کارگردان مستند «مرد ابدی»: مستندساز وقتی دیده نمی‌شود، ناچار به سمت کار نمایشی می‌رود

خبرگزاری میزان پنج شنبه 25 تیر 1405 - 07:07
فلاح‌فر با بیان اینکه مستند خوب همچنان می‌تواند جایگاه ویژه خود را نزد مخاطب حفظ کند، از چالش‌های ساخت «مرد ابدی»، استفاده از هوش مصنوعی در روایت، دشواری‌های تدوین و نیز مسئله دیده نشدن مستند در فضای رسانه‌ای کشور سخن گفت. 
خبرگزاری میزان -

مستندسازی درباره چهره‌هایی که نامشان با حافظه تاریخی یک ملت گره خورده است، فقط ثبت چند تصویر و کنار هم قرار دادن چند روایت نیست؛ چنین آثاری بیش از هر چیز به نگاه، دقت، پژوهش و جسارت در انتخاب زاویه دید نیاز دارند. مستند «مرد ابدی» نیز از همین منظر قابل توجه است؛ اثری که تلاش کرده است با عبور از روایت‌های محدود و تک وجهی، تصویری جامع‌تر از شهید حسن تهرانی‌مقدم و مسیری که به شکل‌گیری قدرت موشکی ایران انجامیده ارائه کند. 
ساسان فلاح‌فر، کارگردان مستند «مرد ابدی» در گفت‌و‌گو با میزان از روند شکل‌گیری این اثر، دغدغه رسیدن به یک روایت کامل و ماندگار، استفاده از آرشیوهایی که برای نخستین بار دیده شده‌اند، تجربه به‌کارگیری هوش مصنوعی در نریشن و همچنین چالش‌های پخش و دیده شدن مستند در ایران گفت. 

وی در پاسخ به این پرسش که برای ساخت مستند، معمولا چه میزان اطلاعات و پژوهش لازم است تا اثر نه دچار شتاب زدگی شود و نه از واقعیت‌های تازه و جذاب عقب بماند، گفت: ساخت مستند در اصل به یک‌سری اطلاعات و داده نیاز دارد که باید جمع آوری شود. مثلا در مستندهایی مثل تشییع و وداع یا آثاری از این دست، بعضی اتفاق‌ها در یک زمان خاص رخ می‌دهند و شما در کوتاه‌ترین زمان ممکن باید آن‌ها را ثبت کنید، وگرنه از دست می‌روند. بعضی از رخدادها، مثل آنچه در جنگ‌ها اتفاق می‌افتد، چنین ویژگی‌ای دارند. در این موارد شما ناچارید در همان بازه زمانی مشخص وارد میدان شوید و ثبت اولیه را انجام دهید؛ بعدتر می‌توانید روایت کامل‌تر و عمیق‌تری از آن بسازید. 

فلاح‌فر ادامه داد: از طرف دیگر، بعضی موضوع‌ها از قبل برای ما شناخته شده‌اند و می‌دانیم چه جنس اتفاق‌هایی ممکن است در آن‌ها رخ دهد. همین آشنایی اولیه کمک می‌کند که با نگاه دقیق‌تری وارد موضوع شویم. البته درباره این پروژه خاص، چون افراد زیادی در حال کار کردن روی آن هستند، من سراغش نرفتم، وگرنه قطعا لازم و واجب است که افراد مختلف به سراغ چنین موضوعی بروند و آثار متنوعی برای آن ساخته شود؛ چون باید برای یک موضوع، چند زبان و چند روایت نزدیک هم شکل گیرد. 

وی اظهار کرد: من ترجیح می‌دهم با فاصله، با پژوهش بیشتر و با تعمدی جدی‌تر سراغ موضوع بروم و از زاویه‌ای متفاوت وارد شوم. یعنی اگر افرادی نبودند که در بازه زمانی تشییع و وداع آثاری تولید کنند، طبیعتا من نیز دست به کار می‌شدم؛ همان‌طور که مثلا در اواسط دهه ۹۰، درباره سوریه آثار زیادی ساختم و ما ناچار بودیم در زمان مشخصی تولید کنیم تا فضای رسانه پر شود و درباره آن مسئله بتوان صحبت کرد، اما بعدتر، مثلا پس از ماجرای پایان داعش، کارهای متفاوت دیگری هم ساخته شد. 

این کارگردان مستند تاکید کرد: حرف من این است که بعضی آثار باید در یک بازه زمانی کوتاه و بعضی آثار هم باید با فاصله و در زمان بلندتر تولید شوند. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم و اگر پژوهش قوی و جدی داشته باشیم، می‌توانیم اثری تولید کنیم که حداقل تاریخ مصرف کوتاهی نداشته باشد و من سعی کرده‌ام تا حدی به این سمت بروم. مثلا در مستند ۱۶ قسمتی مربوط به شهید سلیمانی، تلاش کردم اثری بسازم که فقط برای یک مناسبت یا یک زمان محدود نباشد، بلکه در زمان‌های مختلف هم قابل استفاده و قابل پخش باشد، البته این هم به پژوهش و نگاه عمیق به موضوع برمی‌گردد. 

وی درباره اینکه پژوهش چه سهمی از زمان تولید یک مستند را به خود اختصاص می‌دهد، گفت: ما گاهی در موقعیتی قرار می‌گیریم که تنها یک فرصت محدود و ابزارهای محدودی در اختیار داریم؛ در این شرایط، باید بر اساس همان دارایی‌هایی که داریم و موضوعی که انتخاب کرده‌ایم، به سراغ پژوهش برویم تا بتوانیم آن محتوا را غنی‌تر کرده و زاویه دید متفاوتی برای ساخت اثر پیدا کنیم. 

کارگردان مستند «مرد ابدی»: مستندساز وقتی دیده نمی‌شود، ناچار به سمت کار نمایشی می‌رود

این مستندساز در پاسخ به این پرسش که آیا عدم حضور مستندسازان در رویدادهایی مثل مراسم تشییع، موجب ارائه روایت‌ها توسط بلاگرها شده یا کمبود کیفیت و آیا جایگزین شدن بلاگرها به جای مستندسازان، یک شکست یا نقطه ضعف برای صنف مستندسازی محسوب می‌شود یا نه، گفت: چون آثار بلاگرها زودبازده است و در عرض چند ساعت تحویل می‌دهند، از آن‌ها استفاده می‌شود؛ هرچند که تاریخ مصرف این آثار بسیار کوتاه است و تنها برای چند دقیقه یا چند ساعت اعتبار دارد. بخش دیگر این مسئله به مدیران فرهنگی برمی‌گردد که از چه کسانی و با چه نگاهی برای روایت استفاده می‌کنند. 

وی اظهار کرد: به نظر من، برخی از این حضورها صرفاً به دلیل سرعت عمل است و برخی دیگر ناشی از جوزدگی که همیشه در رسانه‌ها دیده می‌شود، اما معتقدم در آینده نزدیک، آثار باکیفیت و متعددی از مستندسازان مختلف منتشر خواهد شد، فقط باید کمی صبر کرد؛ مستند مثل غذایی است که باید اجازه دهیم بماند تا جا بیفتد و قابل خوردن شود. در نهایت، بلاگرها هرگز نمی‌توانند جایگزین مستندسازان شوند؛ نه در محتوا و نه در لایه اثرگذاری. عمر آثار حاصل از بلاگری چند ساعت است، اما آثار مستندی که با نگاه و پژوهش تولید می‌شوند، ماندگار خواهند بود، چون هدف آن‌ها روشن کردن حقیقت و روایت کردن یک موضوع است. 

فلاح‌فر درباره عبور از این چالش که در رویدادهای بزرگ مثل مراسم تشییع، همه دوربین‌ها و مستندسازان دچار یک الگوی تکراری می‌شوند و نگاهشان شبیه به هم می‌شود، گفت: رویدادهایی مثل تشییع، ذاتاً یک فرم ثابت دارند؛ مثلاً حرکت جمعیت از یک نقطه به سمت آرامگاه، اما تفاوت اصلی در اینجا، هنر مستندساز و هنر مدیر در انتخاب سازه برای روایت است، تفاوت یک مستندساز با یک ناظر عادی در همین‌جاست که او می‌تواند با همان تصاویری که همه می‌بینند، حرفی برای گفتن داشته باشد. 

وی تاکید کرد: مستندساز باید با استفاده از تجربه و پژوهش (هم پیش از شروع کار و هم در مرحله پس‌تولید و تدوین)، نگاهی عمیق ایجاد کند تا بتواند از آن فرم ثابت فراتر برود و روایت متفاوتی ارائه دهد، این همان نقطه‌ای است که تفاوت مستندساز با بلاگر در آن مشخص می‌شود. 

این مستندساز راهکار مناسب برای دستیابی به تنوع در آثار را تجربه دانست و گفت: اگر یک مستندساز با تجربه را در هر صحنه‌ای رها کنید، او جایگاه خود را پیدا می‌کند و سوژه مناسبِ نگاه خود را می‌یابد، اما تجربه باید از همان مرحله تیم تولید و فکر کردن به این موضوع شروع شود که: «من دقیقاً می‌خواهم چه حرفی بزنم و چه چیزی را رقم بزنم؟» 

وی درباره اینکه علاوه بر تجربه، چه عوامل دیگری در جلوگیری از کپی‌برداری نقش دارند، گفت: در مورد مسئله کپی‌برداری، باید بگویم که این اتفاق هم به صورت آگاهانه و هم ناخودآگاه رخ می‌دهد. گاهی ممکن است ناخودآگاه باشد؛ یعنی ما شاید اصلاً نخواهیم از کسی تقلید کنیم، اما چون تصویر یا سکانسی در ذهنمان نقش بسته است، در لحظه‌ای که موقعیت مشابهی پیش می‌آید، ناخودآگاه سراغ آن می‌رویم. این کار گاهی برای کسب یک آرامش فکری است؛ یعنی فرد می‌خواهد از الگویی که می‌داند موفق بوده است، برای اطمینان خاطر استفاده کند. گاهی هم فرد با برنامه‌ریزی و پلن مشخص، سکانسی را ضبط می‌کند تا به نتیجه‌ای خاص برسد، اما در نهایت به دلیل شباهت‌های ناخودآگاه، اثر او شبیه به کار دیگری به نظر می‌رسد. من خودم در پروژه‌ای مثل «تله بی‌پایان» با این چالش روبه‌رو بودم؛ سکانسی را بر اساس ذهنیت خودم ساخته بودم، اما بعد از اکران، به دلیل شباهت‌های بصری، برخی تصور کردند که از فیلم اوپنهایمر تقلید کرده‌ام، در حالی که من این تله را قبل از فیلم اوپنهایمر ساختم و کاملاً ساخته و پرداخته ذهن خودم بود. این یکی از چالش‌های همیشگی در هنر است که همیشه ممکن است رخ دهد. 

کارگردان مستند «مرد ابدی»: مستندساز وقتی دیده نمی‌شود، ناچار به سمت کار نمایشی می‌رود

کارگردان «مرد ابدی» درباره اینکه در این مستند فقط به شهید حسن تهرانی مقدم پرداخته نمی‌شود و نقش دیگر چهره‌ها از جمله شهید سلیمانی، رهبر انقلاب و دیگر افراد موثر در شکل‌گیری و پیشرفت صنعت موشکی هم دیده می‌شود، گفت: من سال‌هاست در این حوزه کار می‌کنم و به موضوع هوافضا علاقه دارم. پیش از این هم در آثاری مثل «بی‌پایان» و «مردی با آرزوهای بزرگ» به شهید حسن تهرانی مقدم پرداخته بودم. بعد از پژوهش‌های مختلفی که برای این آثار انجام دادم و همچنین با مرور کتاب‌ها، مستندها، کلیپ‌ها و دیگر آثاری که درباره ایشان تولید شده بود، به این نتیجه رسیدم که هنوز یک پرتره جامع از پدر موشکی ایران وجود ندارد. این برایم عجیب بود، چون ۱۵ سال از شهادت ایشان و همراهانشان گذشته است، اما همچنان جای یک روایت کامل و منسجم خالی بود. برای همین به این جمع‌بندی رسیدیم که این کار باید آغاز شود و به هر شکل ممکن پیش برود. 

وی در ادامه درباره اینکه در جریان تولید این مستند، چه عواملی باعث شد جهان روایتش گسترده‌تر شود، گفت: در حین کار، فیلم‌ها و اسناد مختلفی به دست ما رسید و مدام به داشته‌های پژوهشی‌مان اضافه شد. همین مسئله جهان روایت را برایمان وسیع‌تر کرد و به تدریج روشن شد که اگر بخواهیم درباره شهید تهرانی مقدم حرف بزنیم، ناچاریم به افراد دیگری هم بپردازیم که در این مسیر نقش داشته‌اند. در واقع، این پیشرفت حاصل یک مسیر جمعی بود و نمی‌شد آن را به یک فرد محدود کرد. هرچه جلوتر رفتیم، مسئولیت‌مان هم بیشتر شد، چون احساس کردیم با یک گنج تصویری و تاریخی روبه‌رو هستیم که باید با دقت و حساسیت فراوان روایت شود. 

فلاح‌فر درباره استفاده از هوش مصنوعی در مستند «مرد ابدی» که یکی از ویژگی‌های مهم آن محسوب می‌شود، گفت: مهمترین مسئله برای ما، شکل روایت بود. بعد از بحث‌های زیاد و بررسی راه‌های مختلف، به این نتیجه رسیدیم که اگر بتوانیم بدون لطمه زدن به حقیقت و اصالت اثر، روایتی را از زبان خود شهید تهرانی مقدم بیان کنیم، هم جذاب خواهد بود و هم می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به هر حال هوش مصنوعی امروز در دسترس همه قرار دارد، اما اغلب استفاده درستی از آن نمی‌شود. ما فکر کردیم اگر بتوانیم از این فناوری استفاده دقیق و کنترل‌شده داشته باشیم، نتیجه به نفع اثر خواهد بود. 

وی درباره روند استفاده از هوش مصنوعی بیان کرد: تمام نریشن‌هایی که در مستند شنیده می‌شود، با کمک هوش مصنوعی شکل گرفته است. در واقع متن را خودم خواندم، اما صدا با استفاده از این فناوری به صدای شهید تهرانی مقدم نزدیک شد، البته سعی کردم هنگام خواندن، لحن هم به بیان ایشان نزدیک باشد تا مخاطب بتواند این روایت را باور کند و احساس کند اگر خود شهید می‌خواست این نکات را بر اساس اسناد و مدارک بیان کند، شاید به همین شکل بیان می‌کرد. 

این مستندساز همچنین درباره اهمیت روشن ماندن مرز میان هوش مصنوعی و واقعیت عنوان کرد: من می‌خواستم این نزدیکی ایجاد شود و حتی در بعضی بخش‌ها، وقتی صدای مصاحبه واقعی شهید با نریشن کنار هم قرار می‌گیرد، مخاطب به سختی متوجه این جابه‌جایی می‌شود ولی در عین حال، از ابتدا برای ما مهم بود که با مخاطب صادق باشیم، به همین دلیل در ابتدای فیلم توضیح داده‌ایم که ما پایبند به واقعیت و حقیقت هستیم، اما در روایت از هوش مصنوعی استفاده کرده‌ایم و این شفافیت برای ما اصل بود. 

وی در ادامه درباره مسئولیت سنگین رسیدن به تصاویر و آرشیو تازه گفت: بخشی از تصاویر و آرشیوی که در این مستند استفاده شد، ۱۵ سال بعد از شهادت ایشان برای نخستین بار دیده می‌شد و طبیعی است که وقتی با چنین موادی روبه‌رو می‌شوید، احساس می‌کنید باید این گنج را با دقت بیشتری پرداخت کنید و این مسئله کار را برای ما سخت‌تر کرد، اما در عین حال باعث شد حساسیت ما برای ارائه یک اثر با کیفیت بیشتر شود و تلاش کردیم این مواد ارزشمند به شکلی درست در خدمت روایت قرار گیرد. امیدوارم در نهایت نتیجه مطلوب حاصل شده باشد. 

فلاح‌فر بزرگترین چالش در ساخت مستند «مرد ابدی» را ساختن یک روایت کامل و در عین حال متفاوت دانست و گفت: چالش اصلی ما این بود که بتوانیم روایتی بسازیم که هم کامل باشد و هم متفاوت؛ یعنی بتوانیم حق آن تصاویری را که برای اولین بار از شهید تهرانی مقدم منتشر می‌شود، ادا کنیم و در نهایت اثری ماندگار با تاریخ انقضای بسیار طولانی تولید کنیم و این چالش در این پروژه چندین برابر بود. به همین دلیل، متن مستند شاید هفت یا هشت بار بازنویسی شد، بارها حذف و اصلاح شد و در بخش تدوین نیز مدام با فرآیند حذف و اضافه روبه‌رو بودیم تا به نقطه مطلوب برسیم. تمام این تلاش‌ها برای تولید اثری با کیفیت بود و بدون تعارف می‌گویم حق شهید تهرانی مقدم بسیار بیشتر از این‌هاست. ما تمام تلاشمان را کردیم تا به آن تصویری که در ذهن داشتیم، نزدیک شویم. 

کارگردان مستند «مرد ابدی»: مستندساز وقتی دیده نمی‌شود، ناچار به سمت کار نمایشی می‌رود

این کارگردان درباره مستند حاج یونس نیز توضیح داد: مستند «در همسایگی مرگ» درباره شخصیتی به نام حاج یونس است که فرمانده اطلاعات حاج قاسم در سوریه بود و در تهران به شهادت رسید. جالب است بدانید که نام ایشان هم داستان‌های جالبی دارد. حتی در فضای رسانه‌ای، وقتی از نام یونس صحبت می‌شود، ناخودآگاه ذهن به سمت حضرت یونس می‌رود اما این چنین نبود. آن زمان که ایشان برای همکاری با حزب‌الله به لبنان می‌رود به ایشان می‌گویند یک اسم جهادی برای خودت انتخاب کن و آن زمان چون سریال «پلیس جوان» از تلویزیون پخش می‌شده و او پلیس این فیلم به اسم یونس را دوست داشته، این اسم را برای خود انتخاب می‌کند. این‌ها حواشی جذابی هستند و آقای حاتمی‌کیا نیز در فیلم «به وقت شام» نام کاراکتر هادی حجازی‌فر را کاپیتان یونس گذاشت چون در سفر خود به سوریه به حاج یونس علاقه پیدا کرده بود. همچنین در فیلم «قلب رقه» فرهاد قائمیان نقش حاج یونس را بازی کرد. 

وی درباره تبدیل این مستندها به فیلم سینمایی با توجه به ابعاد انسانی و حواشی جذابی که در مستندها وجود دارد، گفت: قطعاً آثار نمایشی و سینمایی جذابیت‌های خاص خود را دارند، اما من معتقدم اگر مستندی به درستی ساخته شود، هیچ اثری نمی‌تواند جای آن را بگیرد و ما در ایران شاهدیم که گاهی یک مستند، جذاب‌تر از یک اثر نمایشی عمل می‌کند. 

فلاح‌فر تصریح کرد: مشکل اینجاست که در ایران، با وجود اینکه بهترین مستندسازان جهان را داریم، اما از ظرفیت حرفه‌ای آنها به درستی استفاده نمی‌شود. بسیاری از سازندگان، از جمله خود من، گاهی به سمت کارهای نمایشی می‌روند، چون مستندهای باکیفیت، آن‌طور که باید، در سال‌های مناسب پخش نمی‌شوند و بها و جایگاه درستی به آن‌ها داده نمی‌شود و در واقع، به دنبال یک مسیر سریع برای دیده شدن هستیم. 

وی درباره استراتژی پخش مستند «مرد ابدی» که برخلاف روال سنتی، ابتدا در پلتفرم‌ها منتشر شد و سپس به تلویزیون رفت، عنوان کرد: این یک تجربه جدید برای ما بود. ما این مجموعه را همزمان در هشت پلتفرم منتشر کردیم و پس از آن به تلویزیون آمد. همیشه این چالش وجود داشته که اگر اثری در پلتفرم باشد، ممکن است در تلویزیون پخش نشود و بالعکس، اما ما تصمیم گرفتیم به این شکل نمایش دهیم. 

این کارگردان ادامه داد: این سبک پخش، به دیده شدن بیشتر اثر کمک کرد. حتی شاید در آینده، شکل کلاسیک سینما کمی تغییر کند و پلتفرم‌ها جایگاه بیشتری پیدا کنند. البته پلتفرم‌ها هرگز نمی‌توانند جای سینما را بگیرند، چون سینما جهان جدیدی برای بیننده می‌سازد، اما پلتفرم‌ها اکنون بخش جدایی‌ناپذیر زندگی ما شده‌اند و ما باید یاد بگیریم از این ابزارها درست استفاده کنیم. باید برای مستند، استراتژی مشابه فیلم‌ها و سریال‌ها در پلتفرم‌ها داشته باشیم و مدیران موثر باید مسیر را به این سمت سوق دهند که برای مستندها هم تبلیغات درست، انتشار هوشمندانه و استراتژی‌های مشابه با فیلم‌های سینمایی در پلتفرم‌ها اجرا شود. اگر این مسیر درست طی شود، مستند می‌تواند مخاطب بسیار گسترده‌تری پیدا کند. 

انتهای پیام/

منبع خبر "خبرگزاری میزان" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.