به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، زهره شریعت ناصری مدیر پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) در یادداشتی تحلیلی بر نقش آیین وداع و تشییع رهبر شهید در باز تعریف پیوندهای جمعی و سرمایه اجتماعی تاکید کرد.
وی در ادامه نوشت: وقتی رهبری که نماد جهاد و مقاومت است شهید می شود، بی ثباتی هویتی بر جامعه مستولی می گردد. در روانشناسی اجتماعی، رهبر برای تودهها صرفاً یک مدیر نیست، بلکه ایشان موضوع دلبستگی و نماد ثبات است و وداع با امام شهید، تجربهای است که از مرزهای شخصی عبور کرده و به سوگ جمعی تبدیل میشود.
شریعت ناصری با اشاره به اینکه مرگ فردی که نماد آرمانهای یک ملت است، لایههای روانی جامعه را به شکلی متفاوت از سوگهای عادی درگیر میکند، افزود: در روانشناسی تحلیلی، پیروان با رهبر مجاهد همانندسازی میکنند و شهادت ایشان، این فرآیند را به اوج میرساند. به همین دلیل، مردم احساس میکنند با شهادت رهبر عالیمقام، بخشی از وجود آنها نیز شهید شده است و این همانندسازی باعث میشود که ارزشهای رهبر مانند ایثار، شجاعت و سادهزیستی به درونیسازی در نسلهای بعدی منجر شود.
شریعت ناصری در ادامه نوشت: سوگ منفعلانه میتواند منجر به افسردگی جمعی شود. اما در مورد رهبر مجاهد، جامعه از طریق آیینهای وداع، اندوه را به خشم مقدس یا عزم راسخ تبدیل میکند. وداع، درمان روانی جامعه است و جامعه با حضور در میدان، به خود ثابت میکند که آرمانها زندهاند. در این چار چوب این امر مانع از فروپاشی روانی جامعه پس از فقدان رهبر میشود. همچنین قرآن کریم در سوره بقره آیه 154 در این باره راهکاری پیشنهاد داده و فرمودند: وَلا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتٌ بَل أَحیاءٌ ... . بر اساس این آموزه، خداوند در میانه جهاد از مؤمنان نفسهایشان را میخرد که معامله عملی دو طرفه و آگاهانه است، به این صورت که شهید، جان خود را به عنوان کالا در برابر رضایت الهی میگذارد و این آیه به صراحت میگوید این مرگ، نتیجه قرارداد هستیشناختی است.
وی در ادامه این یادداشت افزود: آئین وداع باعث میشود معنای هستیشناختی شهید بهگونهای درونی شود که این همان حضور در غیاب است، یعنی شهید حضور فیزیکیاش را از دست داده، اما حقیقت شهید به بخشی جداییناپذیر از آگاهی بازماندگان تبدیل شده است .قرآن کریم برای این نوع حضور پس از فقدان، تعبیر شگرفی دارد که در آیه 70-169 سوره آل عمران فرمودند: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتلُوا فی سَبیل اللَّه أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عندَ رَبهمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (آلعمران: 169-170) مقابله موت و حیّ(اموات و احیاء) و اضافه شدن رزق(یُرْزَقُونَ) به زنده بودن(أَحْیَاءٌ) مشعر به این نکته است که موت ازبین رفتن شعور و فعل است، به همین خاطر در توضیح احیاء فرمود، زنده اند و روزی می خورند و خوشحال و خشنودند زیرا روزی خوردن نشانه فعل و فرح و اثری از شعور است؛ چون خوشحال شدن فرع داشتن شعور است. از همین رو این آیه دقیقاً از فقدان فیزیکی قُتِلُوا به حضور حیاتی یعنی، أَحْیَاءٌ پل میزند. بنابراین در آئین وداع، مردم مؤمن از طریق ایمان، به این حیات پی میبرند، و این فقدان، دیگر عدم نیست، بلکه شکلی از حضور است.
مدیر پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) افزود: اتفاق دیگری که در وداع رخ مینماید، پدیده تعالیبخشی است. به لحاظ روانشناختی، غریزهی مرگ یا یأس ناشی از فقدان، در صورت برگزاری وداع به انرژی برای بازسازی آرمانها تبدیل میشود. مردم با پیوند زدن نام رهبرشهید به هویت فردیشان، اضطراب مرگ را با جاودانگی آرمان مبادله و معامله میکنند.
وی در ادامه نوشت: یک رخداد، وقتی در حافظه جمعی تثبیت شود از اتفاق گذشته به افق اکنون تبدیل میگردد، مثل واقعه عاشورا. لحظهای که در ظهر عاشورا به اوج رسید، در حافظه دینی امت امتداد یافت. به همین دلیل، عاشورا همزمان یک لحظه بسیار کوتاه و یک حافظه بسیار بلند است. از این منظر قرآن کریم در سوره غاشیه آیه 21 این پیوند میان رخداد و حافظه را با مفهوم ذکر و تذکر توضیح میدهد و میفرمایند: فَذَكّرْ إنَّمَا أَنتَ مُذَكّرٌ ، یعنی رخدادهای معنادار باید یادآوری شوند تا در آگاهی زنده بمانند. بنابراین عاشورا نیز از طریق ذکر، مرثیه، زیارت و مناسک، از فراموشی گذر کرده و به حضور پایدار در تاریخ معنوی شیعه تبدیل شده است.
شریعت ناصری در این یادداشت با اشاره به این که به لحاظ جامعهشناختی نیز وداع با رهبر شهید، آیین بازتولید همبستگی است، مینویسد: آیینها باعث جوشش جمعی میشوند و وداع با رهبر شهید، بزرگترین آیین بازتولید هویت ملی و دینی است. در این آئین، تفاوتهای طبقاتی، سیاسی و قومی به حاشیه میروند و وجدان جمعی حول محور میراث آن رهبر شکل میگیرد. وداع، نقطه آغاز اسطورهسازی نیست، بلکه نقطه تثبیت حافظه است. از همین رو، جامعه با شرکت در این مراسم، روایت رسمی رهبرشهید را در حافظه تاریخی خود حک میکند. همچنین این مراسم، بستری است که در آن ارزشهای جهادی از مفهوم انتزاعی به هنجار اجتماعی تبدیل میشوند و شبیه این اتفاق همان چیزی است که درباره عاشورا و شهادت حسین بن علی(ع) و اهل بیت(ع) و اصحاب ایشان میکنیم.
مدیر پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) اظهار داشت: واقعه کربلا فقط تجربه شخصی امام حسین(ع) و خانوادهاش باقی نمانده، بلکه در سوگواری، زیارت، مرثیه، روایت، تعزیه، آیین و حافظه دینی به یک جهان مشترک معنایی تبدیل شده است. بنابراین ما در اینجا با پدیدهای روبهرو هستیم که میتوان آن را بین الاذهانیت سوگ و مقاومت نامید، یعنی افراد حتی اگر در واقعه حاضر نبودهاند از خلال روایت و آیین، خود را در نسبت با آن میفهمند که این امر باعث میشود عاشورا صرفاً گزارش گذشته نباشد و به نوعی ساختار هویتی تبدیل شود.
وی افزود: واقعه کربلا صرفا، چیزی نیست که اتفاق افتاده، بلکه حادثه ای است که پیوسته تجربه میشود و به همین خاطر در افق پدیدارشناسی اجتماعی، از یک حادثه در یک جغرافیا به یک پدیدار زنده در حافظه جمعی تمام عصرها بدل شده است و این همان معنای ذکر است.
مدیر پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) بیان داشت: مراسم وداع، سد روانی و اجتماعی ایجاد می کند. این مراسم به جامعه این انعکاس را تولید می کند که اگرچه فرد رفته است، اما نظام ارزشی و نظامی که به یادگار گذاشته همچنان برقرار است. این پیوستگی روانی، مهمترین عامل ثبات اجتماعی در دوران پس از رهبر شهید است. اما پرسش اساسی این است: چگونه جامعهای که رهبر خود را در راه عقیده از دست داده، دچار ناامیدی ساختاری نمیشود؟ وقتی مرگ در قالب شهادت تعریف میشود، فقدان، معنای منفی خود (نیستی) را از دست داده و به فتح تبدیل میشود(رهبر همان مظلوم فاتح است. بنابراین در این فرآیند، تمرکز از شخص رهبر به گفتمان رهبر شهید تغییر جهت میدهد و این بلوغ اجتماعی باعث میشود که جامعه، خود را وارث خون شهید بداند.
زهره شریعت ناصری در پایان این یادداشت خاطر نشان کرد: وداع با رهبر مجاهد و شهید، گذار دردناکی است که جامعه را از وضعیت تکیه بر فرد، به وضعیت تکیه بر گفتمان منتقل میکند. همچنین از منظر روانشناختی این مراسم، اضطراب را مدیریت میکند و از منظر جامعهشناختی، گسلهای اجتماعی را با ارزشها میپوشاند. بنابراین جامعه در وداع، در حال ساختن جامعه جدیدی است که در آن جای خالی رهبر، با تکثیر آرمانهای ایشان در ذهن و عمل تکتک افراد پر میشود.
انتهای پیام/