به گزارش ایرنا، بیش از ۲۳ سال از حضور رهبر شهید انقلاب در سیستان و بلوچستان (اسفند ۱۳۸۱) میگذرد، با این حال، رهنمودهای آن سفر همچنان یکی از پایههای سیاستگذاریهای توسعهمحور در استان است. واکاوی دیدگاههای مطرحشده در آن سفر در کنار اسناد بالادستی و برنامههای دولت چهاردهم نشان میدهد نگاه ویژه به سیستان و بلوچستان، تصمیمی مقطعی نبوده، بلکه رویکردی راهبردی برای بهرهگیری از ظرفیتهای این منطقه است که پیگیری و تکمیل آن همچنان در دستور کار برنامههای اجرایی کشور قرار دارد.
اگر تاریخ توسعه سیستان و بلوچستان را در چند مقطع سرنوشتساز بررسی کنیم، بیتردید سفر اسفند ۱۳۸۱ رهبر شهید انقلاب به این استان جایگاهی ویژه دارد. این سفر تنها حضور عالیترین مقام کشور در استانی کمتر برخوردار نبود؛ بلکه تغییری اساسی در نگاه به این خطه ایجاد کرد. استانی که پیش از آن بیشتر با واژههایی همچون محرومیت، خشکسالی، کاستیهای زیرساختی و مشکلات مرزی شناخته میشد، در نگاه رهبر شهید انقلاب به سرزمینی با ظرفیتهای گسترده ملی و منطقهای تبدیل شد؛ ظرفیتی که میتوانست سیستان و بلوچستان را به یکی از پیشرانهای توسعه شرق کشور بدل کند.
رهبر شهید انقلاب در سفر اسفند ۱۳۸۱ به سیستان و بلوچستان، در دیدار با مردم، علما، نخبگان و مسئولان، توسعه استان را فراتر از اجرای چند طرح عمرانی تعریف کردند. نگاه ایشان تنها معطوف به رفع محرومیت نبود، بلکه بر محورهایی همچون بهرهگیری از جایگاه راهبردی استان، آبادانی سواحل مکران، فعالسازی ظرفیتهای مرزی، تحکیم پیوند میان شیعه و سنی، مشارکت مردم در اداره امور و توجه به توانمندیهای بومی استوار بود. این رویکرد، الگویی از پیشرفت همهجانبه را ترسیم میکرد که در آن اقتصاد، فرهنگ، امنیت، عدالت و مشارکت اجتماعی در پیوند با یکدیگر معنا پیدا میکردند.
سفر سال ۱۳۸۱ آغاز یک نگاه تازه به ظرفیتهای سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان آن روز با کمبودهای جدی در زیرساختهای حملونقل، کاستیهای شبکه آبرسانی، محدودیت سرمایهگذاری و فاصله محسوس در شاخصهای خدمات عمومی مواجه بود. با وجود این شرایط، رهبر شهید انقلاب آینده استان را نه در امتداد محدودیتهای گذشته، بلکه در شناسایی و فعالسازی ظرفیتهای موجود جستوجو میکردند. این تغییر نگاه بهتدریج در سیاستهای کلان کشور بازتاب یافت و سبب شد سیستان و بلوچستان بیش از گذشته در محورهایی همچون اقتصاد دریاپایه، ترانزیت، تجارت منطقهای و توسعه شرق کشور مورد توجه قرار گیرد.
این نگاه، پرسش مهمی را پیش روی مدیران و برنامهریزان قرار داد؛ چرا با وجود ظرفیتهای گسترده سیستان و بلوچستان، بهرهگیری کامل از این توانمندیها همچنان با فاصله از اهداف ترسیمشده همراه است؟ پاسخ این پرسش را میتوان در فاصله میان سیاستگذاری و اجرای کامل برنامهها جستوجو کرد. در بیش از دو دهه گذشته، اگرچه طرحها و اقدامات متعددی در حوزههای مختلف به اجرا درآمده، اما بخشی از برنامههای پیشبینیشده با تأخیر مواجه شده یا نیازمند شتاببخشی در روند اجرا بوده است؛ موضوعی که ضرورت پیگیری مستمر تحقق اهداف سفر اسفند ۱۳۸۱ را همچنان برجسته نگه داشته است.
این موضوع در دیدار مردم سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی با رهبر انقلاب در شهریور ۱۴۰۲ نیز مورد توجه قرار گرفت. در آن دیدار، با اشاره به مصوبات سفر سال ۱۳۸۱، بر ضرورت پیگیری جدیتر برنامههای توسعهای استان و تسریع در اجرای طرحهای مرتبط با پیشرفت این منطقه تأکید شد. بازخوانی این موضوع نشان میدهد نقشهراهی که بیش از دو دهه پیش برای سیستان و بلوچستان ترسیم شد، همچنان از اهمیت برخوردار است و مسئله اصلی، افزایش سرعت، هماهنگی و استمرار در اجرای برنامههاست.
همزمان با آغاز فعالیت دولت چهاردهم، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که برنامههای توسعهای امروز سیستان و بلوچستان تا چه اندازه با محورهای تعیینشده در آن نقشهراه همخوانی دارد؟ بررسی سیاستهای اعلامشده دولت و رویکرد مدیریت ارشد استان نشان میدهد بسیاری از محورهای مورد تأکید رهبر شهید انقلاب، از جمله بهرهگیری از ظرفیتهای دریایی، توسعه زیرساختها، تقویت تجارت و توجه به توانمندیهای بومی، همچنان در شمار اولویتهای توسعهای استان قرار دارد.
توسعه سیستان و بلوچستان؛ از رفع محرومیت تا فعالسازی ظرفیتها
یکی از ویژگیهای برجسته نگاه رهبر شهید انقلاب به سیستان و بلوچستان، تغییر زاویه دید نسبت به مفهوم توسعه در این منطقه بود. در سالهای گذشته، این استان عمدتا با شاخصهای محرومیت شناخته میشد، اما در این رویکرد، رفع کمبودها در کنار شناسایی و فعالسازی ظرفیتهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی مورد توجه قرار گرفت.
توسعه سیستان و بلوچستان بر اساس این نگاه نمیتوانست تنها به اجرای مجموعهای از پروژههای عمرانی محدود شود، بلکه نیازمند برنامهای جامع و پیوسته بود که زیرساختهای حملونقل، آموزش، بهداشت، اشتغال، تجارت مرزی و مشارکت مردم را همزمان دنبال کند. همین رویکرد موجب شد برنامهریزی برای این استان به سمت استفاده از ظرفیتهای درونی و تعریف نقش ملی برای آن حرکت کند.
موقعیت جغرافیایی سیستان و بلوچستان یکی از مهمترین محورهایی بود که در این نگاه مورد توجه قرار گرفت. دسترسی به دریای عمان، همجواری با پاکستان و افغانستان، قرار گرفتن در مسیرهای مهم تجاری و برخورداری از مرزهای طولانی، ظرفیتهایی است که میتواند جایگاه این استان را در اقتصاد ملی و منطقهای ارتقا دهد. این دیدگاه در سالهای بعد در برنامههایی همچون توسعه چابهار، سواحل مکران، توسعه محور شرق، گسترش حملونقل بینالمللی و تقویت تجارت مرزی نمود بیشتری پیدا کرد.
توسعه بندر شهید بهشتی در همین راستا چابهار اهمیت ویژهای یافت. چابهار که در گذشته بیشتر به عنوان یک بندر محلی شناخته میشد، امروز در برنامههای توسعهای کشور به عنوان یکی از دروازههای ارتباطی ایران با آبهای آزاد و بازارهای منطقهای مطرح است. تکمیل راهآهن چابهار - زاهدان، توسعه شبکه بزرگراهی، تقویت زیرساختهای بندری و اتصال این منطقه به مسیرهای ترانزیتی، بخشی از تلاشها برای تبدیل ظرفیتهای جغرافیایی استان به فرصتهای اقتصادی است.
مرز، از چالش امنیتی تا فرصت اقتصادی
در کنار اقتصاد دریاپایه، ظرفیتهای مرزی سیستان و بلوچستان نیز از دیگر محورهای مهم توسعهای به شمار میرود. در شرایطی که در گذشته مرزها بیشتر از منظر چالشهای امنیتی مورد توجه قرار میگرفتند، نگاه توسعهمحور بر استفاده از مرز به عنوان یک فرصت اقتصادی، افزایش تجارت رسمی، تقویت بازارچههای مرزی و بهرهمندی بیشتر مرزنشینان از ظرفیتهای اقتصادی تأکید دارد. تحقق کامل این هدف نیز نیازمند تکمیل زیرساختها، حمایت از فعالیتهای قانونی و استمرار سیاستهای توسعهای در مناطق مرزی است.
با این حال نگاه رهبر شهید انقلاب به توسعه سیستان و بلوچستان فقط مسائل اقتصادی نبود. ایشان در کنار همه ظرفیت های طبیعی و جغرافیایی، روی نیروی انسانی هم حساب ویژه ای باز کرده بودند. از نظر ایشان جوان ها، دانشجوها، کسانی که در کار تولید و کسب و کار هستند، افراد سرشناس، علما، ریش سفیدها و خود مردم بومی، مهم ترین تکیه گاه برای پیشرفت این منطقه بودند. به همین دلیل، هر برنامه ای که جای خالی مردم در آن حس شود و نقش آن ها را نادیده بگیرد، بعید است که بتواند در درازمدت به نتیجه برسد.
در همین چارچوب، وحدت شیعه و سنی نیز تنها یک موضوع اجتماعی نبود، بلکه بخشی از زیرساخت توسعه سیستان و بلوچستان به شمار میرفت. تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرجا همدلی و انسجام اجتماعی تقویت شده، زمینه برای اجرای طرحهای عمرانی، جذب سرمایهگذاری و مشارکت مردم نیز فراهمتر شده است. به همین دلیل، در منظومه فکری رهبر شهید، امنیت، وحدت و توسعه سه مفهوم جدا از هم نبودند، بلکه هر یک، دیگری را تقویت میکرد.
مرور این محورها، پرسش تازهای را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ آیا این نگاه، پس از گذشت بیش از ۲ دهه، همچنان در سیاستهای اجرایی سیستان و بلوچستان جریان دارد یا فقط به بخشی از آرشیو تاریخ تبدیل شده است؟ پاسخ این پرسش را باید در برنامههای سالهای اخیر و مواضع مدیران اجرایی استان جستوجو کرد؛ جایی که بسیاری از همین محورها، بار دیگر به عنوان اولویتهای توسعه سیستان و بلوچستان مطرح شده است.
از بیانات رهبر شهید تا برنامههای امروز سیستان و بلوچستان
بررسی جهتگیریهای منصور بیجار از زمان تکیه بر کرسی استانداری سیستان و بلوچستان گویای یک نکته است که وی در نقشهراه خود برای اداره استان، دقیقا همان سرفصلهایی را هدف قرار داده که رهبر انقلاب در سفر اسفند ۸۱ و دیدار شهریور ۱۴۰۲ با مردم این منطقه و خراسان جنوبی بر آنها تأکید داشتند؛ در واقع برنامههای استاندار با اولویتهای کلیدی نظام برای پیشرفت استان همراستا شده است.
این هماهنگی اما فقط در سطح شعار نمانده و خودش را در اولویتهای عملیاتی استاندار نشان داده است. کارهایی از جمله به سرانجام رساندن پروژههای روی زمین مانده، راه انداختن چرخه اقتصادی استان، پای کار آوردن سرمایهگذاران، دادن دست بازتر به مدیران محلی و در نهایت، سپردن کار توسعه به دست خود مردم، ستونهای اصلی برنامه های وی را تشکیل میدهند.
منصور بیجار از نخستین روزهای مسئولیت خود، در نشستهای شورای برنامهریزی و توسعه، دیدار با فعالان اقتصادی، مدیران اجرایی و سفرهای شهرستانی، بر این نکته تأکید کرده که سیستان و بلوچستان برای حرکت در مسیر توسعه، بیش از هر چیز به هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و پرهیز از تصمیمهای جزیرهای نیاز دارد. در این رویکرد، توسعه استان به مجموعهای از پروژههای منفصل تقلیل پیدا نمیکند، بلکه هر طرح باید بخشی از یک برنامه جامع برای ارتقای شاخصهای اقتصادی و اجتماعی سیستان و بلوچستان باشد.
یکی از محورهایی که در سخنان استاندار سیستان و بلوچستان بهصورت مستمر دیده میشود، تکمیل پروژههایی است که سالها پیش آغاز شده اما هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند. وی در مواضع مختلف، از راهآهن چابهار ـ زاهدان، توسعه زیرساختهای حملونقل، تأمین آب، تقویت زیرساختهای انرژی، فعالسازی ظرفیتهای معدنی، توسعه شهرکهای صنعتی و رفع موانع سرمایهگذاری به عنوان حلقههای مکمل توسعه استان یاد کرده است. این نگاه با رویکردی که رهبر شهید انقلاب اسلامی در اسفند ۱۳۸۱ درباره ضرورت نگاه همهجانبه به توسعه سیستان و بلوچستان مطرح کردند، همخوانی دارد.
سند توسعه سیستان و بلوچستان بر مدار مصوبات سفر رهبر شهید
در حوزه اقتصاد، استاندار سیستان و بلوچستان بارها بر این موضوع تأکید کرده که چابهار نباید تنها یک بندر باقی بماند، بلکه باید به محور شکلگیری زنجیرههای تولید، صادرات، ترانزیت و اشتغال تبدیل شود. از همین منظر، توسعه سواحل مکران، تکمیل کریدورهای حملونقل، اتصال زیرساختهای ریلی و جادهای و تسهیل حضور سرمایهگذاران داخلی و خارجی، در شمار اولویتهای مدیریت استان قرار گرفته است. این رویکرد، همان نگاهی را دنبال میکند که سالها پیش، ظرفیتهای دریایی سیستان و بلوچستان را از یک مزیت محلی به یک فرصت ملی ارتقا داد.
مرز نیز در برنامههای امروز سیستان و بلوچستان، جایگاهی فراتر از یک محدوده جغرافیایی دارد. در مواضع استاندار، مرزهای سیستان و بلوچستان ظرفیتی برای رونق تجارت رسمی، توسعه بازارچههای مرزی، افزایش صادرات، ایجاد اشتغال و تقویت معیشت مرزنشینان معرفی شده است. این نگاه، با سیاستهای کلان کشور در زمینه توسعه تجارت با کشورهای همسایه همسو است و از سوی دیگر، با رویکرد رهبر شهید مبنی بر بهرهگیری از ظرفیتهای مرزی برای پیشرفت استان همخوانی دارد.
با این حال، شاید مهمترین وجه مشترک میان بیانات رهبر شهید و برنامههای اعلامشده مدیریت استان، تأکید بر نقش مردم باشد. منصور بیجار در ماههای گذشته، در دیدارهای متعدد با نخبگان، دانشگاهیان، علما، ریشسفیدان، کارآفرینان، فعالان اقتصادی و نمایندگان اقشار مختلف، توسعه سیستان و بلوچستان را بدون مشارکت جامعه محلی دستیافتنی ندانسته است. این رویکرد، همان برداشتی را تقویت میکند که رهبر شهید در سفر اسفند ۱۳۸۱ از مردم سیستان و بلوچستان به عنوان مهمترین سرمایه استان ارائه کردند.
منصور بیجار با محور قرار دادن مصوبات سفر سال ۱۳۸۱ رهبر شهید انقلاب، ستاد ویژه توسعه سیستان و بلوچستان به ریاست معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه کشور برای پیگیری منسجم این برنامهها تشکیل داده است؛ رویکردی که در «سند جامع توسعه استان» با ۳۸ ماده و ۱۳ بسته اجرایی نمود پیدا کرده و هدفش رسیدن به میانگین شاخصهای کشوری ظرف ۲ سال و نیم است. با این حال، مسیر پیش رو هموار نیست؛ شکافهای عمیق در حوزههای معیشتی و زیرساختی، از چالشهای مزمن آب و درمان گرفته تا نیاز مبرم به اشتغال و سرمایهگذاری، یادآور این واقعیت است که آرمانهای آن سفر تاریخی هنوز به نقطه پایان نرسیده است.
استاندار سیستان و بلوچستان با درک همین ضرورت، این مطالبات باقیمانده را به سرلوحه فعالیتهای مدیریتیاش تبدیل کرده و بارها تأکید کرده که پیگیری بیوقفه و اجرای دقیق این برنامهها، تنها راه عبور از این فاصله و رسیدن به توسعهای متوازن است از همین منظر، مرور بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره سیستان و بلوچستان، فقط بازخوانی یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه رجوع به مجموعهای از مبانی است که همچنان در سیاستگذاری و برنامهریزی برای این استان موضوعیت دارد. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از ۲ دهه، هر زمان سخن از آینده سیستان و بلوچستان به میان میآید، آن بیانات همچنان یکی از مهمترین مراجع برای تبیین مسیر توسعه این استان به شمار میرود.
به گزارش ایرنا، مراسم تشییع پیکر مطهر مجاهد شهید حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسالزکیه)، شهیده سیده بشری حسینی خامنهای، شهید مصباحالهدی باقری، شهیده زهرا حدادعادل و شهیده زهرا محمدی گلپایگانی روز دوشنبه ۱۵ تیر با حضور پرشور عزاداران رهبر شهید برگزار شد.
خودرو حمل پیکرهای مطهر ایشان از مهدیه امام حسن (ع) در تقاطع خیابان آزادی و اتوبان یادگار امام به سمت میدان آزادی حرکت کرد. قرار است مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان، روز سهشنبه ۱۶ تیر در شهر مقدّس قم برگزار و روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ در مشهد مقدس تشییع و در حرم ملکوتی امامرضا (ع) به خاک سپرده شود. همچنین مراسم ویژه وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب روز چهارشنبه ۱۷ تیر در شهرهای نجف و کربلا نیز برگزار خواهد شد















