نجمه پورملکی، شاعر گیلانی در وصف این روزهای آخرین وداع و تشییع امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای(قدس سره) و نوه 14 ماهه ایشان زهرا محمدی گلپایگانی شعری با مضمون آخرین دیدار و تحت عنوان «حدیث پنج تن» سروده است. متن شعر به شرح زیر است:
_ بابابزرگ! این آخرین دیدار تهران است؟
: زهرای من! دیدار آخر در خراسان است
_ گفتی به زودی کربلایی میشوم با تو؟
: آری رقیه منتظر با چشم گریان است
_ موهای بورم سوخته... عیبی ندارد که؟
: نه در حرم موی عروسکها پریشان است
_ بابابزرگ از اشک مردم، سیل جاری شد
: این سیل تاریخی همان اعجاز قرآن است
_ اینجا مصلای نماز جمعهی نصر است؟
یا که نمازِ بدرقه در زیر باران است؟
بین عزاداران کسی یا اهل العالم گفت
فریاد مهدی (عج) در رثای جدّ عطشان است
_ حالا که داری میروی انگار خوشحالی
: خوشحالیام از لحظه دیدار یاران است
_ دستی کشیده بر سرم، این روح زیبا کیست؟
: اسمش امام راحل و پیرجماران است
_ مثل عمو قاسم چرا بی دست برگشته؟
: او تنگسیری مرد دریا مرد طوفان است
_در دست مردم رنگ پرچمها چرا سرخ است؟
: چون ملت مبعوث، خونخواه شهیدان است
تکثیر شد مشت گره کرده بطوری که
دشمن از این مشت گره کرده هراسان است
مثل عبای پنج تن تابوت ما اینک
شرح حدیث پرچم زیبای ایران است
ذکری که خشم دشمنان را بر میانگیزد
«لبیکَ سیدمجتبی» توی خیابان است
شعر از نجمه پورملکی
انتهای پیام











