آمریکا در «لحظه سوئز»؛ آیا جنگ ۴۰ روزه، آغاز افول هژمونی واشنگتن است؟

خبرگزاری مهر جمعه 05 تیر 1405 - 14:29
در روزهای اخیر، عبارت «لحظه سوئز آمریکا» به یکی از پرتکرارترین مفاهیم در رسانه‌ها و محافل تحلیلی غرب تبدیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه‌ بین‌الملل: در روزهای اخیر، عبارت «لحظه سوئز آمریکا» به یکی از پرتکرارترین مفاهیم در رسانه‌ها و محافل تحلیلی غرب تبدیل شده است. شماری از تحلیلگران معتقدند نتایج جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا، فارغ از نتیجه نظامی آن، ممکن است همان تأثیری را بر جایگاه جهانی واشنگتن بر جای بگذارد که بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ بر امپراتوری بریتانیا گذاشت.

برای درک این مقایسه باید ابتدا به بحران سوئز بازگشت. در سال ۱۹۵۶، پس از ملی شدن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، بریتانیا و فرانسه با مشارکت اسرائیل به مصر حمله کردند. هدف آنها بازگرداندن کنترل کانال و حفظ جایگاه قدرت‌های استعماری اروپا بود. اما برخلاف انتظار لندن و پاریس، آمریکا از این عملیات حمایت نکرد.

لحظه سوئز ناتو

پروژه سیندیکیت در تحلیلی به قلم هارولد جیمز، استاد تاریخ و امور بین‌الملل دانشگاه پرینستون، می‌نویسد بحران سوئز نقطه‌ای بود که جهان دریافت بریتانیا دیگر قادر نیست مستقل از واشنگتن نظم بین‌المللی را مدیریت کند. فشارهای مالی آمریکا و تهدید علیه پوند استرلینگ در نهایت لندن را وادار به عقب‌نشینی کرد و از همان زمان اصطلاح «لحظه سوئز» به نماد آغاز افول یک قدرت جهانی تبدیل شد.

امروز برخی تحلیلگران غربی معتقدند واشنگتن خود در معرض تجربه‌ای مشابه قرار گرفته است. نشریه اسپکتاتور در گزارشی با عنوان «لحظه سوئز ناتو» استدلال می‌کند که جنگ با ایران شکاف میان توان واقعی آمریکا و تصویری که این کشور از قدرت خود ارائه می‌دهد را آشکار کرده است. به اعتقاد نویسندگان این گزارش، همان‌گونه که بحران سوئز محدودیت‌های بریتانیا را برملا کرد، تقابل با ایران نیز می‌تواند محدودیت‌های هژمونی آمریکا را آشکار سازد.

در بعد اقتصادی، نشانه‌های قابل توجهی وجود دارد. نیکلاس نئوس، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و مالی، معتقد است نسبت بدهی عمومی آمریکا به تولید ناخالص داخلی به سطوحی رسیده که یادآور وضعیت قدرت‌های در حال افول است. او هشدار داده که برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، هزینه بهره بدهی‌های دولت آمریکا از بودجه دفاعی این کشور پیشی گرفته است؛ وضعیتی که توانایی واشنگتن برای حفظ نقش جهانی خود را با تردید مواجه می‌کند.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از امپراتوری‌ها پیش از شکست نظامی، در حوزه مالی دچار فرسایش شده‌اند. بریتانیا نیز پیش از بحران سوئز با مشکلات اقتصادی گسترده روبه‌رو بود و همین مسئله توان مقاومت آن در برابر فشارهای آمریکا را کاهش داد.

تضعیف اعتماد جهانی به دلار

لوک گرومن، استراتژیست شناخته‌شده بازارهای مالی، معتقد است نبرد اصلی میان ایران و آمریکا الزاماً در میدان نظامی رخ نمی‌دهد. وی در تحلیل‌های خود تأکید می‌کند که قدرت واقعی آمریکا بر پایه اعتبار دلار و بازار بدهی این کشور استوار است. از نگاه گرومن، اگر واشنگتن نتواند امنیت مسیرهای حیاتی انرژی را تضمین کند، اعتماد جهانی به دلار به تدریج تضعیف خواهد شد و این مسئله ضربه‌ای بسیار بزرگ‌تر از هر شکست نظامی خواهد بود.

در همین چارچوب، ری دالیو، بنیان‌گذار شرکت بریج‌واتر و از مشهورترین سرمایه‌گذاران جهان، نیز هشدار داده که تنش در تنگه هرمز می‌تواند به یک «لحظه سوئز برای دلار» تبدیل شود. دالیو معتقد است جایگاه ارزهای جهانی بیش از هر چیز به اعتماد بین‌المللی وابسته است و هرگونه تردید درباره توان آمریکا در حفاظت از شریان‌های انرژی جهان، می‌تواند روند فاصله گرفتن کشورها از دلار را تسریع کند.

در بعد نظامی نیز برخی تحلیلگران از محدودیت‌های فزاینده آمریکا سخن می‌گویند. میدل ایست آی در گزارشی به قلم شان متیوز نوشته است که واشنگتن برای مقابله با تهدیدهای ناشی از جنگ با ایران ناچار شد بخشی از سامانه‌های دفاعی پیشرفته و نیروهای خود را از شرق آسیا به خاورمیانه منتقل کند. به اعتقاد این تحلیلگر، چنین اقدامی نشان می‌دهد آمریکا دیگر نمی‌تواند همانند دهه‌های گذشته به صورت همزمان در چندین منطقه جهان قدرت‌نمایی کند.

این ارزیابی شباهت قابل توجهی با وضعیت بریتانیا پس از بحران سوئز دارد؛ زمانی که لندن به تدریج مجبور شد حضور نظامی گسترده خود را در شرق سوئز و سایر مناطق جهان کاهش دهد.

نشانه دیگر، رفتار متحدان آمریکا است. در طول تاریخ، افول قدرت‌های بزرگ معمولاً با افزایش استقلال عمل متحدان آنها همراه بوده است. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی نشان می‌دهد برخی کشورهای اروپایی و آسیایی در جریان بحران اخیر ترجیح داده‌اند مستقیماً با ایران درباره امنیت انرژی و کشتیرانی گفت‌وگو کنند و منتظر ابتکار عمل واشنگتن نمانند. این روند از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر کاهش اعتماد متحدان به توان آمریکا در مدیریت بحران‌های بین‌المللی است.

از سوی دیگر، سی‌بی‌اس نیوز گزارش داده که دولت آمریکا در مقاطعی از بحران برای کنترل قیمت انرژی در بازار داخلی، ناچار به اتخاذ رویکردهای انعطاف‌پذیرتری در قبال صادرات نفت ایران شده است. هرچند درباره ابعاد این سیاست‌ها دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، اما همین مسئله نشان می‌دهد تحولات خاورمیانه همچنان می‌تواند به صورت مستقیم بر اقتصاد داخلی آمریکا اثر بگذارد.

نتیجه گیری

در نهایت، گاردین در یکی از یادداشت‌های خود استدلال می‌کند که مسئله اصلی صرفاً نتیجه یک جنگ یا یک بحران نیست، بلکه فرسایش تدریجی روایت «ابرقدرت شکست‌ناپذیر» آمریکاست. به نوشته این روزنامه، قدرت‌های بزرگ زمانی وارد مرحله افول می‌شوند که دیگر نتوانند دیگران را به توانایی خود برای شکل دادن به نظم جهانی متقاعد کنند.

بر این اساس، هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا همان «لحظه سوئز» واشنگتن بوده است؛ اما بدون تردید این درگیری بحثی جدی را در محافل فکری غرب درباره محدودیت‌های قدرت آمریکا، آینده دلار و دوام هژمونی این کشور برانگیخته است؛ بحثی که ممکن است سال‌ها ادامه یابد و آثار آن بر نظم بین‌المللی به تدریج آشکار شود.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.