به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، رویداد هماندیشی با مدیران عامل صندوقهای پژوهش و فناوری با محوریت تبیین سیاستهای اجرایی و ضوابط حمایتی جدید، با حضور معاون علمی رئیسجمهور، رئیس هیئت عامل صندوق نوآوری و شکوفایی و مدیران عامل صندوقهای پژوهش و فناوری برگزار شد.
دکتر حسین افشین، معاون علمی رئیسجمهور، در این نشست اظهار کرد: باید برخی صندوقهای خوب را تقویت کنیم و برخی صندوقها نیز باید حذف شوند؛ وگرنه حتی اگر منابع بزرگی هم در اختیار داشته باشیم، باید به شرکتهای دانشبنیان و فناوری بگوییم که این صندوقها در تأمین حقوق کارکنان خود هم با مشکل روبهرو هستند. اصلاً اینگونه نیست که هر صندوق ضعیفی، صرفنظر از اینکه در تهران باشد یا کلانشهرها، باید حفظ شود؛ باید بپذیریم که برخی صندوقها باید حذف شوند.
وی تصریح کرد: ذات این اکوسیستم، تخریب خلاق است. در حوزه فناوری باید چیزی تخریب شود تا چیز دیگری شکل بگیرد. باید یک ذهنیت قدیمی حذف شود تا ذهنیتی جدید ایجاد شود. ما بهدنبال آن هستیم که ذهنیتهای قدیمی که تغییر میکنند، کنار گذاشته شوند؛ همانطور که تاکسیهای تلفنی با ظهور تاکسیهای اینترنتی حذف شدند. اگر از گذشته عبور نکنیم، نمیتوانیم به آینده برسیم.
افشین افزود: در اکوسیستم فناوری، تخریب خلاق یک اصل است و باید چیزی از بین برود تا چیز دیگری جای آن را بگیرد. در غیر این صورت، مقاومت برای حفظ ساختارهای قدیمی یعنی اینکه متوجه این تحول نشدهایم. بنابراین خواهش من این است که برخی نکاتی را که دوستان مطرح کردند، با این نگاه ببینیم که اگر میخواهیم جایی را ایجاد کنیم، باید کمک کنیم؛ اما این کمک باید هدفمند باشد، نه اینکه زمین بزرگی ایجاد کنیم و با بارش بسیار کم بگوییم همه از آن استفاده کنند، در حالی که فقط همه کمی خیس میشوند و محصولی شکل نمیگیرد.
معاون علمی رئیسجمهور ادامه داد: نکته دوم این است که ما در آستانه بیستمین سال فعالیت معاونت علمی قرار داریم. اولین ابلاغ معاونت علمی حدود مردادماه صادر شد و امسال بیستمین سال آن است. در این دو دهه، نگاه ما این بوده که سیاستهای معاونت علمی مرور شود و امروز نیز به همین منظور همه موضوعات را با هم بررسی میکنیم.
افشین ادامه داد: مثالی که از شیر و آهو زدم، با معنا و منظور مشخصی بود. اگر مصاحبههای من را بررسی کرده باشید، گفتهام که در این زیستبوم، آنکه سریعتر بدود زنده میماند. شیر میدود تا خود را سیر کند و آهو میدود تا شکار نشود. در واقع، حرکت و سرعت، اصل حمایت در این فضاست.
وی افزود: با توجه به جلساتی که تا امروز برگزار کردهایم، تلاش کردهایم پارادایمها دقیقتر تبیین شود. از مردادماه تاکنون چندین جلسه با دوستان داشتهایم و تصمیم بر این شد که پیش از برگزاری جلسات اصلی، با هر بخش بهصورت جداگانه مذاکره شود تا در زمان ارائه، هر بخش دچار ابهام نشود. ممکن است درباره برخی موارد، نظراتی از سوی دوستان مطرح شود که ما نیز آنها را بررسی، ویرایش و بهینه میکنیم، اما هدف این است که دستکم سیاست کلیای که در حال اجراست، برای همه بهصورت دقیق روشن و بیان شود.
معاون علمی رئیسجمهور تصریح کرد: با بنیاد ملی علم جلسه داشتیم و نکات مدنظر مطرح شد. همچنین چهارشنبه گذشته نیز جلسهای با بنیاد ملی نخبگان برگزار کردیم و هماکنون نیز همکاران ما در بنیادهای استانی بهصورت مجازی این برنامه را دنبال میکنند. بنابراین با ارکان مختلف این حوزه جلسه داریم و برای هر کدام نیز ارائه خاصی آماده کردهایم تا دوستان با رویکردها و سیاستها آشنا شوند.
وی خاطرنشان کرد: در این مسیر، هم از تجربههای بینالمللی استفاده میکنیم و هم به توانمندیهای اکوسیستم داخلی توجه داریم. عنوانی که برای این رویکرد در نظر گرفتهایم، «تحول نظام تأمین مالی نوآوری» است. ممکن است صندوقها تنها بخشی از این منظومه باشند و قرار نباشد همه اجزا در آن خلاصه شوند، اما بهدلیل اهمیت این بخش، صندوقها را برجسته کردهایم و میخواهیم بازتعریفی از نقش آنها در این مسیر ارائه کنیم.
افشین افزود: صندوقهای پژوهش و فناوری، جامعه تخصصی و پارادایم جدید اقتصاد دانشبنیان و قدرتبنیان، از مفاهیمی هستند که عمداً بر آنها تأکید میکنم. در دهههای گذشته، اقتصاد دنیا عمدتاً بر پایه دانش و نوآوری حرکت کرده است، اما در ایران، اقتصاد هنوز بهطور کامل فناوربنیان، نوآور و راهبردی نشده است. این در حالی است که جهان به سمت فناوریهای نو و اکوسیستمهایی حرکت کرده که تولید قدرت میکنند.
وی ادامه داد: در دورهای، قدرت در اختیار کشورهایی بود که منابع طبیعی بیشتری داشتند؛ در دورهای دیگر، قدرت در اختیار دولتها و ارتشهای قویتر بود؛ سپس اقتصاد به منشأ قدرت تبدیل شد و اکنون در دههای قرار داریم که اقتصاد و داده، هر دو قدرتآفرین هستند. هر کشوری که داده بیشتری در اختیار داشته باشد و حاکمیت بیشتری بر داده اعمال کند، میتواند از آنم داده، اقتصاد و در نهایت قدرت تولید کند. بنابراین دانش و شرکتهای دانشبنیان باید به ثروت، قدرت و اثر اجتماعی تبدیل شوند.
معاون علمی رئیسجمهور تصریح کرد: تحولات جهانی نشان میدهد که برای عبور از یک نگاه صرفاً شرکتی، باید همزمان پنج رکن متحول شوند. در سالهای گذشته، اینگونه مطرح میشد که هر فردی که ایدهای دارد، بتواند شرکت تأسیس کند، دانشبنیان شود و محصول تولید کند، اما امروز ماجرا به این سادگی نیست. دیگر صرف داشتن ایده و تشکیل شرکت کافی نیست و نهاد مالی نیز فقط نباید وام، تسهیلات، کمک بلاعوض، ضمانت یا حمایت از فروش اول ارائه کند.
افشین ادامه داد: دیگر صرف اینکه بپرسیم «چقدر درآمد ایجاد شد» یا «چه چیزی تولید شد» کافی نیست. در حوزه فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، این پرسش که چند شرکت داشته باشیم، بهتنهایی معیار مناسبی نیست. اینکه بگوییم هزار، 10 هزار یا 100 هزار شرکت داشته باشیم، لزوماً به این معنا نیست که به قدرت رسیدهایم. در گذشته، صورت سؤال این بود که چند شرکت دانشبنیان باید داشته باشیم؛ حتی در قانون برنامه هفتم نیز از 30 هزار شرکت دانشبنیان سخن گفته میشود که نشاندهنده همان نگاه نسل قبل است.
وی تصریح کرد: امروز باید از نگاه صرف به تعداد شرکتها عبور کنیم. وقتی از هوش مصنوعی یا کوانتوم صحبت میکنیم، با یک زنجیره مواجه هستیم، نه با یک پدیده منفرد. باید دید در این زنجیره، در هر بخش چه جایگاهی داریم و در هر حوزه چه میزان ظرفیت باید شکل بگیرد. برای مثال، در حوزه زیستفناوری و پزشکی باید مشخص شود چه میزان زیرساخت لازم است، چه تعداد بیمارستان باید درگیر شوند و چند شرکت با توانمندی مشخص باید در این زنجیره حضور داشته باشند. بنابراین باید کل زنجیره را دید، نه صرفاً یک پدیده را.
معاون علمی رئیسجمهور افزود: نگاه جدید دیگر فقط درباره تعداد شرکتها یا میزان درآمد صحبت نمیکند. همچنین این ادبیات که گفته شود «سال گذشته این میزان وام دادم» یا «این مقدار ضمانتنامه صادر کردم»، ادبیات قدیمی است. آنچه اهمیت دارد، اثرگذاری، حل مسئله و میزان تأثیر بر اقتصاد است.
وی ادامه داد: در این منظومه، چند رکن اصلی وجود دارد؛ از جمله پارکهای فناوری، دانشگاهها، نظام سرمایهگذاری، صندوقها، صنعت، سرمایهگذاران و نقش دولت. برای ورود به بحث صندوقها، بد نیست این ادبیات را مرور کنیم و ببینیم اگر قرار است مسئله حل شود، تحول در صندوقها نیز باید بخشی از یک تحول بزرگتر باشد، نه موضوعی جدا از سایر بخشها.
افشین خاطرنشان کرد: وقتی از نسلهای مختلف سخن میگوییم، منظور این نیست که صندوقها در مقاطع جداگانه، ماهیت کاملاً متفاوتی داشتهاند، بلکه صندوقها خود را با تغییر نسلها و تغییرات سیستم تنظیم کردهاند و سازوکارهایشان تغییر یافته است. بنابراین وقتی از نسل یک تا پنج صحبت میکنیم، منظور بیشتر تطبیق با تحولات محیطی است، نه اینکه بگوییم صندوقها در هر دوره فقط یک کارکرد مشخص داشتهاند.
وی تصریح کرد: این تحول را میتوان در دانشگاهها نیز مشاهده کرد. دانشگاه نسل اول صرفاً آموزشی بود و مأموریت آن آموزش محسوب میشد. در نسل دوم، پژوهش در کنار آموزش قرار گرفت. در نسل سوم، دانشگاه کارآفرین شکل گرفت و بخشی از مأموریت تجاریسازی نیز به آن اضافه شد. در نسلهای بعدی، شبکهسازی، کار بینرشتهای و در نهایت مأموریتگرایی نیز به دانشگاه افزوده شد؛ یعنی دانشگاه به سمت حل مسئله حرکت کرد.
معاون علمی رئیسجمهور افزود: این ترمها و تقسیمبندیها از منظر نظام دانشبنیان مطرح میشود، نه صرفاً از دیدگاه خود دانشگاهها. ممکن است کسانی که از منظر دانشگاهی به موضوع نگاه میکنند، تعبیر متفاوتی داشته باشند، اما واقعیت این است که نظام دانشگاهی این تغییرات را تجربه کرده است.
وی ادامه داد: دولتها نیز در این مسیر نقشهای متفاوتی داشتهاند. برخی نقشها مداخلهگرانه بوده و برخی بیشتر جنبه حمایتی داشته است. در مقاطعی، دولت تلاش کرده با ایجاد زیرساخت، حمایت مستقیم انجام دهد، کمک کند صندوقها شکل بگیرند و از مسیرهایی مانند تبصره 18 منابعی برای این بخش فراهم شود.
افشین ادامه داد: دولت باید کمک کند قوانین لازم ایجاد شود، بازار اول شکل بگیرد، مشوقهای مالیاتی فراهم شود و زمینه تجاریسازی به وجود آید. در نسل سوم، تلاش بر این است که از کل سیستم حمایت شود و در نسل چهارم، مناطق نوآوری شکل بگیرد. البته این به آن معنا نیست که این روند الزاماً باید در سراسر کشور بهصورت یکسان اتفاق بیفتد، بلکه باید در نقاطی که ظرفیت و پتانسیل وجود دارد، این مسیر دنبال شود.
وی افزود: نسل پنجم، همه مأموریتهای پیشین را در بر میگیرد و در عین حال، مأموریت فناوری نیز به آن اضافه میشود. در اینجا نقش دولت، هدایت است، نه مداخلهگری. هدایت به این معناست که دولت تنها در حوزههایی ورود کند که با شکست بازار، منافع عمومی یا فناوریهای راهبردی مواجه هستیم.
معاون علمی رئیسجمهور تصریح کرد: ما از ابتدا در معاونت علمی تلاش کردیم ببینیم سیاست دهههای گذشته چه بوده است. در اکوسیستم باز، مدلی که نمونه آن را میتوان در آمریکا دید، رویکرد این است که دولت در سرمایهگذاریها دخالت مستقیم نکند، بلکه حمایت کند، زیرساخت ایجاد کند، وام و تسهیلات بدهد و مسیر را هموار سازد، اما هدایتگری مستقیم نداشته باشد. در این مدل، فرض بر این است که خود فرد دانش لازم را دارد، بازار را میشناسد و میتواند رشد کند.
وی ادامه داد: در این نگاه، بذر در زمین پاشیده میشود و هر جا استعداد رشد وجود داشته باشد، همانجا رشد اتفاق میافتد. این همان منطق سیستم باز است. اما در فناوریهای اقتدارآفرین، این مدل بهتنهایی پاسخگو نیست؛ زیرا در این حوزهها ممکن است بازار بهتنهایی نتواند نقش هدایتگر را ایفا کند.
افشین خاطرنشان کرد: در آمریکا، بازار در بسیاری از حوزهها نقش هدایت را بازی میکند، اما در ایران نیز در حوزههای کمفناوریتر، بازار میتواند این نقش را داشته باشد. به بیان ساده، اگر یک شرکت دانشبنیان محصولی تولید کند اما نتواند آن را بفروشد و بازار نیز آن را خریداری نکند، آن فناوری رشد نخواهد کرد. بنابراین فناوریهایی که بازار توان خرید آنها را ندارد، بهطور طبیعی امکان رشد پیدا نمیکنند.
وی افزود: بر همین اساس، به این جمعبندی رسیدیم که مدل آمریکایی، یعنی سیستم غیرمداخلهگر و غیرهدایتگر، برای همه حوزهها کافی نیست. در مقابل، مدلی نیز وجود دارد که دولت در آن هدایتگرتر عمل میکند؛ یعنی مشخص میکند که چه فناوریهایی اولویت دارند و اگر فعالان در آن حوزهها ورود کنند، از حمایت بیشتری برخوردار میشوند. این رویکرد باعث میشود رشد فناوری در آن بخشها سریعتر اتفاق بیفتد. نمونه این مدل را میتوان در چین مشاهده کرد.
معاون علمی رئیسجمهور ادامه داد: برخی کشورها مانند سنگاپور و کرهجنوبی نیز از مدل ترکیبی استفاده کردهاند. به این صورت که در فناوریهای متعارفتر و سطوح پایینتر، سیستم باز را پذیرفتهاند و از همه بهصورت عام حمایت کردهاند؛ از مراکز نوآوری و کارآفرینی گرفته تا افرادی که دانش و ایده خود را توسعه میدهند. اما در حوزههای بالادستی و راهبردی مانند کوانتوم، هوش مصنوعی پیشرفته و میکروالکترونیک، دولت نقش هدایتگر ایفا کرده است.
وی تصریح کرد: در این الگو، دولت اعلام میکند که اگر در این حوزهها فعالیت شود، از آن حمایت میکند، خرید انجام میدهد، حمایت مضاعف ارائه میدهد و برخی پروژهها را در اولویت قرار میدهد. این همان مدلی است که از ابتدای حضور ما در معاونت علمی نیز در مصاحبهها و جلسات مطرح بوده است. در کنار حمایت عمومی از ایدههای خوب و مواردی که بازار نیز به آنها اقبال نشان میدهد، در بخشهای بالادستی و راهبردی نیز سرمایهگذاری ویژه و هدایتگری مشخص باید وجود داشته باشد.
افشین ادامه داد: بخشی از این موضوع را میتوان با مثال باران توضیح داد. باران را در نظر بگیرید که بر زمین میبارد؛ در این حالت، بخشی از زمین از این بارش بهرهمند میشود و رشد میکند. اما واقعیت این است که ما آنقدر منابع مالی و سرمایه در اختیار نداریم که بتوانیم همهجا را به یک میزان پوشش دهیم. از اینرو، بخشی از سرمایه را جدا میکنیم و با لولهکشی و سیستم آبیاری قطرهای، آب را بهصورت هدفمند به بخش مشخصی میرسانیم تا در آن قسمت، باغی کامل و پربار شکل بگیرد. در عین حال، بخشی دیگر نیز بهصورت طبیعی و در چارچوب سیستم باز مسیر خود را طی میکند.
وی افزود: بنابراین مدلی که ما به آن رسیدهایم، یک سیستم ترکیبی است. البته تلاش کردهایم و تلاش خواهیم کرد که حتی در این بخش نیز مداخلهگر نباشیم. مفهوم اصلی این است که اکوسیستم از یک الگوی کاملاً آزاد، به سمت یک سیستم ترکیبی حرکت میکند.
معاون علمی رئیسجمهور تصریح کرد: بر همین اساس باید دید پارکهای علم و فناوری چه تغییراتی کردهاند. در جلسهای که با پارکها داشتیم، ارائههایی مطرح شد و نکاتی که خودشان بیان کردند، برای من جالب بود. برای مثال، گفته شد که چه میزان فضای استقرار در اختیار دارند، چه مقدار زمین واگذار کردهاند، چه تعداد شرکت در آنها مستقر شده و چه میزان درآمد ایجاد شده است.
وی ادامه داد: این نگاه، بیشتر ناظر به نسلهای ابتدایی پارکهای علم و فناوری است. پارک در نسل اول، از زمین و فضا آغاز میشود؛ یعنی این نگاه وجود داشت که اگر دانشگاه زمینی مازاد دارد، میتوان از آن استفاده کرد و محلی در کنار دانشگاه برای استقرار شرکتها بهوجود آورد. در آن مقطع، تصور بر این بود که اگر صنعت در کنار دانشگاه قرار گیرد، مسئله حل میشود. بنابراین سیاست نسل اول، بر استقرار متمرکز بود و پارک بیشتر نقش مدیر زیرساخت و مدیر ساختمان را ایفا میکرد.
افشین خاطرنشان کرد: در نسل دوم، این نگاه مطرح شد که صرف استقرار کافی نیست و باید به تجاریسازی نیز کمک شود. در این مرحله، پارک دیگر فقط محل استقرار نیست، بلکه باید به شرکتها برای تجاریسازی محصول کمک کند؛ از جمله از طریق مشاوره، مشاوره حقوقی، شتابدهی و سایر ابزارهای حمایتی. در نتیجه، پارک در نسل دوم به موتور تجاریسازی و حمایت از شرکتها تبدیل میشود.
وی افزود: البته در دنیا این تقسیمبندیها و تحولات، با ادبیات و جزئیات متفاوتی دنبال شده است، اما اصل موضوع این است که نقش پارکهای علم و فناوری نیز مانند سایر ارکان اکوسیستم، دچار تحول شده و از مدیریت صرفِ فضا، به سمت نقشآفرینی فعالتر در تجاریسازی حرکت کرده است.
انتهای پیام/