ناجی خاموش میلیون‌ها کارمند: لری تسلر و انقلابی به نام «کپی و پیست»

دیجیاتو یکشنبه 14 تیر 1405 - 22:01
داستان Cut, Copy, Paste: چگونه یک قیچی و چسب مجازی، دنیای فناوری را متحول کرد؟ The post ناجی خاموش میلیون‌ها کارمند: لری تسلر و انقلابی به نام «کپی و پیست» appeared first on دیجیاتو.

مقدمه: جهانی بدون جادوی کنترل-سی

یک لحظه چشمانتان را ببندید و تلاش کنید یک روز کاری خود را بدون استفاده از دکمه‌های ترکیبی جادویی Ctrl+C و Ctrl+V تصور کنید. تصور کنید در حال نوشتن یک گزارش طولانی هستید و باید یک پاراگراف را از صفحه‌ای به صفحه دیگر منتقل کنید. بدون امکان کپی و پیست، تنها راه شما این است که تمام آن پاراگراف را دوباره، کلمه به کلمه، تایپ کنید. این دقیقاً همان کابوسی است که کاربران اولیه کامپیوتر با آن دست و پنجه نرم می‌کردند. در دورانی که کامپیوترها ماشین‌های متنی خشک و بی‌روح بودند، جابه‌جایی اطلاعات نیازمند دستورات پیچیده و زمان‌بر بود.

اما در میانه‌ی دهه 1970 میلادی، در آزمایشگاه‌های افسانه‌ای زیراکس پارک (Xerox PARC)، مردی آرام و متفکر به نام لری تسلر (Larry Tesler) تصمیمی گرفت که مسیر تعامل انسان و کامپیوتر را برای همیشه تغییر داد. او باور داشت که کار با کامپیوتر نباید نیازمند به خاطر سپردن دستورات رمزآلود باشد؛ بلکه باید مانند کارهای فیزیکی روزمره، ساده و بصری باشد. این مقاله، روایتی است از زندگی لری تسلر، مهندسی که با ابداع مفاهیم «Cut, Copy, Paste» و مبارزه بی‌امانش برای سادگی، نه‌تنها جان میلیون‌ها کارمند را در سراسر جهان از فرسودگی نجات داد، بلکه پایه‌گذار رابط‌های کاربری مدرنی شد که امروز بی‌هیچ تلاشی از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

فصل اول: فرار از هزارتوی «حالت‌ها» در دل سیلیکون‌ولی

برای درک اهمیت کار تسلر، باید به فضای محاسباتی اوایل دهه هفتاد بازگردیم. در آن زمان، نرم‌افزارهای ویرایش متن دارای سیستم‌های مبتنی بر «حالت» (Mode) بودند. به این معنا که کیبورد کامپیوتر شما در هر لحظه کاربرد متفاوتی داشت. اگر در «حالت تایپ» بودید، فشردن کلید ‘D’ حرف d را روی صفحه چاپ می‌کرد؛ اما اگر در «حالت ویرایش» یا «حالت فرمان» بودید، فشردن همان کلید ممکن بود به معنای Delete کردن یک خط باشد.

این سیستمِ مبتنی بر حالت، کاربران را گیج می‌کرد. یک تایپیست اگر فراموش می‌کرد که از حالت فرمان خارج شود، ممکن بود با تایپ یک کلمه ساده، بخش بزرگی از متن خود را پاک کند یا ساختار آن را به هم بریزد. لری تسلر که در سال 1973 به مرکز تحقیقات زیراکس (PARC) در پالو آلتو کالیفرنیا پیوسته بود، از این سیستم به شدت متنفر بود. او فلسفه‌ای را پایه‌گذاری کرد که شعار اصلی زندگی‌اش شد: “No More Modes” (دیگر هیچ حالتی در کار نباشد). او حتی پلاک ماشینش در کالیفرنیا را نیز به کلمه “NOMODES” تغییر داد تا تعهدش را به این فلسفه نشان دهد.

تسلر به همراه همکارش تیم مات (Tim Mott) روی پروژه‌ای به نام Gypsy کار می‌کردند. هدف آن‌ها ساخت یک ویرایشگر متن بود که بر اساس محیط‌های کار اداری واقعی مدلسازی شده باشد و نیازی به حفظ کردن دستورات پیچیده نداشته باشد. در همین پروژه بود که جرقه‌ی یکی از مهم‌ترین اختراعات تاریخ نرم‌افزار زده شد.

فصل دوم: قیچی، چسب و تولد یک استعاره‌ی دیجیتال

در دنیای پیش از کامپیوترهای شخصی، کپی کردن یا بریدن متن در چاپخانه‌ها و دفاتر تحریریه یک فرآیند کاملاً فیزیکی بود. ویراستاران با استفاده از قیچی، بخشی از متن تایپ شده روی کاغذ را می‌بریدند (Cut) و با چسب آن را در بخش دیگری از صفحه می‌چسباندند (Paste).

تسلر متوجه شد که بهترین راه برای آموزش کاربران جدید، استفاده از استعاره‌هایی است که آن‌ها در دنیای واقعی با آن آشنا هستند. او در سال 1974 به همراه تیم مات، دستورات Cut، Copy و Paste را برای نرم‌افزار Gypsy طراحی کرد. در این سیستم، کاربر می‌توانست با استفاده از ماوس (که در آن زمان اختراعی تازه و ناشناخته بود)، بخشی از متن را انتخاب کند، آن را «کپی» کرده (یعنی در حافظه‌ای موقت به نام Clipboard ذخیره کند) و در جای دیگری «پیست» کند.

نکته نبوغ‌آمیز کار تسلر این بود که این فرآیند بدون ورود به هیچ «حالت» (Mode) خاصی انجام می‌شد. کاربر همیشه در حالت تایپ قرار داشت و کپی/پیست صرفاً ابزارهایی در پس‌زمینه بودند که جریان کار را مختل نمی‌کردند. این اختراع ساده، نقطه پایانی بر سیستم‌های پیچیده مبتنی بر خط فرمان بود و مفهوم رابط کاربری گرافیکی (GUI) را یک گام بزرگ به جلو برد.

فصل سوم: دزدی بزرگ استیو جابز یا انتقال تاریخی یک ایده؟

اختراعات لری تسلر در زیراکس پارک، با وجود نبوغ‌آمیز بودن، در خطر فراموشی قرار داشتند. مدیران زیراکس که بیشتر روی فروش دستگاه‌های کپی متمرکز بودند، درک درستی از پتانسیل انقلاب کامپیوترهای شخصی نداشتند. نرم‌افزارهای تسلر روی کامپیوتر افسانه‌ای Xerox Alto اجرا می‌شدند که هرگز به تولید انبوه و تجاری نرسید.

اما تاریخ در دسامبر 1979 ورق خورد. استیو جابز جوان، بنیان‌گذار اپل، به همراه تیمی از مهندسانش برای بازدید از زیراکس پارک به پالو آلتو آمدند. لری تسلر وظیفه داشت تا رابط کاربری گرافیکی دستگاه‌های زیراکس، از جمله سیستم کپی/پیست و استفاده از ماوس را به جابز نشان دهد.

جابز با دیدن این سیستم به وجد آمد. او بعدها در مصاحبه‌ای گفت: «آن‌ها روی معدنی از طلا نشسته بودند، اما نمی‌دانستند با آن چه کنند.» تسلر نیز که از کندی روند تجاری‌سازی در زیراکس خسته شده بود، متوجه شد که اپل شرکتی است که می‌تواند ایده‌های او را به دست میلیون‌ها کاربر برساند. تنها چند ماه بعد، در سال 1980، لری تسلر از زیراکس استعفا داد و به عنوان دانشمند ارشد به اپل پیوست. او مفاهیم کپی/پیست را به کامپیوترهای لیزا (Lisa) و سپس مکینتاش (Macintosh) منتقل کرد و آن‌ها را به استانداردی جهانی تبدیل نمود. اپل همچنین کلیدهای ترکیبی Command+C و Command+V را برای این دستورات در نظر گرفت (که بعداً در ویندوز به Ctrl+C و Ctrl+V تبدیل شد).

فصل چهارم: روان‌شناسیِ یک کلید میانبر؛ چرا کپی/پیست جهان را تغییر داد؟

شاید در نگاه اول، کپی و پیست تنها یک ویژگی ساده نرم‌افزاری به نظر برسد. اما تاثیر اقتصادی و روان‌شناختی آن بر دنیای کار بی‌نظیر است. پیش از کپی/پیست، تولید اسناد مشابه (مانند قراردادها، گزارش‌های مالی و نامه‌های اداری) نیازمند تایپ مجدد بود. این کار نه تنها صدها میلیون ساعت از وقت کارمندان را هدر می‌داد، بلکه احتمال بروز خطای انسانی (Typo) را به شدت بالا می‌برد.

با ابداع این سیستم، مفهوم «بازیافت اطلاعات» شکل گرفت. برنامه‌نویسان دیگر نیازی نداشتند کدهای تکراری را دوباره بنویسند (پدیده‌ای که امروزه به نام Copy-Paste Programming شناخته می‌شود). روزنامه‌نگاران توانستند اخبار خبرگزاری‌ها را سریع‌تر ویرایش کنند و دانشجویان (برای خوب یا بد) روشی جدید برای نگارش مقالات خود یافتند!

از منظر روان‌شناسی شناختی، کاری که تسلر انجام داد، کاهش بار شناختی (Cognitive Load) از دوش کاربر بود. کاربر دیگر نیازی نداشت به نحوه کارکرد سیستم فکر کند؛ او فقط روی محتوا و هدف خود متمرکز می‌شد. این دقیقاً همان مفهوم User-Friendliness (کاربرپسندی) بود که تسلر یکی از پدران معنوی آن محسوب می‌شود.

فصل پنجم: مردی فراتر از یک میانبر

لری تسلر پس از تثبیت جایگاه کپی و پیست، بیکار ننشست. او در طول 17 سال حضورش در اپل، روی پروژه‌های عظیمی کار کرد. او نقش مهمی در توسعه زبان برنامه‌نویسی Object Pascal ایفا کرد، در طراحی دستگاه Newton (پدربزرگ آی‌پد و آیفون) مشارکت داشت و در توسعه موتور جستجوی Spotlight در سیستم‌عامل مک نقش کلیدی ایفا کرد.

تسلر پس از اپل، مدتی در آمازون و سپس در یاهو کار کرد و در هر دو شرکت تلاش کرد تا رابط‌های کاربری را ساده‌تر و قابل‌فهم‌تر کند. او همیشه مدافع سرسخت کاربران عادی بود. در جلسات طراحی، او اغلب به عنوان «وکیل مدافع کاربر» عمل می‌کرد و در برابر مهندسانی که می‌خواستند ویژگی‌های پیچیده و غیرضروری به نرم‌افزارها اضافه کنند، می‌ایستاد.

یکی از نقل‌قول‌های مشهور او این بود: «هر نرم‌افزاری دارای مقداری پیچیدگی ذاتی است؛ سوال این است که چه کسی باید این پیچیدگی را تحمل کند؟ کاربر یا برنامه‌نویس؟ من معتقدم وظیفه برنامه‌نویس است که سخت کار کند تا کار کاربر آسان شود.»

جمع‌بندی: میراث ابدی یک ذهن ساده‌ساز

لری تسلر در فوریه 2020 در سن 74 سالگی درگذشت، اما میراث او در هر ثانیه از روز، میلیاردها بار در سراسر جهان روی کیبوردها فشرده می‌شود. از برنامه‌نویسی در سیلیکون‌ولی که در حال کپی کردن یک کد پایتون است، تا دانش‌آموزی در یک روستای دورافتاده که بخشی از یک مقاله را برای تحقیق مدرسه‌اش پیست می‌کند، همگی وام‌دار دیدگاه او هستند.

او نشان داد که گاهی بزرگ‌ترین نوآوری‌ها، ساختن سیستم‌های پیچیده‌تر نیست، بلکه حذف پیچیدگی‌های غیرضروری است. داستان کپی و پیست، داستان پیروزی سادگی بر پیچیدگی، و استعاره‌های ملموس بر دستورات انتزاعی است. لری تسلر به ما یادآوری کرد که فناوری، در بهترین حالت خود، باید نامرئی باشد و به ما اجازه دهد بدون دغدغه‌ی ابزار، تنها به خلق کردن بیندیشیم.

منبع خبر "دیجیاتو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.