهبی جامعه _که مثل سایر اعضای جامعه استانداردهایی برای فیلم مطلوب خود دارند_ رفتن به سینما را از سبد خانوارد خود حذف کرده اند که دلایل آن فارغ از مسایل مالی است که هر از گاهی از زبان فعالین سینمای کشور مطرح می شود.
عمده سهم امروز سینمای ایران بر روی پرده نقره ای تقسیم شده است به سینمای اجتماعی شعار زده، کمدیهای کم مایه و بعضا فیلمهایی در ژانر دفاع مقدس که در سالهای اخیر خلاصه به پرترهسازی از شهدا شده است.
اما جای پرداختن به چالشهای زندگیهای روزمره، فراز و فرودها و قصه خانوادههایی مذهبی کشور هستند خالی است. قصههای پرمایه و جاندار فیلمهایی مثل «فرشتهها باهم میایند»، «دل شکسته»، «طلا و مس» یا یک «تکه نان»، حتی فیلمهای کمدی مثل «مارمولک» جایشان در سینمای امروز ایران خالی است.
سینما در جامعه مذهبی باید به پدیدهای فراگیر و روزمره تبدیل شود؛ درست همان تأثیری که فیلم «سفیر» بر اجتماعیتر شدن فضای سینما در این بخش از جامعه گذاشت.
امروزه یکی از مهمترین نیازهای سینمای ایران، تنوع ژانر است؛ بهویژه پرداختن به ساخت فیلمهایی با محوریت دین و کارکردهای آن در زندگی روزمره و اجتماعی که مورد توجه بخش قابل توجهی از طبقات مختلف اجتماعی ایران است اهمیت ویژه ای دارد.
از این رو وقت آن رسیده که متولیان سینمای ایران با دیده آسیب شناسانه نگاهی ژرف به این خلاء مهم در سینما بیاندازد تا هم دوباره گیشههای سینما رونق بگیرد هم تنوع ژانری رعایت شود. اینگونه فضایی که برای مردم حس آشنا پنداری ایجاد میکند دوباره دیده میشود و مردمی که خود را در سینما پیدا مدتی است که پیدا نمیکنند، دوباره به وسیله جادوی پرده نقرهای تصویر خود را در قالب ریتم دراماتیک سینما تماشا میکنند.












