چرا بدن انسان پر از نقص است؟

خبرآنلاین شنبه 27 تیر 1405 - 18:46
بدن انسان اغلب به عنوان یک «طراحی بی‌نقص» توصیف می‌شود؛ اما نگاهی دقیق‌تر به آناتومی ما، تصویر کاملاً متفاوتی را آشکار می‌کند. از دردهای شایع کمر و زایمان‌های سخت گرفته تا دندان‌های عقل نهفته و سیم‌کشی معکوس شبکیه چشم، همگی نشان می‌دهند که بدن ما نه یک ماشین بی‌عیب، بلکه آرشیوی زنده از وصله‌پینه‌ها و سازش‌های تکاملی در طول میلیون‌ها سال است.

تینا مزدکی_بدن انسان اغلب به عنوان یک شاهکار از «طراحی بی‌نقص» توصیف می‌شودکه ظریف و کارآمد است؛ با این حال، وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، تصویر کاملاً متفاوتی پدیدار می‌شود.

بدن ما فرستاده‌ای از یک ماشین بی‌نقص نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک وصله‌پینه از سازش‌هایی است که در طول میلیون‌ها سال دستکاری تکاملی شکل گرفته است. تکامل ساختارها را از صفر طراحی نمی‌کند؛ بلکه آنچه را که از قبل وجود دارد، اصلاح می‌کند.

در نتیجه، بسیاری از جنبه‌های آناتومی انسان صرفاً راه‌حل‌هایی «به اندازه کافی خوب» هستند؛ کارآمدند، اما فرسنگ‌ها از حالت کمال خود فاصله دارند. برخی از آشناترین مشکلات پزشکی و بیماری‌ها، مستقیماً از همین محدودیت‌های به ارث رسیده ناشی می‌شوند.

ستون فقرات

ستون فقرات انسان این داستان را به بهترین شکل روایت می‌کند. ستون مهره‌های ما نسبت به اجداد چهارپا و درخت‌نشین ما تغییر چندانی نکرده است؛ جایی که اساساً به عنوان یک شاه‌تیر انعطاف‌پذیر برای حرکت روان از شاخه‌ای به شاخه دیگر عمل می‌کرد و در عین حال از طناب نخاعی محافظت می‌نمود.

وقتی انسان‌ها قامت راست و راه رفتن روی دو پا (دوپایی) را انتخاب کردند، ستون فقرات این کارکردها را حفظ کرد. اما در عین حال، برای نیاز اضافی تحمل وزن بدن به صورت عمودی و حفظ مرکز ثقل ما در حالی که هنوز انعطاف‌پذیری لازم برای حرکت را به ما می‌داد دوباره تغییر کاربری داد. این تقاضاهای متضاد باعث ایجاد فشار و تنش شدید می‌شوند.

چرا بدن انسان پر از نقص است؟

انحناهای مشخص ستون فقرات انسان به توزیع وزن کمک می‌کنند، اما ما را مستعد ابتلا به کمردرد، فتق دیسک و تغییرات دژنراتیو (تخریبی) می‌کنند؛ مواردی که مهم‌ترین وظیفه آن یعنی محافظت از طناب نخاعی و اعصاب اطراف را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این شرایط به طرز فوق‌العاده‌ای شایع هستند، نه به این دلیل که ستون فقرات ذاتاً بد ساخته شده است، بلکه به این دلیل که در حال انجام کاری است که هرگز در ابتدا برای انجام آن طراحی نشده بود.

گردن

دلیل واضح دیگر علیه فرضیه طراحی بی‌نقص، «عصب راجعه حنجره» (Recurrent Laryngeal Nerve) است؛ عصبی که مسیری را طی می‌کند که اختراع و طراحی آن به این شکل، اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسد.

این عصب که شاخه‌ای از عصب واگ است، به طور عمده عملکردهای «استراحت و گوارش» اندام‌های ما (مانند کاهش ضربان قلب و تنفس) را کنترل می‌کند. عصب حنجره همچنین مغز و حنجره را به هم متصل کرده و به کنترل گفتار و بلع کمک می‌نماید.

از نظر منطقی، انتظار می‌رود که این عصب مستقیم‌ترین مسیر را برای اتصال مغز و حنجره انتخاب کند. در عوض، این عصب از مغز به سمت پایین و به داخل قفسه سینه حرکت می‌کند، دور یک سرخرگ اصلی حلقه می‌زند و سپس دوباره به سمت بالا و به سمت حنجره (جعبه صدا) بازمی‌گردد.

این مسیر انحرافی یک طراحی هوشمندانه نیست، بلکه یک یادگاری تاریخی از اجداد ماهی‌شکل ماست؛ زمانی که عصب، مسیری مستقیم را در اطراف کمان‌های آبششی طی می‌کرد. با طولانی‌تر شدن گردن‌ها در طول زمان تکامل، این عصب به جای تغییر مسیر، کشیده شد. این ناکارآمدی می‌تواند آسیب‌پذیری ما را در برابر صدمات در طول جراحی‌های پزشکی افزایش دهد.

چشم‌ها

حتی چشم‌ها نیز بازتابی از سازش و مصالحه تکاملی هستند. در انسان و سایر مهره‌داران، سیم‌کشی شبکیه یعنی همان لایه حساس به نور در پشت کره چشم به صورت «معکوس» انجام شده است. این بدان معناست که نور قبل از رسیدن به گیرنده‌های نوری سلول‌های تخصصی که مسئول تشخیص نور و تبدیل آن به یک پیام عصبی برای ارسال به مغز هستند باید از لایه‌هایی از فیبرهای عصبی عبور کند.

سپس عصب بینایی از پشت شبکیه خارج می‌شود و یک «نقطه کور» را درست در زیر سطح افقی چشم ایجاد می‌کند که در آنجا هیچ دیدی امکان‌پذیر نیست. مغز این شکاف را به طور یکپارچه پر می‌کند، بنابراین ما به‌ندرت متوجه آن می‌شویم. بنابراین، اگرچه ما بینایی فوق‌العاده و سلول‌های گیرنده نور پیشرفته‌ای را توسعه داده‌ایم، اما این امر به قیمت ایجاد یک شکاف در میدان بینایی ما تمام شده است.

دندان‌ها

دندان‌های ما یادآور دیگری هستند مبنی بر اینکه تکامل، «کفایت و راه‌انداختن کار» را بر «دوام و ماندگاری» ترجیح می‌دهد.

در انسان‌ها دو دسته دندان رشد می‌کند: دندان‌های شیری و دندان‌های دائمی؛ و این تمام چیزی است که داریم. پس از از دست رفتن دندان‌های دائمی، آن‌ها دیگر جایگزین نمی‌شوند، برخلاف کوسه‌ها که به طور مداوم در طول زندگی دندان‌های خود را بازسازی می‌کنند.

چرا بدن انسان پر از نقص است؟

در پستانداران، رشد دندان به شدت تنظیم شده و با رشد پیچیده فک و استراتژی‌های تغذیه‌ای مرتبط است. این سیستم برای اجداد ما به خوبی کار می‌کرد، اما برای انسان‌های مدرن، ما را در برابر پوسیدگی و از دست دادن دندان آسیب‌پذیر باقی می‌گذارد.

دندان‌های عقل نمونه دیگری از عقب ماندن سرعت تکامل از سبک زندگی (Evolutionary Lag) را ارائه می‌دهند. اجداد ما فک‌های بزرگ‌تری داشتند که مناسب رژیم‌های غذایی سفت‌تر بود و نیاز به جویدن سنگین داشت. با گذشت زمان، رژیم غذایی انسان نرم‌تر شد و اندازه فک کاهش یافت. با این حال، تعداد دندان‌ها به همان سرعت تغییر نکرد. بسیاری از مردم دیگر فضای کافی برای دندان‌های آسیای سوم یا همان دندان عقل ندارند که این امر منجر به نهفتگی، به هم ریختگی دندان‌ها و اغلب نیاز به جراحی برای خارج کردن آن‌ها می‌شود. دندان‌های عقل اصولاً بی‌فایده نیستند، اما دیگر به راحتی در جمجمه‌های مدرن جا نمی‌شوند.

لگن

فرآیند زایمان یکی از عمیق‌ترین سازش‌های تکاملی را به نمایش می‌گذارد. لگن انسان نیز مانند ستون فقرات باید بین دو نیاز متضاد تعادل برقرار کند یعنی راه رفتن کارآمد روی دو پا و زایمان نوزادانی با مغزهای بزرگ.

یک لگن باریک، حرکت و راه رفتن را بهبود می‌بخشد، اما اندازه کانال زایمان را محدود می‌کند. در همین حال، نوزادان انسان نسبت به اندازه بدن خود، سرهای غیرمعمولی بزرگی دارند که منجر به یک فرآیند زایمان دشوار و گاهی خطرناک می‌شود که اغلب نیاز به کمک‌های بیرونی دارد.

این تنش بین قابلیت تحرک و اندازه مغز، نه تنها آناتومی بلکه رفتار اجتماعی ما را نیز شکل داده و مراقبت‌های تعاونی و انطباق‌های فرهنگی پیرامون زایمان را تشویق کرده است.

ماندگاری تکاملی

تکامل لزوماً ساختارها را حذف نمی‌کند، مگر اینکه آن‌ها یک نقص یا ضرر بزرگ و شدید را تحمیل کنند. بنابراین، برخی از ویژگی‌های آناتومیک علیرغم ارائه مزایای محدود، همچنان پابرجا باقی می‌مانند.

آپاندیس که زمانی یک یادگاری تکاملی کاملاً بی‌فایده تلقی می‌شد، اکنون تصور می‌شود که عملکردهای ایمنی جزئی دارد. با این حال، می‌تواند ملتهب شود و باعث آپاندیسیت گردد وضعیتی که بالقوه تهدیدکننده زندگی است.

به طور مشابه، سینوس‌ها عملکردهای نامشخصی دارند. آن‌ها ممکن است جمجمه را سبک‌تر کنند یا بر طنین صدا تأثیر بگذارند، و ما حتی می‌توانیم از اندازه و تغییرات آن‌ها برای شناسایی‌های پزشکی قانونی استفاده کنیم. اما مسیرهای تخلیه سینوس مستقیماً به سمت بینی می‌روند که آن را مستعد انسداد و عفونت‌های مکرر می‌کند؛ یک محصول جانبی رشدی به جای یک انطباق هدفمند.

حتی عضلات بسیار کوچک اطراف گوش‌ها نیز به گذشته تکاملی ما اشاره دارند. در بسیاری از پستانداران، عضلات کوچک گوش به لوله خارجی گوش (لاله گوش) اجازه چرخش می‌دهند و شنوایی جهت‌دار را بهبود می‌بخشند. انسان‌ها این عضلات را دارند، اما اکثر مردم نمی‌توانند به طور موثر از آن‌ها استفاده کنند.

بدن ما به طور بی‌نقص طراحی نشده است، بلکه یک آرشیو زنده از تکامل است. آناتومی، یک پیشینه تاریخی از انطباق، سازش و احتمالات را آشکار می‌کند. تکامل هدفش رسیدن به کمال نیست؛ با آنچه در دسترس است کار می‌کند و ساختارها را قدم به قدم تغییر می‌دهد.

فهم آناتومی از طریق این لنز تکاملی می‌تواند به ما کمک کند تا نحوه نگاهمان به مشکلات پزشکی رایج را بازتعریف کنیم. کمردرد، زایمان سخت، به هم ریختگی دندان‌ها و عفونت‌های سینوسی، بدشانسی‌های تصادفی نیستند؛ آن‌ها تا حدودی، پیامدهای تاریخ تکاملی ما هستند.

منبع: sciencedaily

۲۲۷۳۲۳

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.